یک جای دنج
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

نویسنده : banu69

صبح زود رفتم کتابخانه تا امانتی‌ها را تحویل دهم و کتاب‌های جدید بردارم. توی آن سرمای استخوان سوز و اعصاب خرد کن پاییزی. کتابخانه آرامش و سکوت و گرمای مطبوعی داشت. پنجره‌ای بزرگ و دوجداره روبروی پارک و یک لیوان شیرکاکائوی داغ توی یک ماگ خیلی بزرگ و خیلی قشنگ. کارمند کتابخانه یک مرد میانسال چاق و خوش اخلاق است که هر دفعه از خساست فلان شرکت و بهمان موسسه‌ی آموزشی گله می‌کند که باوجود ادعاهای آن‌ها و پیگری این‌ها تعداد کتاب‌های کمی را برای کتابخانه می‌آورند. مردی که بیشتر از همیشه قفسه‌ی کتاب‌های کمک آموزشی را مرتب می‌کند تا من راحت‌تر کتاب‌ها را پیدا کنم. به حال او غبطه می‌خورم. آرامشش...! به محل کار آرامش و به همه‌ی آدم‌هایی که توی یک جای آرام یک کار رسمی دارند.

دیگر واقعا خسته شده‌ام از این همه تلاش و آوارگی و بلاتکلیفی. در راه برگشت توی خیابان‌های باران زده و سرد و پر از برگ، دلم کتابخانه را می‌خواست. گرما و آرامش و همین طور کار کردن در جایی شکل آنجا را. خدایا واقعا کار می‌خواهم خودت گشایشی در کار من دیوانه قرار بده!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/٠٩/١٩
٣
٠
کتابخونه جزو پر آرامشترین مکان هاست...سکوت و آرامش کتابخونه جون میده واسه تفکر...موفق باشید:) کار هم انشالله جور میشه
banu69
banu69
٩٦/٠٩/١٩
٣
٠
ممنونم ستاره ي مهربان ❤❤ سلامت باشي
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٩/٢٠
٣
٠
همه چی درست میشه 😉😉 چقدر دوس دارم تو چنتا نوشته ی بعدیت از کار خودت بنویسی :)) از کاری که بالاخره اون تو رو پیدا میکنه :))
banu69
banu69
٩٦/٠٩/٢٠
٢
٠
ممنونم سمانه خانم عزیز لطف کردی محبت داری نوشته های قبلی ام رو بخون ... الانه که دیگه عاشقانه هام تموم شده اما اکثر نوشته هام عاشقانه های من و "اون"هست اون ها رو هم بخون و نظرت رو بگو.... در مورد پیدا کردن کار؟ توی یکی از پست هام درباره ی کار مورد علاقه ام نوشته ام پست "قاب آرزو" رو بخون باشه حتما درباره ی این چیزی که گفتی هم حتما خواهم نوشت بازم ممنونم ازت❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٩/٢٢
١
٠
باشه عزیزم حتما همشونو میخونم :)))
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠٩/٢٠
٤
٠
بهترین کار و آینده کاری رو برات آرزو می کنم :)
banu69
banu69
٩٦/٠٩/٢٠
١
٠
ممنونم خانم شیعه زاده ی بزرگوار موفق و سلامت باشید💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/٠٩/٢١
١
٠
اتفاقا منم چند روز پیش وقتی هر چقدر دنبال کتاب فروشی توی شهر کوچیک محل زندگیم گشتم و پیدا نکردم به این فکر کردم که ای کاش یه سرمایه ای داشتم و برای خودم یه کتابفروشی میزدم یا کاش تحصیلات و توانش رو داشتم تا یه کتابخونه راه بندازم..اما حیف که نه پولش رو دارم نه تحصیلاتش رو.. برات آرزوی موفقیت دارم بانوی عزیزم.. ان شاء الله بهترین ها نصیبت شه خانوم گل :)
banu69
banu69
٩٦/٠٩/٢١
١
٠
ممنونم عزيزم برات ارزوي خوشبختي و سلامتي دارم ان شا الله ب همه ي ارزوهات برسي
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١