قانونی شدن عجب صفایی داشته!
از روزهای 18 سالگی

قانونی شدن عجب صفایی داشته!

نویسنده : سمانه صالحی

به خودم نگاه می‌کنم و به همه‌ی هم سن و سال‌هایم.

این تارهای سفید لابه‌لای هجده سالگی موهایم یقین دارند که زودتر دست به کار شده‌اند. یقین دارند که بی‌قراری‌های این روزهایم بیشتر شده‌اند.

به خودم نگاه می‌کنم دلم خاطره‌های مادرم را می‌خواهد.

از اولین روز هجده سالگی‌اش می‌گوید! از خنده‌های مستانه‌ی وسط حیاط بزرگ خانه‌ی پدربزرگ! 

از خوشی‌های آن سال‌های نه چندان دور.

و اما من... 

هجده سالگی آن موقع با هجده سالگی‌های الان فرقش از زمین است تا آسمان.

اولین باری که فهمیدم برای نشستن پشت این چهارچرخ‌ها باید هجده ساله شد.

اولین باری که نظر خودم را بلند داد زدم و گفتند حق رای دادن نداری. اولین باری که در آن کتاب «فلان استقلال یک نوجوان» صفحه‌ی اول خط دوم نوشته بود هجده ساله شدن شروع استقلال است.

اولین باری که فهمیدم هجده ساله شدن یعنی قانونی شدن.

برای بار هزارم از ته دلم خواستم هجده ساله شوم.

هجده سالگی برایم شده بود یک دغدغه که دوست داشتم هرچه زودتر تجربه‌اش کنم... اما حالا...

هجده سالگی این روزها آن طورها که فکر می‌کردم؛ آنطور که در ذهنم برایش نقشه‌ها داشتم؛ نبود.

و این را فهمیدم هجده سالگی هم یک سنی است مثل هفده سالگی؛ مثل شانزده، پانزده و حتی ده سالگی... اما این روزها اینجانب هجده ساله هستم که هجده سالم نیست.

مادرم اما هجده سالگی‌هایش قشنگ بوده است.

نه دغدغه‌ای! نه دل مشغولی! نه استرسی! 

اما امروز در وسط‌ترین روزهای فصل عاشقانه‌ها میان صدای خش خش برگ‌ها منی متولد شده است. مادرم اما...

اولین روز اردیبهشت میان باغچه‌ی سرسبزشان، یا شاید هم روی پله‌های حیاط دامن چین چینش را پهن کرده و لاکچری‌طور نان روغنی‌های مامان پز را به مناسبت تولد ته تغاری‌شان میل کرده‌اند.

من اما میان این برگ‌های خشک نارنجی طور به دیوار تکیه می‌دهم و قول می دهم یک روز ذهنم را تهی کنم از این بی‌اهمیت‌های زندگی. 

می‌دانی از چه می‌گویم؟ از این که قبل‌ترها زندگی کردن نه در چهل سالگی و نه در سی سالگی حتی در هجده سالگی هم قشنگ‌تر بوده است؛ آسان‌تر بوده است و شاید ساده‌تر!  

دلم یک روز از آن روزهای هجده ساله‌ی مادرم را می‌خواهد

پ ن: آبان دخت یعنی دختری از تبار آبان که نه بهارانه آمده است و نه آن وسط‌های گرماگرم تابستان. صبر کرده است... مهرش که پر شده با عشق چشم باز کرده است! 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/٠٨/٢٢
١
٠
همه ی نوشته یه طرف.. این پی نوشت یه طرف.. عالی بود.. 🌹🌹🌹تولدتــ مبارکــ آبان دختــ مهربان :)🌹🌹🌹
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٨/٢٢
٠
٠
خیلی خیلی مرسیییی نسیم جونم😘😘😘
k_koolak
k_koolak
٩٦/٠٨/٢٢
١
٠
عزیییزم مبارک باشه.از الان بهت میگم که خوب مسیر زندگیت رو مشخص کن کار و علاقه و استعدادتو تو یه مسیر قرار بده از 4 سال اینده ات خوب بهره ببر و درگیر عشق های 18 سالگی نشو حدالمقدور و به رویاهای بزرگ تحقق ببخش
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٨/٢٢
٠
٠
فدات عزیزم ممنووون😘😘😘 چشششم حتما این کارو میکنم😉❤️
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/٠٨/٢٢
١
٠
تولدت مبارک. میگن آدم تا ۱۸سالش نشده میتونه مسیرشو پیدا کنه.از ما که گذشت.شما همین الان مسیرتو پیدا کن.
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٨/٢٢
٠
٠
مرسی عزیزدلم😘😘😘 ..چشم. از تو هم نگذشته..همیشه زمان هس برای پیدا کردن مسیر..ممکنه دیر شده باشه ولی شدنیه ..ممنونم ستاره جان
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠٨/٢٣
١
٠
بعضی وقتا دوست دارم، چند سال زودتر به دنیا میومدم :)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٨/٢٣
٠
٠
منم همینطور :))
صالحه
صالحه
٩٦/٠٨/٢٣
١
٠
تولدت مبارک گل دختری:)) برات ارزوهای خیر دارم:)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٨/٢٣
٠
٠
مرسی عزیزم :))) خیلی لطف داری :)
Taiyebe ghafooriyan
Taiyebe ghafooriyan
٩٦/٠٨/٢٥
٠
٠
نوشتتون دقیقا حرف دل من بود اما یه جاهایی هم اضافه میشد خوب بود اینکه هیجده سالگی و کنکور...لذتی که باید تو این سن از انرژی و شادابی جوونیمون ببریم باید پای کتاب ۵۰۰صفحه ای تست بزنیم که این موهای آدم رو سفید نمیکنه بلکه به کلی از ریشه در میاره😒😑
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات