ای در خیابان تو مزاحم، شرم دار
کابوس من

ای در خیابان تو مزاحم، شرم دار

نویسنده : yasaman_H

خیابان‌های شهر امن نیست و تو ای مرد ایرانی این را خوب می‌دانی. این بار بدون هرگونه پوشش فمینیستی و شعارهای شجاعانه پوچ اعتراف می‌کنم که از تو می‌ترسم. از همین توی با میانگین قد متوسط. من می‌ترسم که شب است که هوا تاریک است که هوا بس ناجوانمردانه سرد است و پالتوی من نازک است و گوشه پایین جیب سمت چپش سوراخ است و من نمی‌دانم با دست چپم چه کار کنم و راه کلاس مان تا خانه کوچه‌های فرعی و خلوت زیادی دارد و تو، تو مرد ایرانی خبر نداری که من گلویم درد می‌کند و امتحانم را بد داده‌ام و دوستم خودکشی کرده و پول حتی یک کرایه تاکسی را هم ندارم. مرد ایرانی من را دچار وحشت می‌کنی وقتی با وجود تمام این بدبختی‌ها با دوستانت داخل خیابان دنبال من می‌افتی و من حس می‌کنم بدنم زیر نگاهت می‌‌سوزد آب می‌شود به درون زمین فرو می‌رود و دیگر بر نمی‌گردد تا ابد بر نمی‌گردد زیر نگاه هرزه‌ات. تو با دوستانت می‌خندی و جملاتی را به من می‌گویی که من را می شکند خورد می‌کند هزار تکه می‌کند و هر تکه‌ام را زیر قدم‌هایت له می‌کنی. 

مرد ایرانی که در خیابان به چاق و لاغر بودن من و قد بلند و قد کوتاه و سیاه و سفید بودن و لباس‌های رنگی یا تیره‌ام اشاره‌های توهین‌آمیز می‌کنی من از تو می‌ترسم. من تو را نمی‌فهمم که اگر به ظاهر من اشاره‌ای نکنی یا کار را به جاهای باریک‌تر نکشانی و من از ترس آبرو هیچ نگویم و داد و بیداد راه نیندازم، اگر من که سرم پایین و نگاهم آن طرف است را سوژه‌ی خنداندن رفقایت نکنی روزت شب نمی‌شود؟ من با تو هستم مرد ایرانی که داری این‌ها را می‌خوانی و با خودت می‌گویی خدا را شکر که من از آن مردهایش نیستم. تو را می‌گویم که اتفاقا از همان مردهایش هستی. خود تو. تو به من می‌گویی که زشتم یا خوشگلم و اندامم خوب است یا نه و این‌ها را جوری می‌گویی که انگار وظیفه ملی توست و خود و رفقایت هار هار به من می‌خندید به من؟ منی که سردم است و از تاریکی می‌ترسم و هر شب هرشب کابوس تو مرد غیور ایرانی را می‌بینم و خیابان‌های کوفتی شهر را. من تنها هستم مرد ایرانی. من حتی با لشگری از دوستان و اعضای خانواده‌ام هم از دست تو در امان نیستم و تیکه‌های منحرفت من را جلوی آن‌ها نابود می‌کند. من تنها هستم و جز خدا هیچ‌کس را ندارم که من را از خیابان‌های شهر نجات دهد و از تو مرد ایرانی. 

من هیچ نمی‌گویم چون من می‌ترسم برای حفظ جانم و حفظ آبرویم و تو به هیچکدام اهمیتی نمی‌دهی. تو به امنیت من اهمیتی نمی‌دهی. به من اهمیت نمی‌دهی و من را از دست خودت یا دوستان عوضی‌ات یا هر مرد دیگری در خیابان نجات نمی‌دهی. من را از سرما و تاریکی نجات نمی‌دهی. تو دردی هستی روی دردهای دیگر. ظاهر من یا تمایلات جسمی من به توی عوضی هیچ ربطی ندارد. به تویی که با خود فکر می‌کنی که نصیحتت در خیابان از سر خیرخواهی است. با تویی که جرات می‌کنی درباره من فکر کنی درباره من نظر دهی به من زل بزنی و من مدام فکر کنم که نکند ایراد از من است؟ و ایراد از من نیست ای غیور مرد تو مشکل داری که فکر می‌کنی بزرگی و از من بهتر. تو حقیری پستی نفرت انگیزی. از تو کینه دارم مرد ایرانی. کینه‌ای به درازای خیابان‌های شهر. از خدا می‌خواهم تو را نبخشد. خدا انتقام کابوس‌های من را از تو بگیرد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_tavassolii
A_tavassolii
٩٦/١١/٠٤
٣
١
رسول خدا (ص) :وقتی کسی که اخلاق و دین وی مایه رضایت است به خواستگاری می آید , به او زن دهید و اگر چنین نکنید فساد زمین را خواهد گرفت. (نهج الفصاحه ، ح 130)./ حتما انتظار ندارید که از بین ۱۰ میلیون جوان مجرد حتی یک نفر هم به فساد کشیده نشه؟ وقتی که جامعه به جوان ما اجازه ی پاسخ به غرایز از راه طبیعی رو نمیده، این طور رفتارها خیلی عجیب و غیرقابل انتظار نیست. من قصد دفاع از این دسته از انسان های پست رو به هیچ وجه ندارم، اما باید سوال باشه براتون که چی باعث میشه یک جوان به همچین حیوانی تبدیل بشه، از اول که به دنیا اومده که حیوان نیست، پس چی باعث شده این طور بشه؟ چی تبدیلش کرده به حیوون؟ و جواب، جامعه است! یعنی مقصر همین مردمن! یعنی از ماست که بر ماست! جامعه سنتی رو بنیان گذاشته که اولین قربانی اون خود جامعه است.این رفتارهای دور از شان انسان اگرچه خیلی قبیح اما رفتار جامعه از این هم قبیح تره. اگر نفرین کردید این جوانان رو خواه ناخواه جامعه رو هم به عنوان مسبب اصلی نفرین کردین درحالیکه شما هم عضوی از همین جامعه اید مبادا خودتون خدایی نکرده از مسببین این ماجرا باشید‌ و در نتیجه مورد نفرین خودتون.
s_bagherzadeh
s_bagherzadeh
٩٦/١١/٠٤
٠
٠
اینکه شما میگین بیکاری و نبود امکان ازدواج و...باعث گمراهی میشه درست،اما مگر همون خداییکه شما میگین اول به ما مردا نگفته چشمامونو بپوشونیم و دامن مونو از گناه حفظ کنیم و توی آیه بعدش میره سراغ خانمها. مگر نگفته اگر کسی موقعیت ازدواجش نیست پاک دامنی پیشه کنه؟! اما اصل موضوع اینه که بی عفتی داره تو جامعه مدمیشه.طرف خودش زن و زندگی داره اما چشمش دنبال بقیس..و از این مدل زیاده.. تاوان نبود امکانات ازدواجو ک نباید یه دختر بی گناه بده. اونچیزی ک باید یاد داده بشه ولی نمیشه داشتن عفته. چه توی نگاه چه توی کلام و.... حالم بهم میخورد وقتی با بعضی از همکلاسیام بیرون بودم و کله هاشون مث رادار خانمارو زیر نظر داشتن.سن هم براشون مهم نبود بقول خودشون هرچی مسن تر بهتر. و چقدر راحتم از وقتی ک دیگه خودمو ازشون کندم.اصلا هم مهم نیست چیا بارم کردن وقتی باهاشون دعوا کردم
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٠٤
٠
٠
پاسخ شما رو انشالله به صورت مفصل تر در نوشته بعدیم به اسم" توجیه نامه " خواهم داد. ممنون
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٦/١١/٠٤
١
١
ذات بشر از ابتدای تاریخ تا همین امروز طبق نظر اکثر فلاسفه هیچ تغییری نکرده و وقتی صحبت از غرایز انسانی می شود انسان امروزی با انسان دوره پارینه سنگی هیچ تفاوتی ندارد. تنها تفاوت در نحوه پاسخ به این غرایز است. هر انسان، اگر به آن اندازه از رشد عقلی نرسد که از توانایی پاسخی معقول به نیازها و غرایز خود عاجز باشد، دیدن رفتارهای نابهنجار و مشمئزکننده کاملا طبیعی است. رشد عقلی نه وظیفه جامعه و نه وظیفه خانواده، بلکه وظیفه خود فرد است. خانواده و جامعه تنها می تواند بستر این رشد را فراهم کند که اگر باز هم بستر فراهم نشود مسئولیت نهایی با خود فرد است. همانگونه که کنش من از دیدن یک دختر زیبا با کنش یک فرد دیگر کاملا متفاوت است، واکنش آن دختر زیبا به نگاه من با واکنش همان دختر به نگاه یک فرد دیگر هم می‌تواند کاملا متفاوت باشد. نیاز همه مردان یکی است ولی نحوه پاسخ دادن به این نیاز متفاوت است. این تفاوت ها در هر جامعه ای هست و مرد ایرانی و مرد عرب و مرد امریکایی و مرد آلمانی و مرد انگلیسی ندارد. مرد طبیعی از دیدن لذت میبره و زن طبیعی از دیده شدن لذت میبره(با لحاظ موازین شرعی) اگر غیر از این باشد غیرطبیعی است.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٦/١١/٠٤
٢
١
البته ناگفته نماند نوشته ی شما بسیار پر حس و زنده بود و مشخص بود که از سویدای دلت نشات گرفته
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٠٤
١
٠
باهاتون موافقم که فرد رو باید مقصر رفتارش دونست. مخاطب من هم مرد ایرانی بود که اولا مرد جامعه ی من مرد ایرانیه پس حرفم رو هم باید خطاب به اون بزنم دوما مرد ایرانی پرمدعا ترین مرد دنیا از نظر غیرته. حالا شاید بعد از عربستان و افغانستان و اینها. هم ادعای تمدن دارید هم مسلمانی. کاش در حد ادعای خودتون ظاهر می شدید. نکته جالب نوشته شما این بود که گفتین زن از دیده شدن خوشش مياد. حالا به قول خودتون با رعایت موازین شرعی فکر نمی کنید شاید زن هم از نگاه کردن و دیدن لذت ببره؟ شما خودتون هم با این نگاه مفعولی به زن یک جور آزار ناخواسته نسبت به ما دارید. در هر صورت ممنون.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٦/١١/٠٥
٠
٠
منظور از دیده شدن و دیدن این بود که دیده شدن در زن غالب بر دیدن است، همانطور که لذت دیدن در مرد غالب بر دیده شدن است. اتفاقا نگاه مفعولانه در ماهیت وجود زن نهفته است. اتفاقا همین ویژگی از زیبایی‌ها و جذابیت وجود زنان است. عبارت دوستت دارم بیش از آنکه برای مردان باشد برای زنان است. عاشق بیشتر به مرد خطاب می‌شود و معشوق داستان در اکثر مواقع زن است و البته این نگاه به هیچ وجه ابزاری نیست بلکه واقعیت و فلسفه وجودی و ازلی زن است. آنکه در مرکز نگاه‌ها است، زن است. انکه همه توجه‌ها را به سوی خود جلب می‌کند زن است که البته ماهیتا امری ناپسندی نیست چون دیدن و دیده شدن نیاز ناخودآگاه هر فردی است. البته ناگفته نماند عدم رشد عقلی، باعث می‌شود که این لذت دیده شدن به جای کارکرد اصلی خود، موجبات رنجش و تاثر روح و روان شما شود و تجربه شخصی شما هم گویای همین امر است.
s_bagherzadeh
s_bagherzadeh
٩٦/١١/٠٤
٢
٠
خیلی خوب نوشته بودین.دمتون گرم
s_bagherzadeh
s_bagherzadeh
٩٦/١١/٠٤
٠
٠
شما درست میگین ک جامعه مقصره،اما تقصیر اصلیش تو یاد دادن عفته. بعد بریم سراغ چیزهای دیگه مث کار و ازدواج و...
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٠٤
٠
١
من همچین حرفی زدم؟
s_bagherzadeh
s_bagherzadeh
٩٦/١١/٠٥
١
٠
نه ببخشید اشتباه شد.اینو میخواستم در ادامه جوابم به آقای توسلی بگم که اشتباهی اینجا نوشتم. درکل مطلبتون خیلی عالی بود. یه عده فک میکنن زن فقط دلش میخواد دیده بشه.به نظرم اصلا درست نیست.ینی زن از دیدن ریبایی لذت نمیبره؟؟!
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١١/٠٤
١
١
با این مطلبتون بسیاررر بسسسیار موافقم....و شدیدا باهاتون همزاد پنداری میکنم....
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٠٤
٠
١
متاسفانه نقطه مشترک خوشایندی نداریم :-(
notareal
notareal
٩٦/١١/٠٥
٢
٠
ستاره خانم گرامی، با درود. با پوزش، «همذات پنداری، » (زیگموند فروید ). چگامه های تان را خوانم و روان بخش بینم، سپاس. هم چنین درود بر یاسمن خانم.
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١١/٠٥
١
٠
درود بر شما.سپاس از نظرتون.این دامنه لغات من همیشه یه جاش به مشکل میخوره.به بزرگی خودتون ببخشید:)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١١/٠٤
٢
٠
چقد احساس کردم انتهای متن خشن و عصبیه :))) / مخصوصا اون حایی ک گفتی " تو را می‌گویم که اتفاقا از همان مردهایش هستی. خود تو. " اینجا دقیقا با این ک مرد نیستم حس کردم قشنگ انگار یکی داش بهم میگف تو هم همینجوری هستی :/ خیلی تاکید قویی داش :)) / با اصل موضوع موافقم.. این طور چیزا واقعا ادم رو شدیییدا اذیت میکنه و حتی بدتر از اون میترسونه....موافقم چون خیلی خیلی خیلی خب اتفاق افتاده این صحنه...طرف مقابل صرفا برای تفریح و سرگرمی این کار رو انجام میده و هیییچ وقت نمیفهمه ک یک دختر چه قدر از این صحنه وحشت داره...و حتی فرقیم نداره دیگه..ک طرف بخاد مانتویی باشه یا چادری..ادمی ک مریض باشه مریضه دیگه :))) اما این ک چکارش میشه کرد رو واقعا نمیدونم...کاش این چیزا نبود :(
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٠٤
٢
١
تاکید و تلنگر باید به قدری قوی باشه که تیشه به ریشه این مرض ها بزنه
ژاله
ژاله
٩٦/١١/٠٤
٠
٠
حال و هوای یک دختر آزردهء ترسیده رو خیلی خوب منتقل کردید. متن خوبی بود.
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٠٤
٠
١
ولی امیدوارم شما رو آزرده یا ترسیده نکرده باشم. ممنون
A_tavassolii
A_tavassolii
٩٦/١١/٠٥
٠
٢
😂😂 می ترسیدم که اشتباه برداشت کنید و متاسفانه کاملا اشتباه برداشت کردید.به هیچ وجه توجیه نبود بلکه علت این مرض اجتماعی بود.
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٠٧
٣
١
اشتباه برداشت کردم؟ یعنی چی که هر زمان کسی نتونست جلوی خودش رو بگیره و انسان درستی باشه بندازيم گردن جامعه؟ اصلا جامعه کثیف و پست، خود آدم باید فکر کنه ببینه چطور آدمی قراره باشه؟ اصلا مگه ميشه زندگی دو نفر رو، چند دهه از زندگی و مشکلات و بدبختی رو به هم گره بزنیم برای اینکه خدایی نکرده تحریک نشن که کارای خلاف عرف انجام بدن؟ ازدواج کنیم فقط و فقط برای جلوگیری از ترویج گناه؟ چه منطقی پشت این حرف هاست؟ من مسبب چه چیزی هستم؟ مسبب ذهن بیمار بعضی از همجنس های شما؟
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٦/١١/٠٧
١
٠
چه دردناك اما واقعي بود...:): خسته نباشيد واقعا!
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٠٧
١
١
ممنون
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/١١/٠٨
٢
٠
من می ترسم وقتی هوا تاریکه از کوچه های خلوت برم خونه، مسیرمو دور می کنم اما از خیابون اصلی می رم که شلوغه........واقعیت نهفته دردناکی در جامعه ماست......قلمتون به زیبایی بیان کرده بود......
پربازدیدتریـــن ها
عشق را وداع گفته ایم

ملت خاموش یا ملت عاشق؟

٩٦/١٢/٠٥
دوباره عاشقش...

بی جهت نیست دلش شوق تو در سر دارد

٩٦/١١/٣٠
شعری سروده خودم

جویای محبت

٩٦/١١/٢٩
نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود

برای من درد همین است

٩٦/١٢/٠٥
دلش پر می کشید

به نام سارا

٩٦/١٢/٠٣
می خواهم توی لاک خودم باشم

در ستایش گم شدن

٩٦/١٢/٠١
بس کنید!

بازی با عشق

٩٦/١١/٢٩
جشن امضای رهش امیرخانی

لطفا در صف بمانید!

٩٦/١٢/٠١
شوق فردا تو

خواب و رویا تو

٩٦/١٢/٠٢
ترانه ای سروده خودم

چقدر دلگیرم از بهمن

٩٦/١١/٢٩
چرا این کابوس‌های بیداری تمام نمی‌شود؟

این شبیخون بلا باز چه بود

٩٦/١١/٢٩
سخنگوی دولت: مردم نگران مسائل اقتصادی شب عید نباشند!

یه قول دیگه... یه قول دیگه!

٩٦/١٢/٠٣
زمان می‌گذشت و من همچنان می‌نوشتم

مرا بخوان

٩٦/١١/٣٠
کاسه داغ تر از آش

لطفا قضاوت بکنید!

٩٦/١٢/٠٥
تو که نباشی

روزهای من

٩٦/١٢/٠٢
خواب‌هایش آشفته است

نمی توانم آرامش کنم

٩٦/١٢/٠٣
معجزه کربلا است

پایان غم عشق

٩٦/١١/٣٠
سقوط مستمر رسانه ای و سقوط پرواز تهران -یاسوج

ورشکستگی فضای رسانه ای کشور

٩٦/١١/٣٠
شعری سروده خودم

از کوچه‌ها باید بپرسم

٩٦/١٢/٠١
از کتاب جیبی غفلت نکنید

حتی درون جیب

٩٦/١٢/٠٥