هر چیزی تا به ما می‌رسد وا می‌رسد

هر چیزی تا به ما می‌رسد وا می‌رسد

نویسنده : علیرضا خورسندی

امروز وقتی در اتوبوس بودم، داشتم به این فکر می‌کردم که چقدر ما بدشانسیم! چرا هر چیزی تا به ما می‌رسد وا می‌رسد!

از دوران دبستان که نگو، تا ما رسیدیم به پنجم طرح شیر مدارس برای دبستان را تصویب کردند! تا رسیدیم به سال سوم راهنمایی باز طرح شیر را برای راهنمایی تصویب کردند!

آمدیم دبیرستان، درگیر کنکور شدیم یکی می‌گفت هست، یکی می‌گفت نیست، آخرش هم که ما نفهمیدیم چی شد!

رفتیم دانشگاه، اُه اُه! کلاس‌های که تا ترم پیش 35-30 نفره بودند، شدند 50 نفره! همه چیز شروع به گران شدن کرد! از شیر مرغ تا غذای سلف دانشگاه! تازه می‌خواستیم یک درآمدزایی داشته باشیم!

داشتم باز هم به آینده فکر می‌کردم، به آینده‌ای که باید خوش‌بین بود. یاد حرف چند روز پیش استاد کارآفرینی‌مان افتادم که می‌گفت: فکر کار استخدامی را از کله‌تان بیرون کنید! به فکر کار در بازار باشید! باز هم با خودم می‌گفتم خوب است ما که فنی هستیم و برای بازار آماده می‌شویم اما یک لحظه به خودم آمدم، کدام کار! کدام بازار! مگر بازاری هم مانده! مگر صنعتی هم مانده! آن زمانی که ظرفیت‌ها کم بود، به دست آوردن کار سخت بود، حالا چی پس! باز با خودم گفتم نه! من می‌توانم، هر کسی باید بتواند گلیم خودش را از آب بکشد بیرون، من هم می‌توانم، پس باید تلاش کنم، تلاشم را بیشتر کنم و باز هم تلاش کنم.

ناخودآگاه یاد تیتر روزنامه چند روز پیش افتادم که نوشته بود، دو سوم پزشکان عمومی به کاری به جز کار پزشکی مشغول‌اند! با خودم گفتم این اگر اوضاع پزشکان ما باشد، پس اوضاع ما چطور است؟!

دلمان را به یک وام ازدواج خوش کرده بودیم که آن هم منحل شد! خدایا... !!

 

بگذریم، یک جورایی به خودم امید می‌دادم، که نا امیدی اصلی‌ترین دشمن انسان است. با خودم می‌گفتم سال دیگر اوضاع بهتر می‌شود نگران نباش، باز یادم آمد که سال پیش هم با خودم همین را می‌گفتم، اما هر چقدر این شب تاریک طولانی باشد، باز هم «پایان شب سیه سپید است...»

خلاصه سرتان را درد نیاورم باز هم خدا را 100 هزار مرتبه شکر، اوست که به ما روزی می‌دهد و ما باید تلاش خودمان را بکنیم...

یاد این جمله که روی دیوار دانشگاه نوشته بود افتادم «به خدا نگو مشکل دارم! به مشکلت بگو خدای بزرگی دارم.»

 همیشه باید امید داشت، امید است که همه مشکلات را حل می‌کند، حتی سخت‌ترین مشکلاتی را که فکرش را هم نمی‌کنید. من بر این جمله ایمان دارم و خداست که روزی می‌دهد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahtab-k
mahtab-k
٩١/١٢/١٩
٣
٠
کاش هفت ساله بودم روی نیمکت چوبی می نشستم مداد سوسماری در دست باصدای تو دیکته می نوشتم تو می گفتی بنویس دلتنگی من آن را اشتباه می نگاشتم اخمی بر چهره می نشاندی و من به جبران دلتنگی را هزار بار می نوشتم! .... واقعا همینطوره دوست عزیز
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٩
١
٠
بععععلهههههـ
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/١٩
١
٠
عاغا تقلب ... تقلب اینو من تو تخته سیاه نوشتم خخخخخ
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/١٩
٢
٠
بعله ... همینه باید امید داشت ... خدا بزرگه ایشالا همه چی درست میشه ... همه چی آروم میشه بعدش میتونیم بخونیم همه چی آرومه من چه قدر خوشحالم...
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٩
٢
٠
یک روز خوب میاد...
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩١/١٢/١٩
١
٠
از شما تندیس شانس باید ساخت
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٩
٢
٠
طرحش در دست اجرای برای سال 1404 بهره برداری میشه، میگن البته
shiezadeh
shiezadeh
٩١/١٢/١٩
١
٠
خخخخ :)
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٢/١٩
٠
٠
برو بابا
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/١٩
١
٠
مرسی علیرضا جان!خیلی قشنگ نوشتی!حقیقتا منم به امید زنده ام
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٩
١
٠
قربان تو سید جان:)
نسیم
نسیم
٩١/١٢/١٩
١
٠
هیییییییییییییییییییییییییییییی! دلم خونه خون!!!
imanhkt
imanhkt
٩١/١٢/١٩
١
٠
علیرضا اینا رو ولش کن ... تنها شانس زندگی تو منم مگه نه ؟ ... بیا پهلو من تا منو هم از دست ندادی ؟
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٩
١
٠
آره ! گل گفتی اصلا حواسم نبود...:)))
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/١٩
١
٠
هعییییییییی
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/١٩
٠
٠
واقعا آدم با امید فقط زنده است..... خدا روزی دهنده است..... نگران نباشید... انشالله درست میشه.... میگن زندگی 100 سال اولش سخته..... :))))))))))) جالب نوشته بودین جناب.....
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٩
٠
٠
اره این که ثابت شده که زندگی 100 سال اولش سخته ولی خوب ... :))
Niva
Niva
٩١/١٢/١٩
٠
٠
اگه تو این دنیا بچه های خوبی نبودین به خودتون امید واهی ندین:)))) چون سختی اصلیش اون دنیاست:))) اینجا فقط دست گرمیه:)) البته شما که خوبین . خودمو گفتم:)
Niva
Niva
٩١/١٢/١٩
٠
٠
به نظر من تو هر کاری که توکل کردی درست میشه.. به همین سادگی به همین خوشمزگی:) اوستا کریم ما نوکریم:)) ممنون جناب علیرضا
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٩
٠
٠
موافقم.منم ممنونم از شما که امدید نظر دادیم...:)
mr.majdator
mr.majdator
٩١/١٢/٢١
٠
٠
واقعا بد شانسی هاااااااااا..........................
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٤
١
٠
واقعا ...ممنون
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٧/٠٧
٠
٠
اگزکلییییییییییییییییییییی!!! موافقم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨