تعریفی از خوشبختی
دوست دارم زندگی رو

تعریفی از خوشبختی

نویسنده : Sahar_dadsetan

خوشبختی چیست؟ خوشبخت واقعی کیست؟ چرا اینقدر به این درو اون در می‌زنیم تا خوشبخت باشیم! چرا به کسی صفت بدبخت یا خوشبخت بودن را نسبت می‌دهیم؟ چه زمان و با چه کسی می‌شود خوشبخت بود؟ 

چطور ممکن است کسی که آرزوهای محال ما برایش خاطره است بعد از  صرف کلی پول و هزینه  به سفر دور دنیا برود کلی تجربه به‌دست آورد و در بهشت‌های زمین قدم بزند هنگامی که برگشت بعد از پرسش حالش! بی‌تفاوت بگوید بد نبود! خوش نگذشت! مگر می‌شود آدم در بهشت باشد و خوش نگذشته باشد، چه چیز این وسط ایراد دارد؟ 

در زندگی همه‌ی ما پیش آمده گاهی اوقات به این سوالات فکر کرده باشیم و پاسخ دادن به آن‌ها برایمان مشکل باشد. گاهی اوقات یک سری سوالات تومور می‌شود و تمام فکر و ذهنت رو درگیر می‌کند برای پیدا کردن جواب هم یا باید متوسل  به کتاب و مقاله شد و یا هم با یه سرچ ساده به یه جواب قانع کننده دست یابی. جوابی که فقط قانع میشی اما راضیت نمی‌کنه. 

اما اگر بخوام از حرف‌های سخت و سنگین یه مشت کتاب که با بعضی‌هایش مخالفم و با بعضی‌ها‌‌یش موافق بگم میشه تکرار و فکر نمی‌کنم جالب باشه زمانی که با قلم پیوند می‌خوری و پیمان نوشتن رو امضا می‌کنی یعنی باید چیزهایی رو بنویسی که باهاشون موافقی و جزئی از تجربه‌ات است، نه تکراری بر مکررات. پس با وجود کتاب‌هایی که در این زمینه مطالعه کردم نوشته‌هایی که شاهد آن خواهید بود هیچ نوع منبع و سند موثقی در پشت‌شان ندارد تنها اندیشه‌های یک ذهن خام است.

به یاد دارم کودک که بودم در جایی این یاداشت را کردم که هیچ چیزی در این دنیا به‌طور مطلق و کامل وجود ندارد زیرا با وجود تفاوت‌ها زیر سقف هر خانه‌ای درد مشترک است نمی‌شود گفت مطلقا خوشبخت، مطلقا زیبا یا مطلقا پولدار... همه چیز نسبی و بر اساس درصد است بزرگ‌تر که شدم به این نتیجه رسیدم که خوشبخت کسی است که به همان غصه و دردهای مشترک سازگار است خیلی چیزها به‌طور مطلق وجود دارند مانند خوشبختی... 

اگر با این گفته‌ام مخالف‌اید اجازه بدید یک خوشبخت واقعی را معرفی کنم،من هر روز دختری را در آینه می‌بینم که با تمام وجود برای خوشبخت زیستن می‌جنگد، او هم مانند شما در تلخی‌ها گریه می‌کند، مانند شما زندگی می‌کند و عادات روزمره‌اش را انجام می‌دهد. نه لای پر قو می‌خوابد و نه از پله‌های طلا بالا می‌رود یک زندگی کاملا معمولی و ساده‌ای دارد اما با این وجود باز هم احساس خوشبختی می‌کند با دیدن دختر درون آیینه کم‌کم به این نتیجه رسیدم که دختر در  بدبخت‌ترین شرایط هم خوشبخت است. خیلی از شما مانند دختر خوشبختی مطلق دارید تنها تفاوت در این است که دختر گرمی خوشبختی رو در رگه‌های زندگیش احساس می‌کند اما دغدغه‌های موجود زندگی شما بهتون اجازه‌ی لمس خوشبختی مطلق رو نداده است.

تعریف خوشبختی از دیدگاه هر فردی متفاوت است، بعضی‌ها بطور کل خوشبختی را در یک جز می‌بینند، اینکه تنها یک نکته در زندگی‌شان قید باشد می‌شود خوشبختی! مثل خوشبختی در قدرت، پول و... 

اینکه روی منبر بنشینم و مانند کتاب‌ها و از زبان بزرگترها بگویم نه پول خوشبختی نمی‌آورد حرف بی‌جا و اشتباهی‌ است پول خوشبختی نمی‌آورد اما یکی از عوامل خوشبختی است. جمله‌ی پول خوشبختی نمی‌آورد را بارها درکتاب‌ها خوانده‌ایم و در حرف‌های بزرگترها شنیده‌ایم تا حدودی درست است اما درستی این جمله بر می‌گردد به همان جا و همان دوران بزرگ‌ترها... نه دورانی که قیمت نان وگوشت و مایحتاج زندگی الاکلنگ بازی می‌کند. می‌توان گفت سخنگوی این جمله تصورش در مورد زندگی یک  تصور حبابی و غیرحقیقی است، تصور رویایی و باطل، وقتی عزیزی با یک بیماری لاعلاج روی تخت افتاده باشد و بدانیم پول سلامتی آن عزیز پول فروش کلیه‌مان است آنجا اگر بتوان گفت پول خوشبختی  نمی‌آورد. درست است! 

پس نمی‌شود بطور قطع بر این جمله صحه گذاشت که پول خوشبختی نمی‌آورد. دوستی داشتم اسطوره‌ی خوشبختی، از همه نظر کامل و بی‌نقص بود تنها درد وغم زندگیش در یک مرد خلاصه می‌شد که او هم  معلوم نبود در کدام دنیا سیر می‌کرد، شبی که از هم جدا شده بودند با دلی پر از غم واندوه به پیشم آمد وشروع به درد و دل کرد من هم تنها وظیفه ام با جان و دل گوش سپردن به دردودل‌هایش بود نکته‌ای که این وسط وجود داشت این بود که اسطوره‌ی خوشبختی من از بخت بد خود ناله می‌کرد وقتی این نکته را به او گوشزد کردم جرقه‌ی جالبی در ذهنم زده شد، او گفت تعریفت از خوشبختی چیست؟ خوب به تعریف من عطر خوشبختی مثل استشمام بوی بارانی‌ است که در بعد ازظهر یک روز بارانی لذت بی‌پایانی را در حالمان تزریق می‌کند است، عطر خوشبختی همان بودن و خندیدن کنار عزیزانت است. شده گاهی وقت‌ها عزیزت بخندد و دلت قنج برود؟ این قنج رفتن دل خود خوشبختی است اینکه دنیایت را برای تکرار خنده‌ی عزیزت بدهی اوج خوشبختی است، عطر خوشبختی را هیچ فروشگاهی ندارد.

دوستم حرف جالبی به زبان آورد: هرگز نمی‌توان احساس خوشبختی کرد وقتی از طرف کسی که دوستش داری دوست داشتنی نباشی! خوشبختی ینی دوست داشته شدن و درک درست از این کلمه. هضم حرفش سنگین بود، نمی‌خواستم روی صندلی قضاوت بنشینم و او را نصیحت کنم فقط برای دقایقی به جایش زندگی کردم کفش‌هایش را پوشیدم و در قصه‌اش راه رفتم به این نتیجه رسیدم که دوست داشته نشدن از طرف کسانی که دوستشان داری ینی عمق فاجعه! 

پس نتیجه می‌گیریم عوامل خوشبختی سه چیز است: سلامتی، دوست داشتن متقابل و درک درست از این کلمه و پول اما خوشبختی چه زمانی است؟ خوشبختی شتری نیست که در خانه‌ی همه‌ی ما بخوابد باید خودمان آن را بسازیم، نه زمان دقیقی دارد ونه مکان مشخصی... حتی اگر زمین وآسمان با یکدیگر همدست شوند باز هم تازمانی که انسان نخواهد هیچ روزی روشن نمی‌شود. برای خوشبخت بودن نیاز نیست هزینه و خرج‌های کلان کرد می‌شود فلافل تند و غیربهداشتی کنار خیابان را به خوردن پاستا و بیف در یکی از بهترین رستوران‌های vip شهر ترجیح داد اگر حال دلت خوب باشد، می‌توان حتی با گوش دادن به یک آهنگی قدیمی درکنار دوست وخانواده از زندگی لذت برد تا نشستن در یکی از کنسرت‌های برج میلاد وهمخوانی کردن با  آهنگ ((دوست دارم زندگی)) سیروان خسروی. بعضی وقت‌ها خیلی از اشعار را می‌خوانیم بی‌آنکه به معنی آن فکر کرده باشیم! 

حال از دیدگاه شما تعریف خوشبختی چیست؟ 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Negar
Negar
٩٦/٠٩/١٥
١
٠
عالی بود چقدر خوبه ت کشورمون اینقدر انسان های بافهم و شعور و با روحیه بالایی داریم
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠٩/١٦
٠
٠
یادداشت خوبی بود اما تغییر ناگهانی نوشتار مطلب تون از فارسی معیار به محاوره و بالعکس، خوندنش رو سخت کرده بود. علائم نگارشی هم می تونست خیلی کامل تر توی متن استفاده بشه، مخصوصا نقطه.
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/٠٩/١٦
٠
٠
موافقم!
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٩/١٨
٠
٠
این ازون سوالاتیه که به تعداد ادمای روی کره ی زمین میشه جواب متفاوت داشته باشه...خوشبختی برای من داشتن خانوادمه... و خییییییلی چیزای دیگه... خیلی خوب بود :)
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات