گر که کوتاهی نباشد...
ناله ممکن می شود

گر که کوتاهی نباشد...

نویسنده : سمانه صالحی

همان روزها بود که زیادی خودنمایی میکرد و هی خودش را به شلوار و پرده و کیف بند می‌کرد. ناخنم را می‌گویم! قد بلند کرده بود و سوهان کشیده دل می‌بُرد . نه اینکه بقیه‌شان را از بیخ کوتاه کرده باشم‌ها؛ نه! اما ناخن این انگشت چیز دیگری بود. چند باری مامان گفته بود ناخن‌گیر را بردار و زحمتش را بکش اما مگر دلم می‌آمد؟ یک جورهایی دوست داشتم رکوردش را ببینم. به قول بابا بیلی بود برای خودش. البته بماند که این حرفش مال یک ماه قبلش بود و نمی‌دانست با وضع الان آن موقع بیلچه‌ای بیش نبوده! خلاصه که از دوست و تذکر دبیر و مامان گرفته تا هر کسی که چشمش می‌افتاد؛ اصرار کوتاهی و هم طراز شدن با بقیه هم ردیفانش؛ و از من انکار برای بلندتر شدن و فرا بیل شدنش. طوری شده بود که این اواخر همه‌ی کارها را با ظرافت و یک متانت خاصی انجام می‌دادم تا ایشان تعظیم نکنند و همچنان پا برجا بماند. 

آن روز بعدازظهر اما، وداع جانسوزی بود. سر یکی از همان بزن بزن‌های مسخره‌ی همیشگی‌مان با برادرم یکهو انگار که این انگشت کوچیکه را قطع کرده باشند. دردی عمیق تا مغز استخوان‌هایم رفت. برادرم که ترسیده بود و زودتر فهمیده بود چه شده خودش را کنار کشیده بود و من مانده بودم با یک صحنه‌ی ناخوشایند. از طرفی در شوک و غم از دست دادنش و از طرفی مهم‌تر از آن درد زیادی که انگار قصد تلافی همه‌ی این مدت را داشت. ناخن نه از آن جایی که مامان می‌گفت کوتاهش کنم؛ نه از آن جایی که با بقیه هم طراز می‌شد و نه حتی از آن جایی که لب به لب با انگشت میشد؛ که دقیقا خیلی جلوتر از آن شکسته بود. از همان وسط‌های روی انگشت، از همان جایی که تا به حال زیرش را ندیده بودم  و کلش به یک دو میلی متری آویزان بود که ای کاش آن هم خودش کنده می‌شد. با درد فراوان و خودنمایی سرخی خون، چشمانم را بستم و باقی‌اش را با یک حرکت ضربتی جیک ثانیه‌ای کندم و چه زمزمه‌هایی که نثارش نکردم...

از دستان مشت شده و دندان‌های به روی هم فشرده برادرم قشنگ مشخص بود او هم درد را حس می‌کند. بالاخره حاصل دست به گریبان شدن با او بود که بی‌بیل شدم. انگشتم را که نگاهش کردم در مقایسه با بقیه انگشتان به مثال یک یتیمی در همان گوشه و کنارها دیده می‌شد و چهره‌ی دست را به کل به گند کشید. بماند که سه چهار هفته‌ای کامل طول کشید تا  تازه ناخن به لب انگشت رسید و زخمش خوب شده بود اما مامان دو سه روز بعد آن اتفاق چه حرفی زد و من چقدر به روی خودم نیاوردم. درست می‌گفت... 

می‌گفت بعضی چیزها را باید همان وسط‌ها، همان جایی که همه نصیحت می‌کنند و تو هیچ نمی‌فهمی، همان جاها باید ناخن‌گیر را برداشت و کوتاهشان کرد. دندان خراب را باید کند. قبول که جای خالی‌اش دهان را زشت می‌کند؛ قبول که کندنش درد دارد اما کافی‌ست بگذاری بماند... لفتش که بدهی گند می‌زند، همه را می‌پوساند! لازم است گاهی خودت جلوی درد عمیق‌تری را بگیری. از آن روز ناخن گیر به عقلم آویزان کرده‌ام و مدام دنبال این بلند‌ها می‌گردم. همان‌هایی که با دلسوزی امروز، فردایم را می‌گیرند.

دیگر منتظر شکستن‌های عمیق و غیرمنتظره نیستم. همان اول دم حجله همه را کوتاه می‌کنم. شاید ناراحت شوم؛ شاید درد داشته باشد؛ شاید بهایش را باید بپردازم ولی می‌ارزد به تمام دردهایی که قرار است روزی ناگهانی رخ بدهد و همه چیز را نابود کند.

دور و برم زیاد اند کارها و آدم‌هایی که هنوز بیخ پیدا نکرده‌اند و به ظاهر زیبا جلوه می‌کنند. اما کافیست به یک جایی گیر کنند همه را به گند می‌کشند. این‌ها را تا درد نشده‌اند باید از ته ته گرفتشان. قبل از اینکه ناخنت بشکند، کوتاهش کن! خودت کوتاهش کنی؛ کم‌تر ناراحت می‌شوی تا اینکه بشکند. متوجهی؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/٠٥
٣
١
متوجه ام :) عــــاااالی دخترم عـــاااالی :)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٠٥
٠
٠
عزیزمی تو😘😘... لطف داری :)
ژاله
ژاله
٩٦/١٠/٠٥
٢
٠
متوجه شدم خانم. درست میفرمایید شما.
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٠٥
٠
٠
فدات خانومی 😁😁 خیلی گلی❤️
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١٠/٠٥
٢
٠
چه زیبا:)))
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٠٥
٠
٠
قربونت عزیزم نظر لطفته 😘😘❤️
Susan_mhd
Susan_mhd
٩٦/١٠/٠٥
٢
٠
کاملا متوجه ! :)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٠٥
٠
٠
ممنون سوسن جان که خوندی😘❤️
m-aminfar
m-aminfar
٩٦/١٠/٠٥
٣
٠
(نه از آن جایی که با بقیه هم طراز می‌شد و نه حتی از آن جایی که لب به لب با انگشت میشد؛ که دقیقا خیلی جلوتر از آن شکسته بود. از همان وسط‌های روی انگشت، از همان جایی که تا به حال زیرش را ندیده بودم و کلش به یک دو میلی متری آویزان بود که ای کاش آن هم خودش کنده می‌شد.) این 3 خطو که خوندم ی سوزشی تو وجودم پیچید. یادمه یبار ناخنم بلند بود و گیر لای در و از وسط نصف شد:/
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٠٦
٠
٠
درک میکنم قشنگ.. از بدترین اتفاقاس 😩😩😩 مرسی که خوندی عزیزم ❤️😘
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٦/١٠/٠٧
٣
٠
این مثل و همیشه یادم میمونه :)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٠٧
٠
٠
:)))) مرسی بابت وقتی که گذاشتین :)
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/١٠/٠٧
٣
٠
پایان بندی عالییییییی داشت . خیلی خوب بود.
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٠٧
٠
٠
شما لطف داری .... مرسی عزیزم..
h_sadat
h_sadat
٩٦/١٠/٠٨
٢
٠
خوب بود :) قبول دارم.
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٠٨
٠
٠
ممنون :)) مرسی که خوندی و وقت گذاشتی
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/١٠/١١
٢
٠
سمانه! من عاشق تیترها و روتیترهاتم :)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/١١
٠
٠
مرسی مریم جونم 😁😁😁 چقد ذوق زده شدم.. :)) خیلی لطف داری .
N_movaghar
N_movaghar
٩٦/١٠/١٩
٣
٠
احسنت خیلی عالی بود.
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٢٥
٠
٠
نظر لطفتونه...ممنون :))
لیلی
لیلی
٩٦/١٠/٢١
٣
٠
ربط عالی؛ متعالی
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٢٥
٠
٠
قربونت 😃😃
لیلی
لیلی
٩٦/١٠/٢١
٣
٠
دندون پوسیده رو یا پر میکنن یا عصب کشی که تو حرف زدن و غذاخوردن اذیت نشن کندن کار درستی نیست
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٢٥
١
٠
گرونه -_- باید کند
لیلی
لیلی
٩٦/١٠/٢٨
٠
٠
نکن .بعضی جاها با60تومن دندون پر میکنن برای رضای خدا
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١١/٠١
١
٠
:(( خراب ترش میکنن :((
لیلی
لیلی
٩٦/١١/٠٤
٠
٠
پارسال یکی ازدندون پزشکا نذر کرده بود که با 60تومن دندون بی بضاعتا رو پر کنه مردم که میگفتن راضین تو نظرسنجی یکی از سایتهای خبری
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١١/٠٤
٠
٠
:| بی بضاعت :// مرسی -_-
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١١/٠٤
٠
٠
چقد جدی گرفتی 😁
لیلی
لیلی
٩٦/١١/٢٥
٠
٠
گفتم که گفته باشم
arman_javan
arman_javan
٩٦/١٠/٣٠
٢
٠
:))
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١١/٠١
٠
٠
:)) مرسی که خوندین
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٦/١١/٠٦
٠
٠
خوب بود ^_^ ما من هم جز متوجها :ی
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١١/٠٦
٠
٠
قربونت..مرسی ک خوندی :)
پربازدیدتریـــن ها