بیایید بهتر زندگی کنیم
با کمی تاخیر...

بیایید بهتر زندگی کنیم

نویسنده : Z shakeri

اندکی‌ حرف ‌دل ‌از ‌زبان ‌من ‌یک‌ سال ‌بزرگ‌تر ‌شده‌  :

امروز که دیگر تولدم نیست اما

یادمان باشد روز تولدمان 

برای خودمان قهوه بریزیم و 

آهنگ مورد علاقه‌مان را گوش کنیم

و کتابی را که دوست داریم بخوانیم ...

یادمان باشد گوشه‌ای بنشینیم و 

دفتر ذهنمان را باز کنیم

و از اول،

آرزوهایمان را بنویسیم.

بعد با قلمی ک در دستان یک سال بزرگ‌تر شده‌مان گرفته‌ایم؛

روی هرکدام از آرزوهایی که تحقق یافته اند خطی بکشیم

و دور آن‌هایی که باید محقق می‌شدند ولی به هر دلیلی از رسیدن به آن‌ها باز مانده‌ایم دایره‌ای بزرگ رسم کنیم ...

به راستی چند درصد از کارهایی که دوست داشته‌ایم را انجام داده‌ایم؟

چقدر برای خودمان زندگی کرده‌ایم؟

چه اندازه دستمان را از دستان جبر و اجبارهای اطراف بیرون کشیده‌ایم و کودکانه در بوستانِ لذت‌هایمان دویده‌ایم؟!

دیروز که تازه متولد شده بودم

و تبریکات متعدد اطرافیانم گوشم را از شنیدن صدای کودکانه‌هایم باز می‌داشت؛

به تمام این‌ها فکر کردم

و فهمیدم

قسمت بزرگی از زندگیم را به مبارزه با اجبارهای اطرافم گذرانده‌ام...

و اینگونه بود که مابین آن همه تبریک و شادباش،

با شنیدن صدای تبریک گفتنِ وجدانم احساس غرور کردم...

دیروز با قدردانیِ وجودم 

از خودم مواجه شدم

و این بزرگ‌ترین لذت برای دختر شانزده ساله‌ای‌ست 

که هنوز شعر می‌گوید

دختری که هر بار برای انتخاب قافیه‌هایش قضاوت می‌شود ...

برای انتخاب موضوعاتِ غزل‌ها و قطعه‌های دخترانه‌اش باید به هزاران نفر توضیح دهد و برایشان نقشه‌ی افکارش را باز کند تا آگاه شوند گاهی می‌شود بدون مخاطب هم شعر نوشت...

قرار نبود انقدر حرف بزنم و پراکنده گویی کنم اما

این شعرهای نوشته نشده گاهی درونمان کولاک می‌کنند 

و چه گرد و خاکی خطرناک‌تر از افکار و عقده‌های بیان نشده

خلاصه بگویم

یاد بگیریم از روی نوع رقصیدن قلمِ کسی

او را قضاوت نکنیم

شاید چشم و ذهن ما نمی‌تواند مقصود اصلی را درک کند

پ.ن:

راستی یادم رفت بگویم

بی‌بهانه شاد باشید و کارهایی انجام دهید که دوست دارید ...

به احساس، وجود و علایق خود اهمیت بدهید تا خودتان از خودتان راضی بمانید...

در جایگاهی نیستم که کسی را نصیحت کنم اما

به گونه‌ای زندگی کنیم 

که تعداد "آه"هایمان کمتر باشد...

افسوس تولد انسان‌ها را جلوتر می‌اندازد و ما را پیرتر می‌کند ...

این را وقتی فهمیدم که یک سال بزرگ‌تر شدم :)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
notareal
notareal
٩٦/٠٨/١٥
٠
٠
زادروزتان خجسته باد و آن نیز، خدای من، شانزده شیرین. چگامه های شما هر روز را برای ما جشن کرده، پوزش که یادتان ما را فراموش. یک شنبه که به «جیم » باز گردم، چند بندی برای تان کادو بندی می کنم.
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٨/١٥
٠
٠
زادروزش که گذشته :| چرا زودتر نگفتید؟ من این تاخیر رو از چشم شما میبینم :/
Z shakeri
Z shakeri
٩٦/٠٨/١٥
٠
٠
خیلی سپاسگزارم دوست عزیز...خیلی لطف دارین...شادکام باشید و پیروز💛
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٨/١٥
٠
٠
❤️🌺❤️🌹❤️🌺❤️🌹❤️ ❣️❣️❣️ عزیزم تولد گذشتت مبارکــ ❣️❣️❣️ ان شــاء الله سالهــا با شرف و آبرو و عزت زندگی کنی و در کنار عزیزانت سلامت و خوشبخت باشی :) ❤️🌺❤️🌹❤️🌺❤️🌹❤️
Z shakeri
Z shakeri
٩٦/٠٨/١٥
٠
٠
مرسییییی عزیزدلم خیلی لطف داری جانا😍💛💛راستش ۴ آبان بود تولدم اینو پنجم نوشتم و تو کانالم گذاشتم ولی اینجا دیر یادم اومد ک بذارمش🙁بازم از تبریکت ممنون💚💫💎
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٨/١٥
٠
٠
تازه الان متنتو خوندم.. خیلی خوب و پخته بود.. آفرین.. موفق باشی :)
Z shakeri
Z shakeri
٩٦/٠٨/١٥
٠
٠
نظر لطفته😍💎💎💫❄💚
notareal
notareal
٩٦/٠٨/١٦
٠
٠
خب یک شنبه شد، یک چکهِ باران امروز را هدیه می کنم. /// چکه بارون /// چکه بارون همون تق و تقِ درِ . . . نمی دونی کیه، اما لبخند میاره // روزت می سازه، یا گِلی می کنه . . . خنده به لبات، یا اشک تو چشات // این که تند و تیز یا که آرومه . . . درشت یا کوچولو، می دونی اونجاست // چکه بارون خیلی راز دارِ . . . حبابِ «چه میشه ها، » «نا چشم داشتنی* » // زمین رو می شوره، گل رو آب میده . . . چاله چوله ی «بودن » رو پر می کنه // چکه بارون هرگز بی صدا نیست . . . راه میره روی بومت، با پاشنه بلند . . . تف می کنه، به پنجره ت // چکه بارون، یارِ کَلَکه . . . تو چاله می شینه، چشم به راهت // از پا میکشه تورو، تویِ خونَش . . . کجا یار دیرین، کنارم بشین . . . با هم یک سرمای سیر بخوریم. /// * نا چشم داشتنی: سورپریز.
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٦/٠٨/١٦
٠
٠
نمی دونم چرا هر چه قدر به عدد اون سن شمع تولد اضافه میشه زمان این قدر سریع تر می گذره انگار فاصله دوتا تولد آدم میشه یه چشم بهم زدن...
Z shakeri
Z shakeri
٩٦/٠٨/٢٧
٠
٠
اره واقعا ادم بیشتر دلش میگیره:(
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٨/١٨
٠
٠
با تاخیر زیاد تولدت مبارک عزیزم.... خیلی خوب بود :)))
Z shakeri
Z shakeri
٩٦/٠٨/٢٧
٠
٠
مرسی عزیزدلم لطف کردی💜
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/٠٨/٢١
٠
٠
با عرض پوزش جهت تأخیر طولانی : تولدت مبارک شما من رو یه جورایی به یاد شانزده سالگی خودم انداختیدو توبیخهایی که بابت شعر و کتاب خوندن یا فیلم دیدن به جای درس خوندن(!) می شدم.
Z shakeri
Z shakeri
٩٦/٠٨/٢٧
٠
٠
خیلی خوشحالم ک خوشتون اومده...و واسه اون سختگیریام میتونم بگم خیلی اذیتم میکنن:)امیدوارم شمارو اونقدر اذیت نکرده باشن...مرسی بابت تبریک..مانا باشین💜🍁🍭
لیلی
لیلی
٩٦/٠٨/٢٥
٠
٠
خوشمل نوشته ای بود برای قدردانی از خود 😊
Z shakeri
Z shakeri
٩٦/٠٨/٢٧
٠
٠
نظر لطفته💜🍭
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
دشوار روزگاری است

اعجاز تنهایی

٩٦/٠٨/٣٠
شعری سروده خودم

بغض آسمان

٩٦/٠٨/٣٠
تنها در خودم اشک می ریزم

یک فنجان فراموشی لطفا

٩٦/٠٨/٣٠
تبلیغات