خرابات عشق
یارا بگو تو با مایی

خرابات عشق

نویسنده : m_heisenberg

یارا بگو تو با مایی

یا که برمایی

گر که با مایی دست در دستت روم سوی هر فردایی  

ورنه گر بر مایی همه عمر در یادی 

به شوق آن روز ک عاقبت مرا دریابی

تا بسازمش آن فردایی  ک نیست آن را هیچ فرجامی

گفته بودمت که تا ابد مرا در یادی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_koolak
k_koolak
٩٦/٠٧/٣٠
٠
٠
یاری که بخواهد باشد و بماند خودش می اید زیاد سوز و گدار ندارد
m_heisenberg
m_heisenberg
٩٦/٠٧/٣٠
٠
٠
دقیقا توی شعرم همینو گفتم
star_night947
star_night947
٩٦/٠٨/٠١
٠
٠
زیبا بود :)
m_heisenberg
m_heisenberg
٩٦/٠٨/٠٢
٠
٠
تنکس
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٨/٠١
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
حواستان باشد

آدم های آرام

٩٦/١٠/٢٨
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨