قلب اجاره ای
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

نویسنده : باران_رزمخواه

مستاجری دیوانه‌ای؟ یا صاحب این خانه‌ای؟

یا در زمین قلب من یک عابر بیگانه‌ای؟

از بهر ماندن آمدی؟ یا می‌فروشی می‌روی؟

من را به ارث برده‌ای؟ یا با قِرانی می‌خری؟

گفتی رهایش میکنی روزی برای دیگری

کی طالب آن می‌شود؟ تو دسته دوم می‌خری؟

قفل و کلید سینه‌ام، شد جز مایملاک تو

در خواب دیدم من شبی؛ آن را به قرض می‌دهی

می‌بوسی و بر خانه‌ات رنگ جدیدی می‌زنی

فردا رهایش می‌کنی در دست‌های دیگری

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/٠٩/١٨
٢
٠
از قافیه هاش که یه خرده ایراد داشت اگه بگذریم ٬ خیلی شعر جالبی بود :) در مجموع خوب بود :) موفق باشید
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٩/١٨
٠
٠
مرسی از نظرتون😊قافیه اش *ی* بود تو یکی دیگه از شعرامم فکر میکنم شما بودین تذکر داده بودین ک اینحور قافیه فقط برای ترانه و ایناست.ولی دیگه دلم نیومد نذارمش.بازم ممنون😊🌷
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٩/١٨
١
٠
خدانیاره ازین خوابا :/ خیلی قشنگ بود :)
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٩/١٨
٠
٠
ممنون خانوم صالحی خیلی لطف کردین😊🌷
b_mollaei
b_mollaei
٩٦/٠٩/٢٠
١
٠
آخیییی بالاخره اومدین شما چند وقته منتظرم :))) عالی :)
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٩/٢٩
٠
٠
مرسیی😊😊آره تو وقفه ی ادبی بودم😅🌷🌷
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٩/٢٢
١
٠
این *ی* که قافیه کردین ، اصلا قافیه نیست ... چون شناسه فعل اساسا قافیه محسوب نمیشه !!! اینو گفتم چون کاقعا حیفم میاد شعرای به این خوبی میگین مشکل قافیه داشته باشه ... ولی در مجموع واقعا شعر قشنگیه :)))
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٩/٢٩
٠
٠
سلام😊ممنون از نقدتون🙏حتما تو بقیه شعرا دقت میکنم اینجوری نشه😊🌷
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠٩/٢٥
١
٠
مثل همیشه دلنشین بود
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٩/٢٩
٠
٠
خیلی خیلی ممنون که وقت گذاشتین🌷
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠