طواف عشق
و در آن لحظه به رسوایی من خندیدی

طواف عشق

نویسنده : نسیم پهلوان

پاسبان نیمه شبی

داد زنان اخطار کرد

که اگر دست من افتی

فلکت خواهم کرد

سر من بر سخنش لیک دگر گوش نداشت

با خودم اندیشم:

لحظه‌ای دیدن تو

ارزشِ نقض قوانین حکومی را داشت

-فلکت خواهم کرد...

پاسبان خسته نشست

بی‌نفس گوشه‌ی دیوار

کمی دور تَرَک... پای من نیز دگر بیش نرفت

...

یاد آن لحظه‌ی دیدار نگاهت کردم

یاد رخسار چو ماهت کردم

آن زمان کز سر ایوان نگاهم کردی

که به چشم پر عشق... طوافت کردم

چو نگاه پر رمز و رازت را دیدم

چنان وا دادم... چنان ترسیدم! 

که توهم فهمیدی

و در آن لحظه به رسوایی من خندیدی

تا لبت خنده زد و غنچه‌اش آهسته شکُفت

نیش من باز شد و غصه به آرامی خُفت

پاسبان زیرلبی گفت :

به من میخندی..؟

و به دنبالم تاخت...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١١/٠٤
١
٠
خیییییلی خیییییلی قشنگ بود نسیم :))) فقط اون جایی که گفته بودی " چو نگاه پر رمز و رازت را دیدم چنان وا دادم... چنان ترسیدم! " یکم تو ذوق میزد و اهنگشو بهم زد..البته شایدم من بد خوندم :))) یاد اون شعری ک فروغ و مصدق و بعدشم دو نفر دیگه به خاطر همون سیب گفته بودن افتادم :)) خلاصه ک خیلی لذت بردم 😘
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١١/٠٤
٠
٠
فداتم.. شایدم تو ذوق بزنه من شعر گفتنو دوست دارم ولی متاسفانه بلد نیستم برا همین ناقص میشن!
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١١/٠٤
١
٠
واااایییییی چه قد خوب بخصوص اون قسمت که گفتی«نیش من باز شد و غصه به آرامی خفت».همون لحظه منم نیشم باز شد.غصه ام خفت:)
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١١/٠٤
٠
٠
:))) عخی..
ژاله
ژاله
٩٦/١١/٠٤
١
٠
دزد عاشق؟! درست فهمیدم؟؟ + یه جور ناقلایی قشنگ بود.
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١١/٠٤
٠
٠
آری :)) ممنون که خوندید و نظر دادید :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/١١/٠٥
١
٠
چقدر خوب بود. ایول دمت گرم. شعر نو هم خوب میگی. یاد شعر پروین اعتصامی هم افتادم البته! آخرش عالی بود :)
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١١/٠٥
٠
٠
فدا مداتم فرانکم ^_^
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/١١/٠٥
١
٠
جالب و زیبا بود :) وزنش هم خیلی خوب رعایت کرده بودین :) موفق باشید
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١١/٠٥
٠
٠
واقعا؟ 0_o
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/١١/٠٥
٠
٠
بله :)
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١١/٠٥
٠
٠
ممنــانم :)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/١١/٠٥
١
٠
خیلی خوب بود نسیم جان
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١١/٠٥
٠
٠
ممنااانم..هم برا خوندن و نظرت عزیزم هم برا اینکه بالاخره بعد سه هفته مطلب منه بخ بختو پخش و پلا کردی :)
n_dahji
n_dahji
٩٦/١١/٠٥
١
٠
خیلی عالی بود نسیم جان,فقط اون جایی که گفتی ;چو نگاه پر رمز و رازت را دیدم,مینوشتی چو نگاه پر رازت دیدم,به نظر من بهتر میشد,بقیه هم عالی👌👌👌موفق باشی عزیزم☺
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١١/٠٦
١
٠
ممناانم بلی حق با شماست :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٦/١١/٠٦
٢
٠
خودت گفتی؟؟؟ خیلی خوب بود ! باریکلا
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١١/٠٦
٠
٠
بلی :) با تشکر از شما الهامم :)
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/١١/٠٧
١
٠
عالی بود، وقتی داشتم میخوندم فکر نمی کردم کار خودت باشه!!!!!!! یاد شعر خانه کوچک ما سیب نداشت....افتادم، معرکه بود.... بسیار زیبا.....
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١١/٠٧
٠
٠
با تشکر از کامنت تو نسترن عزیزم :)
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٦/١١/٠٧
٢
٠
چه قشنگ بود....:)
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١١/٠٧
١
٠
خیلی متشکراتم ^_^
m_moqiseh
m_moqiseh
٩٦/١١/٠٨
١
٠
سلام شاعر گرامی ! دروتان باد . خیلی عالیست . هم قصه قشنگی دارد و هم سبک و وزن خیلی خوب رعایت شده است . فقط اون یک خط که نوشتید: چو نگاه پر رمز و رازت را دیدم . اصلاح بشود خیلی عالی تر خواهد شد. البته شما خودتون استادبنده هستید اما به چندصورت بهتر می توانید بنویسید. مثلا : درنگاهت رمزو راز را دیدم - رمزو رازی چودر نگاهت دیدم - چو رمزو راز به نگاهت دیدم - چه رمزو رازی زچشمت دیدم . دوست گرام جسارت بنده را ببخشید. متشکرم !
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١١/٠٨
١
٠
درسته.. ممنون از وقتی که گذاشتید :)
S_khandandel
S_khandandel
٩٦/١١/٢٦
١
٠
عالی بود آفرین چه طبع شاعرانه ای..👏👏👏
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٢/٠٣
١
٠
:)
امیر رستم زاده
امیر رستم زاده
٩٦/١٢/٠٨
٠
٠
آفرین آفرین
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٢/٠٨
٠
٠
ممنون