راه فرار به سوی خداست

راه فرار به سوی خداست

نویسنده : Mostafa

می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود. همه‌ اوضاع را بهم ریخته بود. وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد. پدر که خستگی داشت، شلاق را برداشت. پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد! خودش را به سینه پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد. شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید. «وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله» هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست.

مرحوم حاج اسماعیل دولابی

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/٢١
٢
٠
واقعا!خدارحمتش کنه...عجب راهکار خوبی داده!
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢١
١
٠
خدایش بیامرزاد.. بعله ایشون یکی از عرفای مسلم بی نام و نشون زمان خودشون هستن... صحبت هاشون خیلی عمیقه .. خدا رحمتش کنه..
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/٢١
٠
٠
ممنون از مطلبتون.یادم رفت تشکر کنم:)))
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢١
٠
٠
خواهش میکنم سرکار علیه خانم سپهری.. ممنون از اظهار نظرتون..
s.a
s.a
٩١/١٢/٢١
٢
٠
هووووووووووووم....... قبلا خونده بودم(ستاد ضایع سازی دوستان) ولی اگه هزار بار هم بخونمش بازم اندر کف عمقش می مونم! (متوجه هستید که چی میگم!)
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢١
٠
٠
بعله بعله.. (ولی ستادتون خیلی اثرگذار نیست..!)
تکی
تکی
٩١/١٢/٢١
٣
٠
اما راهکاری که این آقا گفت خیلی اثرگذار نیست آخه خدا که از اون باباهایی نیست که بی خود و بی جهت عصبانی بشه و دست رو بچش بلند کنه خدا اگه بخواد یکی و تنبیه کنه دلیل داره و البته تنبیه هم می کنه و این لوس بازی کارساز نیست باید راهشو پیدا کرد
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢١
٢
٠
وَ فِرُّوا إِلَى اَللَّهِ مِنَ اَللَّهِ. یعنی(اى بندگان خدا ، از خداى بترسید و از خشم خدا ، در پناه رحمت خدا بگریزید) این حرفت قبول که خدا مثل انسان نیست و بی خود و بی جهت عصبانی نمیشه..و حتما برای کارش دلیل داره اما این حرف من یا حاج اقای دولابی نیست بلکه فرمایش امام علی ع است. به نظر میرسه که به معناش خوب توجه نکردید.. منظور اینه که در هنگام خشم خدا(حالابه هر دلیل و منطقی که میخواد باشه) تنها جانپناه و پناهگاه خود رحمت خداست. نه هیچ جای دیگه.. مگه نه این که پیامبر میفرمایند (الدعا یرد القضاء) یعنی دعا و استغاثه به درگاه الهی حتی ممکنه که یک اراده حتمی و قضای الهی رو تغییر بده.. درست مثل صدقه دادن که موجب دفع بلا میشه.. اندکی تامل اندکی تفکر.. ممنون از اظهار نظرت کاربر ناشناس.
تکی
تکی
٩١/١٢/٢١
٠
٠
آره حرفتو قبو دارم اما برای رسیدن به رحمت خدا باید کاری انجام بدی که مشمول رحمتش بشی که اون خیلی راحت نیست در ضمن گاهی خدا از خشمش در راه تعالی انسان استفاده می کنه نه برای خالی کردن ناراحتیش گاهی در خشم خدا رحمت هست البته من دلم نمی خواد اسمشو بزارم خشم چون خدایی که من تو ذهنم دارم خشمگین نمی شه اون داره تدریس می کنه تنبیه می کنه اما حتی تنبیهشم با خشم نیست لااقل من خدامو اینطوری می بینم
تکی
تکی
٩١/١٢/٢١
٠
١
در ضمن این عین کوته بینیه که خودت و اهل فکر بدونی و دیگران رو بدون تفکر و تامل آدمایی این مدلی رو تو زندگیم زیادی دیدم که راستش احساس کردم اونا هیچی از تفکر نمی دونن
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٢١
٠
٠
جناب ناشناس.... مگه ایشون گفتن که شما اهل فکر نیستی؟؟؟؟؟؟ کوته بینی؟؟؟؟؟؟ بعدشم شما معنی حدیث درست متوجه نشده بودی که توضیح دادن.... دقت کنین لطفا.....
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢٣
٠
٠
جناب کاربر ناشناس ..تکی عزیز اگه با این کلامم (اندکی تامل اندکی تفکر..) ناراحتت کردم، متأسفم.. منظورم بی احترامی نبود.. این یکی از تکیه کلامهای بنده است.. در فضای مجازی بنده به تمام نظرات ارزشمند شما احترام میزارم.. من فقط خواستم مطلب روشن تر بشه.. آخه سخنرانی ایشون رو گوش دادم و شاید بیشتر ذهنم درگیر بوده و منظورشون رو بهتر درک کرده باشم.. بازم شرمنده.. در پناه رحمت الهی موفق باشی عزیز
ati200
ati200
٩١/١٢/٢١
٠
٠
عالی
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢١
٠
٠
خواهش میکنم.. خدا گوینده اش رو رحمت کنه..
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٢١
٠
٠
چه پدر مهربانی ست خدا آغوشش همیشه باز است مرسی مستر مصطفی:)
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢٣
٠
٠
خواهش میکنم پاییز بانو..
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٢١
٠
٠
خیلی راه حل خوبیه.... ممنونم....
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢٣
٠
٠
خواهش میشوم..
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٢١
٠
٠
به این میگن راه حل مطمئن :) ممنونم آقا مصطفی جالب بود. خدا رحمت کنه حاج اسماعیل دولابی رو...
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢٣
٠
٠
خدایش بیامرزاد.. خواهش میکنم علیرضای عزیز
هم سطر ، هم سپید
هم سطر ، هم سپید
٩٢/٠٢/٢٧
٠
٠
الان یعنی بابائه خدائه؟
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤