امان از زلزله
باور نمی‌کنم این حال آشوب دنیا را

امان از زلزله

نویسنده : setareh_roshan947

چند وقت پیش کرمانشاه که لرزید 

حوالی شهر تو و شانه‌های مرا هم لرزاند

هر جا که تو باشی همان‌جا شهر توست...

دیشب باز زلزله شهر تو را لرزاند

درست وقتی من خواب بودم شهر لرزید

باور نمی‌کنم این حال آشوب دنیا را

ای بر پدرت زلزله که یا شانه‌هایم را می‌لرزانی یا دلم را

ای بر پدرت که بند کردی بلرزانی هر جا را که اوست

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٠١
٠
٠
:(
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١٠/٠٣
٠
٠
:[[[
Susan_mhd
Susan_mhd
٩٦/١٠/٠٥
٠
٠
از زلزله و عشق خبر کس ندهد!! متنتون من رو یاد این شعر انداخت!
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١٠/٠٥
٠
٠
آن لحظه خبر شوی که ویران شده ای. سپاس :)
پربازدیدتریـــن ها