وقتی رضا خان کشف چادر کرد
شعری سروده خودم

وقتی رضا خان کشف چادر کرد

نویسنده : hamid_kh

وقتی نبودی این وسط گم بود

دستی که موهای تو را پر کرد

من کشف کردم شعر را وقتی ...

وقتی رضا خان کشف چادر کرد

 

من مجلس مشروطه‌ات بودم

شلیک کردی شاه قاجاری

تهران، همین شلیک را کم داشت!

تو با لیاخوف نسبتی داری؟

 

تو یک کتاب شعر نو بودی

وقتی که نیما گرم بازی بود

تو مست می‌کردی مرا، وقتی

فرمول الکل دست رازی بود

 

وقتی که توی اولین دیدار

چشمت به من قهوه تعارف کرد

یک «لاله‌زار» از من غنیمت برد

یک «نادری» من را تصرف کرد

 

مویت رها، اما دلم در بند

بانوی آزادی و استبداد

جنگ جهانی امتحانت بود

هیتلر به دنیا درس پس می‌داد

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/٠٩/٢٩
٠
٠
احسنت.. عالی.. زیبا... 😍
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/١٠/٠٣
٠
٠
ممنون و متشکر
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/٠٩/٣٠
٠
٠
سلام، این دفعه باید بگم: واقعاً عالیییییییییییییییی.....
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/١٠/٠٣
٠
٠
نوش جان :))))))
notareal
notareal
٩٦/١٠/٠١
٠
٠
سپاس که باز نیز خوش ریخت، آوان(ت)گارد و بر گِردِ دوران آفریدید. آن چنان بر گِردَش که، شلیک لیاخوف ریشتری ۵.۲ آمَدَش. گرامی، باشد که گسل شمال از ما داریدش دور. // نگارش و چامه تان، چه دل چسب خواندنش در سرمای بهارستان، به دورِ آتشی غُران، با شاه بلوط رُستان (بو دادن بر فراز آتش) - و به دست، دست کشی نیم انگشتان. روزگار به کام.
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/١٠/٠٣
٠
٠
زبان شیوای پارسیتون با اینکه دشواره ولی به دل میشینه :)))) ممنونم ازتون :))))
notareal
notareal
٩٦/١٠/٠٦
٠
٠
پاسخی که در آن دری نهفته، ویژه آنی که از کلک (قلم) با ارزش شما آید، شیرین و کاربردی ست. از این رو سپاس شما را. // کلک خردی دارم، اما زیبایی ریخت (فرم) و درون مایه، پیوندی ناگسستنی بینم ش با گونه و ریخت واژه گان و هم چین شان (بخوانید «دستور زبان» ) _ اگر که نیز راه درازی در پیش ام. // شما دشوار نویسی ام به پای دشوار پسندی خود گذارید. امید، شاید تنها «امید » که آدمی باید راستین (واقع ) گرا باشد، به روزی که آنانی که چون این مهرورز خردتوان نیست کلک شان، بیشتر و پیش تر در و به پارسی نگارند، در کنار گونه ی امروز آن. // این دوگانگی در سرزمین ها دیگر نیز توان یافت _ آن چه پارسی را سوای دگر زبان ها کند، جستار است و نه سبک.
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٠١
٠
٠
واااای چقد خوب بود 😁😁 خدا رضاخانو خیرش بده 😑😑
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/١٠/٠٣
٠
٠
والله منم یه عمره همینو میگم :))))))))
b_mollaei
b_mollaei
٩٦/١٠/٠١
٢
٠
خیلی هم عالی و متفاوت ... مخصوصا اونجا که گفته بودین : تو یک کتاب شعر نو بودی وقتی که نیما گرم بازی بود تو مست میکردی مرا وقتی فرمول الکل دست رازی بود :)))
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/١٠/٠٣
١
٠
قبل از اینکه بشه " تو مست میکردی مرا وقتی / فرمول الکل دست رازی بود " ... نوشته بودم " تو شوروی بودی زمانی که / کل اروپا دست نازی بود " ... ولی این بیشتر به دلم نشست :)))))
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٦/١٠/٠١
٠
٠
چقدر خوب و قوی... دمتان گرم :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/١٠/٠٣
٠
٠
قربان شما ممنون از توجهتون :))
b_noori
b_noori
٩٦/١٠/٠١
٠
٠
بسی لذت بردم از خوندن این شعر زیباتون، نمیدونم چرا موقع خوندن یاد یکی از ترانه های رضا یزدانی افتادم به نام حس تاریخ، مخصوصا قسمتی که میگه : (شبیه دخترک های رو قلیونای قاجاری..)
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/١٠/٠٣
٠
٠
من رضا یزدانی رو دوست دارم اما این ترانه رو نشنیدم ... میرم دانلود میکنم مرسی که گفتین :))))
b_noori
b_noori
٩٦/١٠/٠٤
٠
٠
گوش کردین نظرتون رو راجع بهش بگین، من شعر شما رو با تحریر آهنگ حس تاریخ می خوندم، خیلی بهش نزدیکه
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/١٠/٠٢
٠
٠
مثل همیشه عالی بود حمید خان ... این شعر توی مجموعه ی شعرتون هم هست ؟
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/١٠/٠٣
٠
٠
نه متاسفانه این رو همین چند روز پیش نوشتم
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/١٠/٠٥
٠
٠
بسیار زیبا بود👏 ببخشید یه سوال داشتم پیرو اون حرفتون که گفتید مصوت نباید بیاد برای قافیه..اگه ه باشه چطور..اون هم مصوت محسوب میشه؟ مثل اراده باشد.اشاره باشد.کنایه باشد.
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/١٠/٠٥
١
٠
فکر میکنم منظورم درست برداشت نشده ... ببینین مثلا در مصراعی این شکلی میاد : " از این غصه ها ، رها کن مرا " این اشتباهه چون "از" و "این" به هم میچسبن و یه کلمه میشه در حالی که این مصراع درسته : " از این همه احساس باید شعر برداشت " تو این یکی از و این جدا از هم خونده میشن ... این قاعده باید همه جا رعایت بشه یعنی هیچ دو کلمه ای رو یکی نکنه :))
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/١٠/٠٥
٠
٠
بله الان متوجه شدم.خیلی ممنون😊
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/١٠/٠٥
٠
٠
خواهش می کنم :))))))
Susan_mhd
Susan_mhd
٩٦/١٠/٠٥
٠
٠
عالی:))
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/١٠/٠٥
٠
٠
ممنوووووون :))))))
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
لبخندش... چشمانش...

عشق پشت چراغ قرمز

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
تمامی متن‌های زیر شایعه هستند و قطعا واقعی نیستند! (خیابانی_طور!)

شایعات الشایدات!

٩٧/٠٢/٢٦
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
خودمان هم به خودمان رحم نمی کنیم

غصه ای که قصه شده است

٩٧/٠٢/٢٦
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
اقیانوس آرام

سال هاست…

٩٧/٠٢/٢٦
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١