چگونه کتاب نخوانیم و آن را جار نزنیم!
دلم می‌سوزد...

چگونه کتاب نخوانیم و آن را جار نزنیم!

نویسنده : yasaman_H

این یک متن کاملا توهین آمیز و پر از اطناب و یاوه است. پس آن را نخوانید تا من راحت تر باشم.

هیچ‌وقت از آدم‌هایی که دوره بیفتند و مبلغ سبک زندگی خود باشند نبودم. مثلا همین موج تازه کتاب خوانی یا بهتر بگویم مد تازه‌ی کتاب خوانی که راه افتاده را در نظر بگیرید. تعدادی جوان شیک و پیک راه می‌افتند و هر کتابی که پرفروش شده باشد می خرند و در کتابخانه کنار مجسمه‌های چوبی و خودکار مدادهای رنگارنگ خود می‌گذارند و حس می‌کنند wow چقدر خاص و متمایز شده‌اند و بافرهنگ و فرهیخته و زارت زارت عکس‌هایش را در اینستاگرام نکبتی‌شان می‌گذارند. شاید بخواهید از من بپرسید خب بکنند کجایت می‌سوزد که به این‌ها گیر می‌دهی؟ در پاسخ باید بگویم همه جایم. اولا کتاب هیچ‌وقت صد در صد بدون مشتری نخواهد شد و کسی که کتابخوان باشد با هر سختی و بدبختی‌ای هم که شده کتاب خوان می‌ماند پس لازم نیست این همه چالش و طرح و تبلیغ و هشتگ من و کتاب‌های کوفت و زهرمارم راه بیندازید که به قول خودتان باعث تشویق دیگران به کتاب‌خوانی شوید. دوما اصطلاح خز کردن را شنیده‌اید؟ چند وقتی است که دیگر با شنیدن اسم ملت عشق و قلعه حیوانات و 1984 و کتاب‌های اروین یالوم و جین آستین و موراکامی و خالد حسینی حالم به هم می‌خورد. چه لزومی دارد تمام هشتاد میلیون نفرتان مثل هم فکر کنید که همه‌ی هشتاد میلیون پا می‌شوید و همان کتاب‌های تکراری را می‌خوانید؟ کمی سلیقه بد نیست. چون دخترخاله نوه پسر عموی همسایه‌تان با خواندن ملت عشق به عرفان و تصوف گرویده دلیل نمی‌شود که شما هم مانند دسته‌ای کور دنباله‌ی قبای او را بگیرید و هرجا رفت بروید. اگر هم می‌روید که به جهنم چرا دست ما را گرفته و کشان کشان با خود می‌برید؟ چند وقتی است که از ترس فروشندگان و مشتریانی که در کتاب فروشی‌های مختلف به آدم می‌چسبند و به زور سلیقه نه چندان جالب‌شان را در حلق ما فرو می‌کنند. 

(این کتابو خوندی؟ وای خیلی قشنگه حتما باید بخونی.) جرات قدم گذاشتن به هیچ کتاب فروشی را ندارم. سوما مسئله‌ای هست به نام نقد ادبی یا اصولا فهمیدن آنچه نویسنده بخت برگشته در کتابش گفته که مبحثی است بسیار بسیار تخصصی و نادیده گرفته شده. یعنی هر اصغر و ممد و رضایی را که بگویی قلعه حیوانات را خوانده و رساله‌ای ده جلدی درباره‌اش نوشته اما کدام‌شان واقعا می‌دانند جورج اورول واقعا در پی نشان دادن چه بوده؟ و از آن‌ها که می‌دانند کدام‌شان اهمیت داده‌اند؟ جواب سوال اول را نمی‌دانم اما جواب سوال دوم هیچ است. شاید بگویید هر کس سلیقه‌ای دارد و برداشتی و نمی‌شود به زور کسی را وادار کرد که از چیزی خوشش بیاد یا نیاید. راستش می‌شود این کار را کرد. معده‌ای که عادت به خوردن غذاهای گران قیمت سر آشپزان فرانسوی دارد با خوردن فلافل‌های رضا کثیف سر کوچه ما حالش بهم می‌خورد. گرفتید؟ مسئله اصلی عادت است. عادت به آسان گیری و پایان خوش. هم در کتاب و هم در سینما. نتیجه‌اش می شود ملت عشق و نهنگ عنبر 2. البته این قسمت‌های آخر نوشته را نادیده بگیرید. هرچه تعداد کمتری از شما کتاب بخوانند و هر چه کتاب‌های دم دستی تری بخوانند برای من و امثال من بهتر است که دیگر مجبور نیستیم نظرات صد من یه غازتان را درباره سلینجر و گوگول و امثالهم بشنویم. اصولا این سوگولی‌ها را باید گذاشت در گنجه‌ای و درش را هم سه قفله کرد تا فقط اهل عرفان به آن دست یابند نه عامه مردم.

خاتمه: اصولا کتاب خواندن هیچ وقت نه وظیفه من بوده نه فضیلتم. کتاب می‌خواندم چون چیز خوبی بود و باحال. هیچ وقت نه به آن افتخار کرده‌ام نه از آن سودی برده‌ام. تنها زمانی که می‌بینم افرادی که دنیای متفاوتی با آن کتاب دارند سعی در آلوده کردنش به ویروس عامی گری دارند دلم می‌سوزد. هم برای خودم که آن کتاب از چشمم می‌افتد هم برای نویسنده‌ی بیچاره که فهمیده و درک نمی‌شود. راستش کتاب خواندن نه چیز مفیدی است نه کلاس دارد. ما این کار را می‌کنیم چون مجبوریم. چون اگر روزی بگذرد و ما در نگرانی‌های دست دوم شخصیت‌های کتاب مورد علاقه‌مان غرق نشویم حس بیهودگی می‌کنیم. پس شما را به خدا دست از سر الیف شاکاف و شازده کوچولو و game of thrones بردارید. سلیقه مزخرف خودتان را داشته باشید نه سلیقه عالی دختر عمه‌تان را.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٦/٠٩/٢٥
١
٠
چه دل پری.... اما کتاب خوب رو باید خوند دیگه حالا چون چهار نفر به قول شما خزش کردن دلیل نمیشه حالمون ازش بهم بخوره که در ضمن مزرعه حیوانات و 1984 و کلا جورج اورول عالیه هر کی نخونده حتما بخونه :)))
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/٠٩/٢٧
٠
٠
بستگی داره که اون چهارنفر کیا باشن. برد پیت و دیکاپریو و جانی دپ باشن آره خب دلیل نمیشه. جورج اورول همه چیز رو همه جا دیده و گفته به جز انگلستان عزیز دلش.
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠٩/٢٥
٠
٠
خیلی از کتاب هایی که این روزها ترند میشن، دقیقا با همین سبک به چاپ های بالا میرسن. البته این مشکل فقط درمورد کتاب نیست و میشه گفت توی خیلی از حوزه های دیگه هم با همین مسئله مواجهیم.
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/٠٩/٢٧
٠
٠
ممنون. اتفاقا همه گیر شدن چیزی با توجه به طبیعت انسان قاعدتا باید دلیل بد بودنش باشه.
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠٩/٢٥
٠
٠
انتشار اولین مطلبتون هم تبریک میگم :)
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/٠٩/٢٥
١
٠
خیلی نوشته ی روان و خوبیه ولی بهت پیشنهاد میکنم اگر کتاب خوندن واقعا واست سودی نداره خودتو توی فضای مجازی غرق کنی حداقل اونجا میتونی با طرف مقابل حرف هم بزنی ضمن اینکه هیچوقت خودت رو ملزم به انجام کاری که برات فایده ای نداره نکن چون عمرت با ارزش تر از اونه که از روی عادت کتاب هارو تراکتور وار درو کنی.. اینکه هر کسی باید سلیقه ی خودش رو داشته باشه خیلی درسته ولی معناش این نیست که چون فلان کتاب رو همه ی به قول شما عوام میخونن دیگه کتاب خوبی نیست! در کل دیدگاه جالبی دارید و قابل احترامه.. از نوشته ی خوبت لذت بردم جیمی شدنت رو تبریک میگم و امیدوارم بازم بتونم نوشته هات رو توی کافه جیم بخونم :)
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/٠٩/٢٧
٠
٠
ممنونم. فایده نداره اما متاسفانه یا خوشبختانه علاقه دارم. فضای مجازی هم واسه هیچ سوالی جواب خوبی نیست. بر اساس تجربه.
ژاله
ژاله
٩٦/٠٩/٢٥
٠
٠
منم جوگیر شدم، هفده هزار تومن دادم ملت عشق رو خریدم. اصلا خوشم نیومد. اصلا جذاب نبود. و به نظرم عرفانی و پرمعنا هم نبود. دلم برای پولم سوخت. :/
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/٠٩/٢٧
٠
٠
اینقدر تو زندگی ضرر می کنی که این هیفده تومن به هیچ جاش نمی رسه. البته امیدوارم که نه ولی خب :|
notareal
notareal
٩٦/٠٩/٢٥
٠
٠
خُرداندیشان نَسَک*۱ ادبی و چامه را پَس زنند (برگرفته از «فرشته ابزارواری*۲ » از کَسَندرا کِلِر؛ Clockwork Angel, by Cassandra Clare )، می افزایم به گفته اش که: گزیده خوان در راستای اندیشه ات و یا آنی که چالش برانگیز برای آن، و، پیش برنده اش باشد. بخشی از این از گفته شما شود بیرون کشید. // پیش از پاراگراف پسین رخصت که گویم، توفانی و خوش آمدید به جیم؛ چرت ها پاره کردید. فرتور «میا فَرو » در پروفایل تان، خروش افزون کرد. // آری، چه نسک ها که بارها و بارها هم آنندشان در دست این و آن، یا، از سر نمونه در پروفایل ها دیده شود - تنها بیاندیشید که «شازده کوچولو » چه «تام و جریِ » ادبِ همه گانی شده. // بخشی از این باز و باز و باز پدیدار شدن ها در راستای نوشتار شما است. اما، بخش، بزرگ تر: بیشینه نسک ها ترجمه شده اند، برگرداننده به سوی آن نوشتاری رود که بازار دارد، و، دشواری برای دریافت پروانه چاپ نخواهد بود. خَب، ما مانیم و نسک های کران مند*۳. // از سوی دگر برگرداننده ای که سوداگر کاغذ است، با کاربرد واژه های پرخواهنده، کار ادبی به چهارمیخ کشد؛ «عشق . . . این »، «آن . . .عشق، » بازار دارد، پس «بلندی های بادگیر » را ترجمه کن: «ایکس ایکسِ عشق، » یا «عشق ایگرگ ایگرگ »؛ خود جای نشینی برای ایکس و ایگرگ برگزنید، و، زیاد نیز راهِ دور نرفته اید. خُب، یک دوشیزه آشفته و در گمانش «عاشق » نیز باید که این نسک خَرَد، و چه زیبا آنگاه که دُم این نسک از گوشه ای نیز بیرون زند، و، دوشیزه خواننده ای رومانتیک شناخته گردد. همین، پاژنامِ*۴ کَژ*۵ این کار بزرگ ادبی را در آغاز به گمراهی کشاند. // در پایان، بایستی، برای او که می خواهد اندیشه اش مردابی نگردد، یک تا دو زبان چیره ادبی گیتی را باید فراگرفت (انگلیسی و . . ). آن گاه، و به یک باره، به بوستان بی کران ادب و چامه پا در خواهیم گذاشت. // تا از یاد نرفته، بایستی که سپاس گویم شما را، که همه ی آنی که نوشتم از این دَر واردش باید شد. ///// *۱: کتاب؛ *۲: مکانیکی (clockwork)؛ *۳: محدود؛ *۴: عنوان؛ ۵: اشتباه. /////
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/٠٩/٢٧
٠
٠
الان دقیقا نفهمیدم که باید ازتون تشکر کنم یا نه اما در هر صورت مرسی :-/ میا فرو هم به خاطر خودش نیست به خاطر دورانشه به خاطر حسش . بازم نظر بدین. چالش خوبی بود.
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٩/٢٥
٢
٠
با یه جاهایی مخالفم / سود داشته براتون شما متوجه سودش نشدین...
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/٠٩/٢٧
٠
١
شما متوجه شدین؟ میشه به منم بگین؟ قول میدم به کسی نگم.
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٩/٢٩
٠
٠
نه نمیتونم بگم😝😝
s_Bagherzadeh
s_Bagherzadeh
٩٦/١٠/١٧
٢
١
من میتونم بگم.داشتن قلم خوب و دید خوب به اجتماع نتیجه کتاب خوندنشون هست.کتاب خوندن فایده داره چون چشم آدمو باز میکنه.باعث میشه بتونی از نوک دماغت دور تر روهم ببینی. درکل با بیشتر نوشتشون موافق بودم غیر از بی فایده بودن کتاب. و واقعا این آدمایی ک فقط زست میگیرن حال آدمو به هم میزنن
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/٠٩/٢٦
٢
٠
من به شخصه پنج خط اول متنتون رو خوندم.... زیاد منفی بودن هم خوب نیست...
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/٠٩/٢٧
٠
١
منفی در منفی مثبت است. بستگی به خودمان دارد.
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/٠٩/٢٦
٠
٠
قسمت خاتمه عالی بود. سود کتاب خوندن لذتی که به آدم دست میده و آشنایی با دیدگاه های مختلف آدمها و روانخوانی و...... خودم بعضی از کتابهای معروف رو خوندم که هیچ لذتی نبردم ولی بعضیهاشون هم عالی بودند... نمیشه به همه تعمیم داد....... انتشار اولین مطبتون رو تبریک میگم همیشه موفق و پایدار باشید.
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/٠٩/٢٧
٠
٠
ممنون.
F_hossienzadeh
F_hossienzadeh
٩٦/١٠/٠٢
٠
٠
سلام من با شما موافقم جوی که توی اینستاگرام بوجود اومده متاسفانه جز توهم دانایی وفضل وبزرگی ابراز وجود برای عده ای که صرفا ژست کتاب دارند چیزی نداشته ....
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١٠/٠٥
٠
٠
چه ميشه کرد؟
پربازدیدتریـــن ها