شعر می‌گفتم و با قافیه می‌جنگیدم
شعری سر کلاس ریاضی!

شعر می‌گفتم و با قافیه می‌جنگیدم

نویسنده : Z shakeri

مدتی هست که ذوق و هنری نیست که نیست

در خیابان غزل رهگذری نیست که نیست

نُطفه‌ی شعر در اندام قلم منتظر است

ولی از زاد و ولدها اثری نیست که نیست

شعر می‌گفتم و با قافیه می‌جنگیدم

همه گفتند که شق‌القمری نیست که نیست

توده‌ی خاطره در جنب خیابان دلم

متعفن شده چون رفتگری نیست که نیست

تیز کن تیغه ی شمشیر خودت را ای عشق

حمله کن زود، که دستم سپری نیست که نیست ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/٠٩/٠١
٠
٢
بسیااار عااالی ...
b_mollaei
b_mollaei
٩٦/٠٩/٠١
٠
٠
اشعار شما من یکی رو شخصا دیوونه میکنه ... خیلی قشنگ بود :)))
notareal
notareal
٩٦/٠٩/٠٢
٠
٠
دل آرامی* این مهرورز، در هم دردی با هم مهین آن مهربان کرمانشاهی مان، را ارایه می دارم. // هماره نیک و زیبا نویسید، سپاس. // چند بندی در گفتمان با چگامه تان، تحفه این درویش: //// خـــــرابــاتِ دِل //// در خیابانِ غزل ات، رَه گُذَرش بی گُذَر است . . . . چون که دیوارِ چگامه خراب تا کمر است // «نُطفه ی » شیون و سوزست در «اندام » شده . . . . «شاعری » را به کناری، که رخصت دگر است // « setareh، » « g. gim، » «etebari »** سروند زیبا . . . . سَرِ پُل، گوش به راه دو دبیری* دگَر است. ////* دل آرامی: تسلیت؛ **سه «جیمی » نیک سرشت که با نوشتار خود برای کرمانشاه، در آغوش خداوند جای گرفتند؛ *دبیری: دبیره ای (خطی ).
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/٠٩/٠٢
٠
٠
بسیار زیبا و عالی
A_tavassolii
A_tavassolii
٩٦/٠٩/٠٢
٠
٠
خیییییییییلی خوبه آفرین خیلی خوب
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠٩/٠٨
٠
٠
اولین باری که پروفایل تونو چک کردم و سن تونو دیدم، خیلی جا خوردم / این حجم از استعداد واقعا کم نظیره :) آینده خیلی خوبی دارین!
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات