می خواستم با عشق دنیایی بسازم
شعری سروده خودم

می خواستم با عشق دنیایی بسازم

نویسنده : سیده محبوبه عظیم زاده

وحشت تمام روزگارم را گرفته‌ست

دنیا، غرور و اقتدارم را گرفته‌ست

می‌ترسم از هر اتفاقی، خوب یا بد

این ترس بی‌وقفه قرارم را گرفته‌ست

هر چار فصل سال را پیوسته زردم

سرما سر سبز و بهارم را گرفته‌ست

مردم! توان زندگی کردن ندارم

دنیای‌تان دار و ندارم را گرفته‌ست

این اشک‌های بی‌امان دست خودم نیست

یک غم زمام اختیارم را گرفته‌ست

می‌خواستم با عشق دنیایی بسازم

افسوس دنیا عشق، [یارم] را گرفته‌ست

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/٠٩/١٣
١
٠
لایکککک .. فوق العاده ست!
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/٠٩/١٤
١
٠
هر چهار فصل سال را پیوسته زردم :) زیباست
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠٩/١٦
١
٠
خیلی خوب بود :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٩/١٨
١
٠
من سر تعطیم فرود میارم ... عالی :))))))
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٩/١٨
١
٠
به به لذتیدم😍😍
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات