یک جارو بر کوچه می‌زند...
یک جارو بر دلم

یک جارو بر کوچه می‌زند...

نویسنده : Havva

دوشنبه‌ها حوالی ساعت ۱۰ صبح به کوچه‌ی ما می‌رسد. من هم همین ساعت از دوشنبه‌های هفته‌هایم خانه‌ هستم و برایش چای، میوه و کیک می‌برم. حدوداً پنجاه سال سن دارد و همیشه لبخند می‌زند. چیزی که برایم جالب و البته بسیار جذاب و تامل‌برانگیز است، قانع بودن و حس رضایت عجیب و آرامش‌بخشی‌ست که در چشمان آقای پاکبان موج می‌زند. در گرمای طاقت‌فرسای تابستان و سرمای استخوان‌سوز زمستان، آشغال‌های مدعیان تمدن و فرهنگ سرشار را از گوشه‌های شهر جمع می‌کند اما شاکرتر از همه‌ی پشت میزنشینان همیشه شاکی از حقوق و مزایا و پاداش‌های کلان است.

امروز هم مثل همیشه با صدای خش‌خش جارویش، چادرم را سرم کردم و رفتم لب پنجره. سلام کردم و گفتم: «الان چای می‌آورم برایتان.» چند دقیقه بعد سینی چای و میوه را بردم. با همان لبخند همیشگی تشکر کرد. به خانه که برگشتم حالم بد شد. نفسم بالا نمی‌آمد. تنگی نفس گاهی می‌آید سراغم ولی این یکی خیلی شدید بود. جلوی چشمانم تیره و تار شد. تا مرز بی‌هوشی رفتم ولی یک چیزی نگذاشت زمین بخورم. یک چیزی مثل یک دعا. شاید دعای خیر...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٠١
٠
٠
:))
Havva
Havva
٩٦/١٠/٠٦
٠
٠
((:
b_noori
b_noori
٩٦/١٠/٠١
٠
٠
دعای خیر همیشه بدرقه راهتون، واقعا آرامش بعضی ها غبطه برانگیزه
Havva
Havva
٩٦/١٠/٠٦
٠
٠
ممنونم. بله همینطوره.
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/٠٢
٠
٠
بسیار هم خوب.. تنت سلامت حــوای جانم :)
Havva
Havva
٩٦/١٠/٠٦
٠
٠
همچنین مامان نسیمِ مهربون. :)
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/١٠/٠٢
٠
٠
دعای خیر یکی از بهترین هدیه ها از طرف دیگران خصوصاً سالمندانه..... موفق باشید
Havva
Havva
٩٦/١٠/٠٦
٠
٠
درسته. سلامت باشید.
Susan_mhd
Susan_mhd
٩٦/١٠/٠٥
٠
٠
خدا خیرتون بده که به فکرین :))
Havva
Havva
٩٦/١٠/٠٦
٠
٠
خیلی ممنونم. :)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/١٠/٠٧
٠
٠
خیلی هم زیبا :)
Havva
Havva
٩٦/١٠/٢٨
٠
٠
خیلی هم ممنون :)
پربازدیدتریـــن ها