کوچه بن بست
شبی از شب های زمستان

کوچه بن بست

نویسنده : setareh_roshan947

چه حالی داره قدم زدن توی خلوتترین کوچه یه خیابون بی‌انتها.

اونم توی اوج سیاهی یه شب سرد زمستونی.

سرما نفوذ می‌کنه به مغز استخونت و لرز می‌ندازه توی تنت.

درختا همه بی‌برگ...

از شانس تو، خلوت‌ترین کوچه می‌رسه به بن بست.

یه بن بست عجیب...

هلال ماه توی آسمونه، یه کمونه کوچیک از نور توی دل سیاهی شب.

یه درخت بی‌برگ بلند‌، که یه لونه بزرگ روشه.

یه نیمکت، ته بن بست، زیر درخت.

چندتا برگ روی نیمکت نشونه‌ی تکیدن ته مونده‌ی برگ‌های درخته.

قدم‌هات خسته است...

نفس نیست...

یه کوچه بن بست...

یه نیمکت سرد...

یه درخت بی‌برگ...

و یک تو خسته که نیاز داره توی سکوت یک شب سرد روی یک نیمکت آهنی بشینه، چشم بدوزه به هلال ماه...

و گوش بده به صدای قار قار کلاغی که لونه‌اش روی درخته.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
حمید
حمید
٩٦/١٠/١٤
١
١
خوندمش سردم شد.. قلبم تند تر زد.. ٪-(
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١٠/١٥
١
٠
انشالله که همیشه قلبتون گرم و تپنده باشه.فکر نمیکردم یه همچین حسی هم داشته باشه😳.ممنون از نظرتون
b_noori
b_noori
٩٦/١٠/١٤
٠
٠
من همش منتظر بودم در انتهای این حجم سرد و سیاه و تنها یه اتفاق ترسناک منتظر باشه؛ پشت نیمکت تو اوج سیاهی...
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١٠/١٥
١
٠
موقع نوشتن این متن به هر چیزی فکر کردم الا ترس و وحشت.حتما به نوشتن متن های ترسناک هم فکر میکنم😊.سپاس
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
یه کوچه بن بست... یه نیمکت سرد... یه درخت بی‌برگ...همین خودش یه عالمه ترس داره 😁😁 ... توصیفات قشنگی داش 😉😉
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
ممنونم سمانه جان.ترس یعنی نبودن یه چیزی که باید باشه یا بودن چیزی که نباید باشه
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
اینا ها الان نباید میبود 😂...
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
😂😂😂😂😂😂 مثلا جای کلاغ روی شاخه یه غول باشه با شاخ و دم.اون ترسناکه.بیچاره کلاغ😅😅
پربازدیدتریـــن ها