حس ناب!
سهم ما نیست

حس ناب!

نویسنده : نسیم پهلوان

می‌گفت آن وقت‌ها مثل حالا شلوغ نمی‌شد. حتی شب جمعه هم غلغله نبود. جارو می‌کردیم که جمع کنیم و درها را ببندیم که مردی با دشداشه خیس از عرق و پارچه‌ای در دست، با عصبانیت وارد حرم شد و یک راست رفت سمت ضریح. پای در ورودی که رسید با تمام توانش پارچه را پرت کرد سمت ضریح. فقط توی هوا دیدیم که دست و پایی از پارچه بیرون زد و محکم خورد به ضریح ابالفضل.

جاروها را انداختیم و دویدیم سمت ضریح. از شدت بهت هیچ کس حرف نزد. حتما طفل معصوم درجا ضربه مغزی شده بود که صدایش در نیامد. پارچه را کنار زدیم، سراپایش را دیدیم. سالم سالم بود. دست من را گرفت و آرام بلند شد. تازه به خود آمدیم و فهمیدیم مرد از حرم خارج شده. آن وقت‌ها بین‌الحرمین خیابان نبود. با همان عصبانیت و شتاب می‌رفت و متوجه صدا زدن‌های ما نشد.

دست که به شانه‌اش زدم برگشت و خواست داد و فریاد کند. نفهمیدیم چرا بچه را که دید انگار چیزی در سینه‌اش فرو ریخت، و روی زانو افتاد. ما فکر می‌کردیم بچه سالم بوده و فقط به لطف آقا ضربه مغزی نشده. اما انگار پا تا سر فلج بوده و مرد بی‌همسر از نگهداریش عاصی شده بود.

آخ چه حسی. دنیا را گشته باشی. داغ هزار مشتری و مدعی را بر سر و صورت داشته باشی. خسته و خراب بروی توی حرم. «خود»ت را از وجودت بکشی بیرون و پرت کنی جلوی ضریح و بگویی «خسته شدم دیگه اینو نمیخام». بزرگ‌تر از آنند که بگذارند بی‌خود بمانی. امانت را پس می‌فرستند. اما خودی که آن خود سابق نیست. درد این که، هنوز، خستگی، و خرابی هم، سهم ما نیست.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٦
٠
٠
عرض شود که این نوشته ی من نیست نوشته ی یکی از دوستان وبلاگ نویس هست که خودم بعد از خوندنش حالم دگرگون شد و فکر کردم خوندنش برای شما هم خالی از لطف نیست :) اگه دلتون لرزید ... التماس دعای خیر :)
banu69
banu69
٩٦/١٠/١٧
٠
٠
من یک داستان اینچنینی رو توی کتاب "داستان های شگفت" شهید دستغیب خوندم کلا عربا رفتاراشون اینجوریه به نظرم این رفتارا ناشی از رابطه ی خیلی خوبشون و ندار بودنشون با اهل بیته و اگرنه هرکسی دیگه ای بود که اینطوری رفتار می کرد................ :(
banu69
banu69
٩٦/١٠/١٧
٠
٠
من یک داستان اینچنینی رو توی کتاب "داستان های شگفت" شهید دستغیب خوندم کلا عربا رفتاراشون اینجوریه به نظرم این رفتارا ناشی از رابطه ی خیلی خوبشون و ندار بودنشون با اهل بیته و اگرنه هرکسی دیگه ای بود که اینطوری رفتار می کرد................ :(
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٧
٠
٠
فکر نمیکنم ربطی به ندار بودنشون داشته باشه .. ببین باید خسته شی و دست به دامنشون شی..از طرفی باید وقتشم باشه که جوابتو بدن.. چون ائمه واسطه ی خیر هستن و خداست که خیر رو از طریق اونها بهمون میرسونه پس تا خدا نخواد.. تا خدا تشخیص نده اینی که میخوای الان برات خوبه اتفاقی نمیفته.. این وسط چیزی که مهمه اینه که تو کم نیاری.. از رو نری.. بچسبی بهشون و با تمام وجودت بخوای...
banu69
banu69
٩٦/١٠/١٦
١
٠
سلام قشنگ بود..... يعني عالي بود ممنون
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٧
٠
٠
فداتم :)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٦/١٠/١٧
١
٠
:( حیف که به ما نگاهی نمی کنند
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٧
٠
٠
شما اگر به پاراگراف آخر عمل کنید نتیجه ش رو میبینید.. این خونواده همیشه حواسشون به ما بوده و هست این ما هستیم که غافلیم :)
banu69
banu69
٩٦/١٠/١٧
٠
٠
گاهی اوقات حس می کنم که واقعا توجهی بهم ندارن چون توی این شرایط سختی که هستم هرچقدر صداشون می کنم جوابی نمیشنوم توی این شرایط سخت و عذاب آور آدما بیشتر از هر وقت دیگه به کمک اهل بیت نیاز دارن
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١٠/١٧
١
٠
منقلب هستم هنوز هم . بعد از یه ربع😶😶😶فوق العاده است
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
:) چه خوب!
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/١٨
١
٠
حال ما هم دگرگون شد :))
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
خوش به سعادتت :)
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/١٠/٢٠
٠
٠
نوشته، فوق العاده حال آدم رو دگرگون میکنه، عالی بود.....الطاف ائمه اطهار همیشه یک معجزه شگفت انگیزه....
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/٢٠
٠
٠
بله همینطوره :)
banu69
banu69
٩٦/١٠/٢٠
٠
٠
سلام منظورم از ندار بودنشون فقر و نیاز مادی نیست منظورم از اینکه که عرب های عراق و اهل بیت با هم ندارن یعنی خیلی با هم صمیمی و خوبن خیلی عاشق همن منظور من از ندار بودن نبودن چیزی بین رابطشونه یعنی اینکه با هم رو دربایسی و تعارف ندارن صممیمی اند بعله....!!!!
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/٢٠
٠
٠
من متوجه شدم بانوی جانم... منم منظورم اینه که ما هر چقدر هم ازشون غافل باشیم باز این خونواده عاشقن و با برکت :) شایدم حق با تو باشه ولی من فکر نمیکنم یعنی نمیخوام حتی بهش فکر کنم عربا عاشق تر از ما باشن :/ اصن حقشو ندارن :|
banu69
banu69
٩٦/١٠/٢٠
٠
٠
از خدا که پنهون نیست از تو چه پنهون! من وقتی فکر می کنم امام حسین یکی دیگه رو بیشتر از من دوست داره لجم می گیرم و غصه می خورم مثل دخترای بابایی فقط دلم می خواد من بیشتر دوستش داشته باشم و اونم منو بیشتر از همه دوست داشته باشه شاید اینکه میگن اهل بیت و امامان معصوم و مظلوم ما مثل پدران شیعیان هستند همینه اره واقعا فقط ما رو باید بیشتر دوست داشته باشیم و تمام.... ممنون عزیزم
banu69
banu69
٩٦/١٠/٢٠
٠
٠
من از عربا هم نسبت به سیدالشهدای عزیزم خیلی عاشق ترم روایت داریم هرکس خداوند خیر او را بخواهد محبت حسین(ع) و زیارتش را در دل او قرار می دهد.... محبت قلبی ات به سیدالشهدا و اهل بیت روز به روز بیشتر ان شا الله
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/٢٠
٠
٠
هووم و همچنین.. ان شــاء الله قلب توام همیشه لبریز از عشق ائمه و خدا باشه :)
آلاء
آلاء
٩٦/١٠/٢١
٠
٠
غافلگیر شدم واقعا! البته از اهل چنین کراماتی بعید نیست ولی همیشه برام سواله چرا مثلا اون شخص باید به اون چنین مرحله ای برسه که دست به این کار بزنه؟ ینی اگه اون کارو نمیکرد بچش هموجور میموند؟؟ مثلا من هیچ وقت همچین جسارتی ندارم که به این تندی گلایه کنم:((
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/٢١
٠
٠
فکر میکنم اون لحظه قصد شرمنده کردنشو داشتن...کاری کردن که دیگه به بزرگی و کرامتشون شک نکنه.. اینا درسه برای بقیه که بدونن هر چقدرم به این خونواده التماس کنن و عاشق باشن بازم کمه :)
محمدعلیـ
محمدعلیـ
٩٦/١١/٢٣
٠
٠
✿✿✿
پربازدیدتریـــن ها