تنهایی و درد
در این شب های پاییزی

تنهایی و درد

نویسنده : banu69

من

شب‌هاي باراني و برفي پاييز

تبلت

پنجره‌ي كنار خيابان باران زده

فكر پايان نامه

بي‌كار و بي‌پول و بي‌نهايت مفلس

تا ابد تنهايي و پس زده شدن

و اشك‌هايي كه هرشب

در خلوت تخت خواب

براي بدبختي‌هاي خودم و خانواده‌ام 

جاري است! 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/٠٩/٢٥
١
٠
یه بار بهم گفتن:« نبضم با غم تو میزنه!» منم الان میگم نبضم با غم تو میزنه....اما تا خدا هست دگر غصه چرا؟؟؟
banu69
banu69
٩٦/٠٩/٢٦
٠
٠
غصه هميشه هست و براش چاره اي نيست متاسفانه. 😢😢😢😢😢😢💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔ممنونم از مطالعه ي مطلبم
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٩/٢٥
٣
٠
خودرا ضعیف و کم ندان / تنها در این عالم ندان / تو شاهکار خالقی / تحقیر را باور نکن / بر روی بوم زندگی / هر چیز می خواهی بکش/ زیبا و زشتش پای توست / تصویر را باور نکن / حرف از هیاهو کم بزن / از آشتی ها دم بزن / آزاد شو از بند خویش / تقدیر را باور نکن / خالق تو را شاد آفرید / آزاد آزاد آفرید / پرواز کن تا آرزو / زنجیر را باور نکن 😉❤️
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/٠٩/٢٦
١
٠
آفرین.. به جا بود سمانه بانو :)
banu69
banu69
٩٦/٠٩/٢٦
٠
٠
بگذاشته اي و غم تو مگذاشت مرا حقا كه غمت از تو وفا دار تر است.. ممنونم از نظر و مطالعاتتون 💔💔💔💔💔💔💔💔
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/٠٩/٢٦
٢
٠
سلام، از این نوشته و نوشته های قبلیتون متوجه شدم حس ناامیدی بسیار زیادی دارد. به نظرم اینقدر ناامیدی خوب نیست خودتونو و تلاش خودتونو دست کم نگیرید. به امید نوشته های امید بخش......
banu69
banu69
٩٦/٠٩/٢٦
٠
٠
ممنونم از شما اميدوارم يه دلخوشي و خوشحالي پيش بياد فعلا كه هيچ اميدي ووجود نداره. 💔💔💔💔💔 باز هم از شما دوست عزيزم سپاسگذارم
b_noori
b_noori
٩٦/٠٩/٢٦
٢
٠
دلخوشی رو خودت ایجاد کن تو زندگیت بانو جان، منتظر نباش یکی بیاد و یهو یه بغل پر از دلخوشی بپاشه تو تمام لحظه هات... می ترسم افسردگی گرفته باشی، هرچی بیشتر رو به جلو میری رد پای امید دووووورتر میشه از نوشته هات... ناامیدی دشمن موفقیته، از خودت دورش کن، دوست دارم تو نوشته بعدیت تو قهرمان قصه باشی که غول ناامیدی رو شکست میده، تخیلی بنویس حداقل! انشاءالله تخیل هات به واقیت تبدیل می شن...
banu69
banu69
٩٦/٠٩/٢٧
٠
٠
خانم نوری عزیز دلم دیگه شادی ایجاد هم نمیشه فکر می کنم به جایی از زندگی رسیده ام که بهم میگه:همینی که هست!می خوای بخواه نمی خوای نخواه!!!! افسردگی که آره متاسفانه اما خب نمیشه کاریش کرد من دارم با شرایط موجود با این واقعیت های دوست ناداشتنی زندگی می کنم اونقدر که دیگه حتی تخیل و رویا پردازی هام هم از بین رفته و من فقط دارم سعی می کنم از این بدتر نشه و اگرنه دیگه چیزی بهتر از این نمیشه💔💔💔💔💔💔💔💔 ممنونم به خاطر نظراتت پر از مهرت عزیزم
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠