آفرین عشق
پریشان حال

آفرین عشق

نویسنده : m_heisenberg

دیوانگان جملگی شهره شهرند از پریشانی 

دانی که چرا ما این چنین پریشانیم؟

عقل وصله عشق کردیم و ندیدیم جز پشیمانی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
حس معلق
حس معلق
٩٦/٠٧/٢٦
٠
٠
گاهی اوقات بد نیست یه کم عقل قاطی عشق کنیم. ولی انصافا اون موقع بدجور پریشون میشیم ... خدا قوت
m_heisenberg
m_heisenberg
٩٦/٠٧/٢٦
٠
٠
ممنون اره دقیقا همینه به نظرم عشق مفهومیه ک هیچ قاعده و قانوی درونش قرار نمیگیره عاشق واقعی یکی میشه مثل مجنون که از هیچ قانونی پیروی نمیکنه و مست لیلی خودش میشه
لیلی
لیلی
٩٦/٠٧/٢٦
٠
٠
🙌🙆
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٧/٢٦
٠
٠
لایکــــ .... :)
m_heisenberg
m_heisenberg
٩٦/٠٧/٢٦
٠
٠
تنکس:)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠٧/٢٦
٠
٠
انتشار اولین مطلب تونو تبریک میگم :)
m_heisenberg
m_heisenberg
٩٦/٠٧/٢٦
٠
٠
مرسیییی :))))
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠