خیالت دیوانه ام می کند
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

نویسنده : faezeh76

در آشپزخانه که می‌‌ایستم

قاشق‌ها و چنگال‌ها را که صف می‌کنم

ظرف‌ها را که آرام آرام به روی هم می‌چینم

احساس می‌کنم در و دیوار خانه 

با بهتی عمیق به صورتم خیره شده‌اند

فرقی ندارد در خیابان هم همین 

احساس چند برابر می‌شود

وقتی روی صندلی اتوبوس نشسته‌ام

یا در کلاس درس، یا روی نیمکت‌های سیمانی حیاط دانشگاه

احساس می‌کنم همه با تعجب وجودم را جستجو می‌کنند

راستش بخواهی آخر نمی‌شود ...!

نمی‌شود به تو فکر کرد و لبخند نازنینت در برابر چشمانم ظاهر نشود

نمی‌شود تو در خیالم لبخند بزنی و من

در برابرت سکوت کنم! 

اصلا حقیقت را بخواهی خیالت هم مرا دیوانه  می‌کند..‌.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠٧/٢٤
٠
٠
این متن های ساده و صمیمی رو دوست دارم، حس خوبی دارن که متن های طولانی و پر از توصیف و اصلاحات ثقیل نمی تونن داشته باشن.
faezeh76
faezeh76
٩٦/٠٨/٠١
٠
٠
خوشحالم که خوشتون اومده . مچکرم😊
m_heisenberg
m_heisenberg
٩٦/٠٧/٢٤
٠
٠
بد نبود :/ محل مورد نظر شعر اول خونه بعد صندلی اتوبوس بعد دانشگاه ترتیبشم تقریبا درست بود
faezeh76
faezeh76
٩٦/٠٨/٠١
٠
٠
ممنون :))
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/٢٤
٠
٠
خیلی خوب بود :)
faezeh76
faezeh76
٩٦/٠٨/٠١
٠
٠
خیلی ممنون😊😊
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٧/٢٤
٠
٠
چه عاشقانه طور! :)
faezeh76
faezeh76
٩٦/٠٨/٠١
٠
٠
:)))) مرسی😊
پربازدیدتریـــن ها