جیم - تو کز محنت دیگران بی غمی www.jeem.ir
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

تو کز محنت دیگران بی غمی

نویسنده : yasaman_H

روزی روزگاری در شهری آن طرف دریا مرد خیلی مهربانی زندگی می‌کرد. آنقدر مهربان که کار و زندگی خود را رها کرده و خانواده‌اش را فراموش کرده بود تا تمام روز و تمام سال را به مردم کمک کند. مشکلات همه را حل می‌کرد. به درد و دل هایشان گوش می‌داد. موقع گریه کردن مردم را بغل می‌کرد و آن‌ها که قهر بودند را آشتی می‌داد. از این کار خیلی لذت می‌برد. از این حس که می‌توانست مفید باشد و توانا در حل مشکلات. روزها گذشت تا آنکه مردم شهر دیگر هیچ مشکلی نداشتند. نه کسی با کسی قهر بود نه کسی گرسنه و فقیر بود نه کسی گریه می‌کرد. همه جا خوبی بود و خوشحالی. مرد خیلی خوشحال شد که تلاش‌هایش جواب داده و مشکلات مردم حل شده. اما بعد از مدتی احساس بیهودگی کرد. دیگر نه کسی از او مشورت می‌خواست نه کمک و نه کسی روی شانه‌هایش گریه می‌کرد. دلش می‌خواست به دیگران کمک کند. اما به که؟  این مردم دیگر کمک لازم نداشتند. روزها می‌گذشتند و مرد افسرده‌تر می‌شد و مردم دورش خوشحال‌تر تا اینکه یک روز فکری به سرش زد. شروع کرد به دعوا درست کردن میان مردم. غذای مردم را می‌دزدید و حیوانات و کودکان را کتک می‌زد و می‌کشت. زن‌ها و مردها را به خیانت تشویق می‌کرد تا همسرانشان را به گریه بیندازد و ناراحت کند. شهر پر از فساد و تباهی و دروغ شده بود. همه از هم نفرت داشتند و هیچکس به هیچکس کمک نمی‌کرد. به جز یک مرد تنها که داوطلبانه به همه کمک می‌کرد. آخر می‌دانید او عاشق کمک کردن بود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١١/١٤
٢
٠
چه قدر از این افراد زیادن.. کسایی که خراب میکنن تا به اسم خودشون بسازنت :)) خوب بود..ممنون
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٢٠
٠
٠
خواهش می کنم
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/١١/١٥
٠
٠
چقدر خوب بود :) مثل باقی مطالبتون!
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٢٠
٠
٠
ممنون از شما که همیشه پیگیر هستین
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١١/١٥
٠
٠
انگار این داستان رو قبلا شنیده بودم.. عالی متشکر از اینکه به اشتراک گذاشتیش :)
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٢٠
٠
٠
شاید شما مارتی هستین از فیلم back to the future
مهین
مهین
٩٦/١١/١٥
٠
٠
نوشتهء خوبی بود. خیلی خوب. اما چقدر بده که احساس کنیم چنین موجودی در درون ما زندگی میکنه...
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٢٠
٠
٠
به هر حال زندگی می کنه. حس بدش اونجاست که بفهمیم توانایی کنترل کردنش رو نداریم
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/١١/١٥
٠
٠
همیشه خوندن نوشته هات لذت بخشه و البته ناراحت کننده!!! امیدوارم نسل این آدمها منقرض بشه :))
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٢٠
٠
٠
مثل دارو. تلخه ولی خوب می کنه ;-)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٦/١١/١٦
٠
٠
قشنگ می نویسین 😊
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٢٠
٠
٠
ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
معرفی کتاب

پرسش های بی جواب زندگیمان

٩٧/٠٥/٢٠
در انتظار باران

تو را دوست می دارم

٩٧/٠٥/٢٢
این حناها دیگر رنگی ندارد

کی مسئوله این وسط؟

٩٧/٠٥/٢٣
ماشین نوشت افراد معروف

ژووون پل سارتر

٩٧/٠٥/٢٣
شاید گیلانه باشد...

هلیله سیاه آقا هرمز

٩٧/٠٥/٢٠
دوستت دارم

مادر بزرگ

٩٧/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

لیلای بی مجنون

٩٧/٠٥/٢٠
درمان دائمی این درد

جمعه‌های من

٩٧/٠٥/٢٠
همه چیز آغاز می‌شود

خداحافظ

٩٧/٠٥/٢٣
اندر حکایت چپ دستی

لطفا دست چپ من را دوست داشته باش

٩٧/٠٥/٢٢
تابلوی ممنوع را نشان شان بدهید

خاصیت حساس بودن

٩٧/٠٥/٢٢
مگر زندگی همین نیست؟

فیلم هندی می بینم پس شادم

٩٧/٠٥/٢٢
شاید که روزی پروانه شوم

پیله

٩٧/٠٥/٢٣
چشمم را روشن کن

مستم از این عطر

٩٧/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

فقط زنده باش

٩٧/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

دختر

٩٧/٠٥/٢٢
امان از خسنگی

تابستونی که قراربود بترکونیم!

٩٧/٠٥/٢٤
هیچوقت دیر نیست

سخت نگیریم

٩٧/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

چه خوش برگشتی

٩٧/٠٥/٢٤