مرا می کشد!
خاطرات لعنتی

مرا می کشد!

نویسنده : banu69

خيلي فرق نمي‌كند خاطره خوب باشد يا بد. همين كه يك مدت با ذهن و جانت همنشين بوده باشد كافي است براي اينكه تاابد با ديدن مكان آن خاطره همه چيز مانند زمان مرگ، مثل يك فيلم با دور تند از جلوي چشمانت بگذرد. تقريبا همه خاطرات زندگي يكنواخت من، تلخ بوده و مثل ميخ روي ديوار روحم را به طرز فجيع و دلخراشي سوراخ كرده. 

بيشتر آن‌ها هم مربوط به دبيرستان و مدرسه‌ي پيش دانشگاهي و خيابان‌هاي منتهي به آن است. هنوز هم بعد از  اين همه سال مخصوصا شب‌ها كه از كنار دبيرستانمان رد مي‌شوم يا از پنجره به كلاس كلنگي «رياضي الف» پيش دانشگاهي نگاه مي‌كنم به شدت همان روزها جانم مي‌سوزد و تلخي‌ها و دردهايش نفسم را بند مي‌آورد با آنكه سال‌هاست از آن روزها و آدم‌هاي ترسناك دورشده‌ام اما تا هميشه جاي زخمش روي قلبم تازه است. اما در مورد تداعي خوب همانطوركه در خط اول گفتم شايد كمي فرق كند. درشب‌هاي عيد نوروز، مهماني، عيد فطر و كلا هر مناسب ديگري كه در خانه‌ي كسي برقرار است و اكثرا از جلوي دانشگاه و فلكه سرخيابانش رد مي‌شويم با همان شدت انگار روحم مي‌خواهد پرواز كند و برود آن اطراف ساعت‌ها پرسه بزند. 

مخصوصا شب‌ها كه به‌جز حراست و ورودي دانشكده ها بقيه چراغ ها خاموش است و من همه‌ي آن روزها را به ياد مي‌آورم، انتشاراتي كه درش در آن موقع شب بسته است. ايستگاه تاريك اتوبوس و خاطرات ايستادن هر دو مان، چراغ‌هاي مغازه‌هاي ميوه و تره‌بار كه سال‌هاست از شكل و شمايل آن دكه‌هاي داغون بيرون آمده‌اند و نگاه به جاي قدم‌هاي كسي كه شايد صدها بار مسير صد متري در دانشگاه تا ميوه فروشي را طي كرده و الان ديگر نيست و حالا معلوم نيست توي اين شب‌ها كجاست و چه مي‌كند. حس و حال نفس‌گيري است. با آنكه تقريبا با آخرين پيامكي كه دريافت كردم تقريبا كامل نداشتنش را قبول كردم و واقعا اين چند مدت ديگر به او فكر نكرده‌ام. اما اين حقيقت دارد كه خاطره‌ها، حتي اگر با آن‌ها كنار هم بيايي باز تا آخر عمر با تو مي‌ماند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
شیرین
شیرین
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
خیلی قشنگ بود...کاملا نزدیک بود به حال من...
banu69
banu69
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
سلام ممنونم ❤❤❤❤❤❤❤❤💔💔💔💔💗💗
b_noori
b_noori
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
فکر کردم قراره بیشتر از خاطرات تلخ کلاس ریاضی الف بنویسی؛ راستش برام جالب بود بدونم اون خاطراتو...
banu69
banu69
٩٦/١٠/٢٠
٠
٠
سلام خانم نوری جان گل! چشم می نویسم ممنونم که خوندی❤❤❤❤❤❤❤❤💜💜💜💜💜💜💓💓💓💓💓💚💚💚💚💛💛💛💖💖💖💖💖💔💔💔💔💔💔
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/١٠/٢٠
٠
٠
خاطرات تو چیز بدی است.......حتی اگر فراموش بگیرم رهایم نمی کنند..... دوست داشتم درباره خاطرات دانشگاه بیشتر بنویسی... نوشته صمیمی بود....فکر کنم همه اونهایی که دیپلم ریاضی دارند همین حس رو نسبت به دبیرستانشون دارند....
banu69
banu69
٩٦/١٠/٢٠
٠
٠
ممنونم که خوندی بیشتر نوشته های قبلی ام در مورد همین خاطراته بهت توصیه می کنم مطالب قبلب ام رو هم بخونی رشته ریاضی خسته کننده و نفس گیر بود اره اکثر حس خوبی به رشتشون ندارن خخخخخخخ
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/١٠/٢٠
٠
٠
سلام چندتاشون رو خوندم از جمله جبر در احتمال، مرد خوب من، این پیامک لعنتی.... قلمت رو کلا دوست دارم...زیبا می نویسی... امیدوارم هر چه زودتر یکی مطالب شادتر بنویسی....ما هم بخونیم...هم لذت ببریم...هم شاد بشیم....قلمتون مستدام....
banu69
banu69
٩٦/١٠/٢٠
٠
٠
ممنونم که خوندی من خودم اون نوشته های عاشقانه ام رو بیشتر دوست دارم ان شا الله امیدوارم یه روز بشه که هممون شاد بنویسیم و شاد باشیم بازم ممنونم
آلاء
آلاء
٩٦/١٠/٢١
١
٠
بعضی خاطرات با گذشت زمان از ناراحت کننده بودنشون کاسته میشه ولی بازم یادآوریشون آزار دهندس چون همون حسو ایجاد میکنن:((__ تقریبا کامل ینی چی؟ ینی امکانش هس برگرده؟:) امیدوارم این نوشته های پرکشش و روان تم خوشحالی و امید هم به خودش بگیره:))
banu69
banu69
٩٦/١٠/٢١
١
٠
ممنونم از مطالعه ی مطلبم نه فکر نمی کنم دیگه برگرده اما خب عشق و دوست داشتن چیز غریبیه ادم دلش می خواد اونی که دوستش داره ودیگه نیست رو دوباره داشته باشه اما خب.... :((
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/٢٤
٠
٠
منکه همیشه سعی میکنم از دو سه کیلومتری دانشگاهم جلوتر نرم :/ خاطره بدی ازش نداشتم ولی حس دلتنگی برای اون روزا به شدت آزارم میده گاهی :| ان شــاء الله از این به بعد همیشه خاطره های خوب واست رقم بخوره خانوم گل :)
banu69
banu69
٩٦/١٠/٢٤
٠
٠
آره حق با توئه اما بدبختی اینکه دانشگاه ما یه جایی که هرنقطه از شهر بخوای بری باید از روبروی اون و از کنار اون خیابون رد شی بهترین بهمن و اسفند های عمرم همونایی بود که توی دانشگاه گذشت....خیلی خوب نه اون قشنگی اون روزا رو می خواستم و نه حالا این حسرت روزای گذشته رو خیلی سخت و تلخه از روزایی بیرون بیای که پر بود از آرامش و شادی و حالا توی روزهایی زندگی کنی که می دونی هیچ آینده ای و هیچ دلخوشی برای تو وجود نداره و نخواهد داشت و این خیلی وحشتناکه خیلی تلخه خیلی خیلی.... نسیم.....:((
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/٢٤
٠
٠
بانو خوشی های دنیا برای توئه، اگه خودت فرداتو بسازی.. من امیدوارم تو به خوشبختی واقعی برسی هر چه زودتر بهتر.. اصن هر چی آرزوی خوبه مال تو عزیز دلم :)
banu69
banu69
٩٦/١٠/٢٥
٠
٠
ممنونم نسیم جان مهربان امیدوارم برای همه روزهای خوب برسه من بیشتر دنبال کار می گردم تا بتونم بااین ناراحتی هایی که دارم کنار بیام
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/٢٥
٠
٠
واقعا با اینکه یه غمی ادمو میگیره ولی خیلی دلنشین و خودمونی می نویسین :)))
banu69
banu69
٩٦/١٠/٢٥
٠
٠
ممنونم سمانه جان نظر لطفته❤❤❤❤❤
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/١٠/٢٦
٠
٠
بخند بانو جان :)
banu69
banu69
٩٦/١٠/٢٦
٠
٠
خنده از يادم رفته دوست مهربانم ... بگذشته اي از منو وغم تو مگذاشت مرا حقا كه غمت از تو وفا دار تراست
پربازدیدتریـــن ها
سند زدن چشم هایت به نام من

و چقدر این چشم‌ها با عینک خواستنی‌ترند

٩٧/٠٣/٢٧
آشنایی با تیم های گروه مرگ (گروه B) جام جهانی

بِکِش زیرش!

٩٧/٠٣/٢٧
شعری سروده خودم

دلتنگی

٩٧/٠٣/٢٨
صفای وجود تو را عشق است

دست گل و شیرینی

٩٧/٠٣/٢٨
بر اساس واقعیت

اتاق؛ برترین رمان خواندنی امسال

٩٧/٠٣/٢٩
شده‌ام یک شهر از بوی تو

حتی دستم به خیالت هم نمی‌رسد

٩٧/٠٤/٠٢
کاش به خودمان بیاییم

از روزه تا فطر ذهنی

٩٧/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

عشق بادآورده

٩٧/٠٣/٣١
داستانی آشنا

منی که من باشم! / قسمت دوم

٩٧/٠٣/٢٧
شعری سروده خودم

آمدم

٩٧/٠٣/٣٠
بوی تعفنش

کافی شاپ

٩٧/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

انسان نبودن راهِ زیباییست

٩٧/٠٤/٠٢
به خودتان رحم کنید

فقیر نباشیم

٩٧/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

خداحافظ رمضان

٩٧/٠٣/٢٧
روی موج مثبت

بن بست

٩٧/٠٣/٣١

هزار و یک داستان

٩٧/٠٣/٣١
بیایید در عرصه جهانی شاخ شویم

از کفش نایک تا رسول علفی

٩٧/٠٤/٠٣
معرفی فیلم

اوکجا را حتما ببینید

٩٧/٠٣/٢٧
نامه شماره یک

در جستجوی الی / قسمت اول

٩٧/٠٤/٠٣
ای آنکه هیچ یک از نامه‌هایم به دستت نرسید

تو را رقیبانی است

٩٧/٠٣/٣٠