وصل
شعری سروده خودم

وصل

نویسنده : باران_رزمخواه

سخت به دنبال توام گرچه تویی در پی من

چیست جهان جز رقمی گردش پی در پی من

صد سخن است وصل ولی اصل همین است که تو

ساده اگر آمده‌ای ساده نری از کف من

گِردِ تو می‌گردم و من شرم ندارم که چو من

صد دِگری گِردِ تو و پاره شده دامن من

من سر بوسیدن تو در سَرِ خود دارم و تو

سِرِّ مرا می‌شنوی از خمِ روی لب من

تو به من آهسته بگو توبه نکردی که چنین

مرز من و تو بشود لایه‌ی پیراهن من

توبه‌ی عشاق ز عشق، توبه‌ی مرگ است ولی

توبه کن ای دوست، بمیر! لیک بمان در بر من

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/٠٩/٢٩
١
١
به به عـــااالی.. چه عجب بارانِ جانِ ما دوباره پیداش شد ^_^
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٩/٢٩
٠
٠
سلام نسیم جونم😊بله بله آغازی دوباره😅❤
notareal
notareal
٩٦/٠٩/٢٩
١
٠
شگفتا، شگفتا، که می دانم در روز رخ از گیتی بربستن مولانا این سرودید (سه روز پیش ). رخصت دو سه روزی ام، تا دیدگاهی شایسته تر آورم شما را. بدرود تا درودِ پسین.
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٩/٢٩
١
٠
سلام😊دقیقا موقع نوشتنش مدام تو فکر رمان ملت عشق(مولانا و شمس)بودم اما اصلا حواسم نبود که چه روزیه.خوشحالم که متوجه شدین😊🌷🌷
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٩/٣٠
١
٠
چرا آخههههه ؟؟؟ چرا شعر به این پر مغزی باید ایراد قافیه داشته باشه ؟؟؟ نونید با خودتون این کارو ... به خدا فردا روزی ان شا الله اگه کتاب بخواین چاپ کنین منتقدا نابودتون می کنن !!! ... من سر اینکه صامت باید ساکن باشه و مصوتی پشتش نیاد انقدر اذیت شدم که خدا میدونه ... (چیزی که خیییلللییی هااااا اصلا نمیدونن چه برسه به رعایت کردن) !!! من چون میبینم شعراتون خوبه به خدا دلم میسوزه اینا رو میگم ... امیدوارم ناراحتتون نکنه :)))
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٩/٣٠
٠
٠
واقعا ممنونم از شما هرچی میتونید بگید من واقعا خوشحال میشم.چون هیچکدوم ازینا رو خودم نمیدونم.😊🙏🌻
notareal
notareal
٩٦/١٠/٠١
١
٠
سه بند نُخُست فَرخه*۱ شنودن*۲ و در آغوش پروردگار آرام گرفتنِ «سالک» و «صوفی» چونانِ آنِ مولانا، به رخ کشد. چه زیباست گزاره «پاره شده دامن من.» // سه بند دوم سوگواره*۳ رومیو و ژولیت در پرده پنجم*۴، پهنه سوم*۵ از زبان ژولیت را راوی ست. // دانیم که ژولیت، تا شود با رومیو زن وشوی گردند، در خوابِ مرگ نمای اش گذارند، تا به فراخور بیدار شده، رومیو را اروس*۶ شود – اما که رومیو در این گمان بود که ژولیت به راستی مرده، و، بر این شد شوکران نوشد و در مرگ با اروس اش جاودانه گردد. هم گاه با این چون ژولیت بیدار شده درمی یابد ژرفای ناگوار رخداد، به نوبه جان خود با خون بر*۷ رومیو گرفته، در مرگ به دیدار یار می شتابد. // در این گاه، راهب لارنس با نامه ای برای رومیو از راه می رسد، تا او آگاه سازد از راز خواب مرگ نمای ژولیت – اما که نوشداریی ست پس از مرگ سهراب. // رخصت که تک گویی ژولیت شنویم و کنش اش بینیم، و، این که چون، سه بند دوم چامه تان، سوگواره در پندار بیدار کند. // ژولیت (بیدار می شود ): اوه، سرورم کجایی، رومیوی من کجاست؟ (راهب بالتزار، ملازم رومیو، داستان بر او آشکار کند.) // ژولیت: چه می بینم، جامی تنگ در دستان دل باخته ام؟ که، شوکران نهالِ سبز او همه خشک کرده؛ تو نوشیدی و، اما، مرا از سر یاری چکه ای به جای نگذاشتی؟ بگذار لبانت بوسم، باشد که تَر از شوکران باشد، که لبانت ارنه در این سرای، بل، در آن تو به من رساند. (رومیو را می بوسد. ) آه، که لبانت سرورم هنوز تفتان*۸ است. (همهمه ای بیرون شنیده می شود، ژولیت بایستی به شتاب مرگ رود – تا، مبادا که نگذارندش. ) دارند که می آیند، دانم، این خون بر رومیوی من است. سرورم، این تیغ توست در من اش فرو می برم. ای تیغ خونِ تَرَم بر تو بنشیند، تا که مرگ زنگینی*۹ پایان ام. (پیکر ژولیت بر آن رومیو افتاده، در مرگ داماد و اروس جاودانه گردند. ) // ..... خب، چه هم آهنگ است سه بند دوم شما با این تک گویی، که گریز از این مهرورزش نبود. // رخصت دهیدم، دو نیم بند چهارم و دهم گِلِ شان، به گرایش سهش ام، از یک سو، و روایت ژولیت، از دگر، ریختی نو دهم. // از این رو، چهارمی: «آتشی ار آمده ای، آب مشو از کفِ من، » و، دهمی: «سینه ی پر زشورِ تو، لایه ی پیراهن من. » // سپاس بسیار شما را که این شور ما را هدیه کردید. // ciao ///// ۱: رقص؛ ۲: سماع؛ ۳: تراژدی؛ ۴: act 5؛ ۵: scene 3؛ ۶: عروس؛ ۷: خنجر؛ ۸: گرم، سوزان؛ ۹: زنگین، چراکه تیغه آهنین در خون تر اکسیده شده، «زنگ» می زند. //// برگردان رومیو و ژولیت از آنِ این مهرورز می باشد، که آنی آوردم که به دیده آمد – از این روی، پوزشم از ویلیام شیکسپیر.
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/١٠/٠١
١
٠
بسیار بسیار بسیار زیبا بود.من همیشه از پیام هاتون لذت میبرم.ممنونم ازتون که وقت میذارید و اینقدر قشنگ مینویسید🙏🌷
لیلی
لیلی
٩٦/١٠/٠١
١
٠
☺خوب بود
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/١٠/٠١
٠
٠
ممنون از شما لیلی جان🌷
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٠١
١
٠
خیلی خیلی خیلی قشنگ بود باران عزیز😍😍
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/١٠/٠١
٠
٠
ممنون از شما سمانه جان😊🌷🌷
b_noori
b_noori
٩٦/١٠/٠١
١
٠
بسیار زیبا بود،مخصوصا این قسمتش... (توبه‌ی عشاق ز عشق، توبه‌ی مرگ است ولی توبه کن ای دوست، بمیر! لیک بمان در بر من) همیشه موفق باشین
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/١٠/٠١
١
٠
خیلی ممنون از نظرتون مرسی که وقت گذاشتید و شعرمو خوندین😊🍁
Susan_mhd
Susan_mhd
٩٦/١٠/٠٤
١
٠
چند قشنگ بووود👌👌
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/١٠/٠٤
٠
٠
مرسی سوسن نازنین😊🌷🌷
Siddiq
Siddiq
٩٦/١٠/٢٤
١
٠
توبه کن ای دوست بمیر ! ... عالی بود بیت آخر ... به قول مولوی : دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد...
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/١١/١٢
٠
٠
خیلی ممنون از شما آقای غفاری😊🌻
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١١/١١
١
٠
تفلدت مبااارررک*____*
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/١١/١٢
٠
٠
خیلی خیلی ممنونم غزاله جان😊❤❤
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١١/١١
١
٠
باران جانمممم تولدتو بهت تبریک میگم عزیزم ^_^ الهی صد و بیست سال عمر با عزت و شرف و آبرو داشته باشی تنت سلامت باشه و هر روز موفق تر از روز قبل باشی :) همیشه خوش باشی و کنار عزیزانت خوشبخت :))
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/١١/١٢
٠
٠
ممنون نسیم جانم😍😙خیلی خوشحال شدم مرسی😊❤❤❤
notareal
notareal
٩٦/١١/١٤
١
٠
چگامه تان از نو داشتم می خواندم که نوی دیگری دیدم _ زادروزتان خجسته باد. هدیه ای از لرد بایرون برای روزهای برفی تان: به بیرون می زنم تا اشتهای تنها بودن ازنو تازه کنم.
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/١١/١٧
٠
٠
خیلی خیلی ممنون از شما😊🌻🌻
محمدعلیـ
محمدعلیـ
٩٦/١١/٢٣
١
٠
سخت به دنبال توام گرچه تویی در پی من @@@ چیست جهان جز رقمی گردش پی در پی من //////گِردِ تو می‌گردم و من شرم ندارم که چو من @@@ صد دِگری گِردِ تو و پاره شده دامن من ///// من سر بوسیدن تو در سَرِ خود دارم و تو @@@ سِرِّ مرا می‌شنوی از خمِ روی لب من //////توبه‌ی عشاق ز عشق، توبه‌ی مرگ است ولی @@@ توبه کن ای دوست، بمیر! لیک بمان در بر من /////// سلام . دستمریزاد . البته شعرتان خیلی زیباست ! ..... اما این قسمت هائی که کپی کردم واقعا خیلی عالی هستند ./✿✿
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/١١/٢٣
١
٠
خیلی ممنونم واقعا لطف دارین😊🙏🌻
محمدعلیـ
محمدعلیـ
٩٦/١١/٢٤
٠
٠
خواهش می کنم خانم رزمخواه . فکر میکنم که شما مثل بنده ودیگر دوستان جیمی قانون وقائده شعرها را درست نمی دانید خخخخ . البته خیلی عالیه واستعداد شما وبعضی از دوستان قابل تقدیره ... اما یک سرس قائده وقانون هستش که جزوه هاش را دارم و ان شاءالله درفرصت های بعدی اگر خدا بخواهد درهمین انجمن مطرح خواهم کرد . البته این جزوه ها خیلی ارزشمند هستند چون همه آنها را بنده از استادان ارزشمندی جمع آوری کرده ام و خیلی ساده و روان هستند , البته خب دوستان "جیم" الحمدلله شکرخدا همه تحصیل کرده و دانشجو هستند . موفق و منصور باشید ./✿✿
پربازدیدتریـــن ها
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
مثلا فکرش را بکن...

صبح‌ات به خیر تر از این مگر می‌شد؟

٩٧/٠٧/٠٢
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
در کربلا بودم

جا مانده‌ای بی‌قرار

٩٧/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

بی‌عشق کجای راه ماندی؟

٩٧/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

دل به دریا زده

٩٧/٠٧/٠٤
شعری سروده خودم

قیمت ارز گران خواهد شد - شعر طنز

٩٧/٠٧/٠٤
نفهمیم کی خوابمان برد

تماما ساده

٩٧/٠٧/٠٤