رنج می کشم از تکرار دقایق
بس است انتظار!

رنج می کشم از تکرار دقایق

نویسنده : setareh_roshan947

باد سکوت می‌کند.

تیک‌تاک... تیک‌تاک...

باز می‌وزد.

هوووو

تیک‌تاک... تیک‌تاک...

صدای رعد و برق و آسمان ‌درخشد از صاعقه.

تیک‌تاک... تیک‌تاک...

پنج دقیقه مانده به دوازده بامداد.

باران می‌بارد.

ابرها بار دیگر می‌غرند.

تیک‌تاک... تیک‌تاک...

رنج می‌کشم از تکرار دقایق

تیک‌تاک... تیک‌تاک...

می‌بارم همراه با بارش ابرها.

تیک‌تاک... تیک‌تاک...

دو دقیقه مانده به دوازده بامداد

تیک... 

بس است انتظار! 

ساعت را محکم به دیوار می‌کوبم.

سکوت می‌کند.

سکوت...

و سکوت...

پاهایم را به آغوش می‌کشم.

صدای هق هق من، بارش باران و هو هوی باد در هم می‌آمیزد.

یک شب دیگر انتظار.

و «تو» باز هم نیامدی.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/٠٩/١١
٠
٠
صدای رعد و برق،و آسمان درخشید از صاعقه.
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/٠٩/١٢
٠
٠
12 بامداد؟ 0_o بقیه ش خوب بود! ممنون زدیش به دیوار دیگه داشت میرفت رو روانم تیک تاکش :/
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/٠٩/١٢
٠
٠
12بامداد.دو قدم مانده به پایان یک روز و آغاز یک روز جدید...ممنون عزیزم
حس معلق
حس معلق
٩٦/٠٩/١٣
٠
٠
دقیقا هم نظرم . دست دیوار درد نکنه
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/٠٩/١٣
٠
٠
فکر کنم تکرار زیاد باعث کلافگی خواننده شده :( .خب یکی به من بگه آیا اگه تیک تاک کمتر میشد بهتر نبود؟؟؟
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/٠٩/١٣
٠
٠
الانم خیلی بد نیس.. اینم یه مدل از نوشتاره دیگه! :)
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/٠٩/١٣
٠
٠
:)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٦/٠٩/١٢
٠
٠
رنج می کشم از تکرار دقایق... قشنگ بود 😊💚
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/٠٩/١٣
٠
٠
سپاس از نظرتون
notareal
notareal
٩٦/٠٩/١٣
٠
٠
گرامی، پاره های زیبایی در چندین بند آمده، که گوهرفروشی چون شما، اندیشم، بِه نیز تواند از آن چامه آویزی (هم سنگِ گردن آویز) زیبنده سازد. با پوزش، یادآور، نیز، شوم که «برق » «صدا » ندارد، بل واژاکی (اصطلاحی ) است زبان-گفتاری (عامیانه ). این خود در نوشتار ادبی شما جای نمی گیرد. // باز نیز روان ما به دگر سروده های خود، میهمان کنید.
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/٠٩/١٣
٠
٠
سپاس از نظر شما...حق با شماست برق صدا ندارد....ممنون از وقتی که میذارید
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٩/١٩
٠
٠
از یه جایی به بعد خودم خودکار تیک تاکشو میگفتم :| قشنگ بود:)
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/٠٩/١٩
٠
٠
ممنون از نظرتون.سپاس
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
حواستان باشد

آدم های آرام

٩٦/١٠/٢٨