جیم - سفر در زمان www.jeem.ir
سفر در زمان
شعری سروده خودم

سفر در زمان

نویسنده : سلیمان حسنی

پریشان شد شبی، روح و روانم 

شدم دلتنگ جمع رفتگانم 

نمودم رو به درگاه خدائی 

که از این غم بده ما را رهائی 

شده پراشک یا رب، دیده‌ی من 

نظر کن بر دل غمدیده‌ی من

شود بینم دوباره روی مادر 

که بایک خنده وارد گردد از در 

ببوسم دست بابا را، دوباره 

کنم آن روی زیبا را نظاره 

نشیند بار دیگر، روبه‌رویم

کشد آن دست گرمش را به مویم 

چو خوابم برد با فکر عزیزان 

زمان برگشت در یک لحظه و آن 

پدر با مادرم از ره رسیدند 

به روی دیده‌ام دستی کشیدند 

فتادم با شعف بر پای آنان 

شدم محو رخ زیبای آنان 

شکرخندی از آنان شد جوابم 

چو آبی بود بر قلب کبابم 

صدای خنده‌ی ایشان به گوشم 

ربود آن لحظه از من عقل و هوشم 

به ناگه، محو شد روی دو دلدار 

شد حامی با اذان صبح بیدار 

خدایا شکر، دل شادم نمودی 

ز قید وقت‌، آزادم نمودی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
notareal
notareal
٩٦/١٠/٠٤
٠
٠
با درود به شما گرامی. اگر آن چه بسیار دل و روان نشین نگاشتید به راستی همانی ست که پیش آمده، از بهشت نیکان خداوند مهربان، آن دو بزرگوار به شما لبخند پر زمهر زنند. به هر روی، خداوند نگاهبان و یار دو بزرگوارتان باد.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/١٠/٠٤
٠
٠
سلام برشما،هرچه گفتم دقیقااتفاقی بودکه دیدم وشادمان شدم خداتمام رفتگان رارحمت کند.ممنون
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/١٠/٠٤
٠
٠
امیدوارم پدر و مادرتون همیشه قرین رحمت الهی باشن.... روحشون شاد... شعر زیبایی بود..... و باید بگم بعد خوندنش دلم برای مامانم حسابی تنگ شد.......
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/١٠/٠٤
٠
٠
سلام،خدارفتگان شمارارحمت وزنده هاسلامت بدارد.سپاسگزارم
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/٠٤
٠
٠
:( کاش دوباره میشد دست بابارو ببوسم.. خیلی قشنگ بود.. خدا همه ی رفتگان رو بیامرزه و در بهشت جای بده
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/١٠/٠٤
٠
٠
سلام،ازلطفتون ممنونم.خداوالدین شماحفظ فرماید
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٠٤
٠
٠
چه روان و عالی :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/١٠/٠٤
٠
٠
سلام،تشکرمیکنم ازمحبت شما.پاینده باشید.
h_sadat
h_sadat
٩٦/١٠/٠٨
٠
٠
بسیار قشنگ :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/١١/٢٠
٠
٠
سلام،خیلی ممنونم ازلطفتون
محمدعلیـ
محمدعلیـ
٩٦/١١/٢٠
٠
٠
خیلی عالی با احساس سروده اید . خصوصا این قسمت قشنگ بد لذت بردم . ببوسم دست بابا را، دوباره کنم آن روی زیبا را نظاره نشیند بار دیگر، روبه‌رویم کشد آن دست گرمش را به مویم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/١١/٢٠
١
٠
سلام دوست عزیزم،سپاسگزارم ازحضورتون،پاینده وشادمان باشید
پربازدیدتریـــن ها
معرفی کتاب

پرسش های بی جواب زندگیمان

٩٧/٠٥/٢٠
در انتظار باران

تو را دوست می دارم

٩٧/٠٥/٢٢
این حناها دیگر رنگی ندارد

کی مسئوله این وسط؟

٩٧/٠٥/٢٣
ماشین نوشت افراد معروف

ژووون پل سارتر

٩٧/٠٥/٢٣
شاید گیلانه باشد...

هلیله سیاه آقا هرمز

٩٧/٠٥/٢٠
دوستت دارم

مادر بزرگ

٩٧/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

لیلای بی مجنون

٩٧/٠٥/٢٠
درمان دائمی این درد

جمعه‌های من

٩٧/٠٥/٢٠
همه چیز آغاز می‌شود

خداحافظ

٩٧/٠٥/٢٣
اندر حکایت چپ دستی

لطفا دست چپ من را دوست داشته باش

٩٧/٠٥/٢٢
مگر زندگی همین نیست؟

فیلم هندی می بینم پس شادم

٩٧/٠٥/٢٢
تابلوی ممنوع را نشان شان بدهید

خاصیت حساس بودن

٩٧/٠٥/٢٢
چشمم را روشن کن

مستم از این عطر

٩٧/٠٥/٢٣
شاید که روزی پروانه شوم

پیله

٩٧/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

فقط زنده باش

٩٧/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

دختر

٩٧/٠٥/٢٢
هیچوقت دیر نیست

سخت نگیریم

٩٧/٠٥/٢٣
امان از خسنگی

تابستونی که قراربود بترکونیم!

٩٧/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چه خوش برگشتی

٩٧/٠٥/٢٤