گرمای عشق
شعری سروده خودم

گرمای عشق

نویسنده : سلیمان حسنی

ساحل امنی، به‌ دریای ‌غمی

آب‌ شیرینی‌ به ‌صحرای ‌غمی

در تمام ‌لحظه‌های ‌بی‌کسی 

همدم هر آن تنهای غمی 

در دل ‌تاریک‌ و تنگ‌ سینه‌ام 

نور امیدی‌ به ‌شب‌های ‌غمی 

تا بود عشق‌ تو در دل، زنده‌ام 

بهترین‌ سدم‌ به ‌فردای ‌غمی 

بهر حامی، ای‌ تمام ‌هستی‌ام 

گرمی ‌عشقی‌ به ‌سرمای ‌غمی 

صد گره ‌صدها سوال ‌بی‌جواب 

پاسخ نغز معمای غمی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/٠٩/٢٤
٠
٠
عــــالی... به به :)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٩/٢٥
٠
٠
خییلی قشنگ بود :)
پربازدیدتریـــن ها