یک شهر به دنبال من و من پی یک کس
شعری سروده خودم

یک شهر به دنبال من و من پی یک کس

نویسنده : سیده محبوبه عظیم زاده

یک شهر به دنبال من و من پی یک کس

از خیر تو ای عشق همین‌قدر مرا بس

زیبایی تو سایه زده بر همه هستیم

ای گنبد فیروزه و ای طاق مقرنس

تو سیب گلابی و چه خوش‌طعم ولی من

آن میوه حسرت زده باغ که نارس

افتاده به دامان تو، باشد که بیفتد

از دست تو بر غربت این خاک مقدس

***

یک‌بار بگو... حرف بزن... دل بده... اینقدر

با پات مکش پیشم و با دست مزن پس

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
fatemeh_noei
fatemeh_noei
٩٦/١٠/١٠
٠
٠
دوستش داشتم خوب بود
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/١٠/١١
٠
٠
خیلی خوبه محبوبه :)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/١٢
٠
٠
ووووووییییی خیلی قشنگ😍😍😍
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٣
٠
٠
عـــاااااااااااااااالی!!!! یکمم شعر برکه و ماهی اشرف زاده رو برام تداعی کرد ^_^
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/١٠/١٤
٠
٠
شعر بسیار زیبا و دوست داشتنی بود.
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٦/١٠/١٧
٠
٠
ممنونم عزیزان از همه شما.
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠