حامی نبودی
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

نویسنده : مهدي اقتدارپرور

اون همه چیز رو فراموش کرده بود. من هر شب همه چیز ناخودآگاه برایم تکرار می‌شد اما او... شاید هم تظاهر می‌کرد به فراموش کردن. شاید اون هم فراموش نکرده بود. این حس در دوست داشتن همیشه من رو آزار داده. اینکه تو مطمئنی که به اون فکر می‌کنی و داری تظاهر می‌کنی که فکر نمی‌کنی و شک داری به اینکه اون بهت فکر می‌کنه و تظاهر می‌کنه که فکر نمی‌کنه یا واقعا فکر نمی‌کنه؟ من تنها بودم. در ظاهر دورم شلوغ بود اما تنها بودم اینکه ایستاده باشی جلوی اتفاق‌های زندگیت و ببینی تنهایی خوب نیسن من نمی‌دونم تنها موندم یا تنهام گذاشتن یا چی؟ مسئله ی اصلی من حمایت بود حمایت نه به معنی اینکه کسی راه درست رو نشونت بده یا چم و خم راهی که می‌دونی درسته رو بهت بگه، حمایت به این معنی که اون کس چیزی رو با تموم وجود بخواد که تو تصمیم داری بخوای. دنبال چیزی باشه که تو هستی. حمایت یعنی راه من رو باهام بیا و مراقبم باش ، یعنی بذار حداقل یک بار برای چیزی که میخوام تلاش کنم ، حمایت این نیست که به من بخندی یا برام رو تُرش کنی و بگی که "راه درست" چیه، من راه درست خودمو انتخاب کردم! اصلاً راه درست منم! حمایت یعنی وقتی برمی‌گردم ببینم هستی! ببینم ایستادی و توی سختی مسیر باهامی! حمایت این نیست که فرمون بدی، اینه که فرمون من رو بری! حمایت یعنی ببینم اگه میگم این تو هم بگی این. من می‌خوام مهم‌ترین تصمیم زندگیم رو بگیرم اما حامی نداشتم... ندارم و همین یعنی من همون قایق بی‌حرکت‌ام که موج‌ها براش تصمیم می‌گیرند. 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
star_night947
star_night947
٩٦/٠٧/٢٢
١
٠
انشالله که این قایقتون یه پاروی خوب پیدا کنه....عالی بود
مهدي اقتدارپرور
مهدي اقتدارپرور
٩٦/٠٧/٢٣
٠
٠
اميدوارم
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/٢٣
١
٠
خیلی قشنگ بود
مهدي اقتدارپرور
مهدي اقتدارپرور
٩٦/٠٧/٢٣
٠
٠
ممنونم
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٧/٢٤
٠
٠
آره دیگه اینکه راه درستو نشونت بدن که دیگه حمایت نیس.. هدایته..ممنون مطلب خوبیه :)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠٧/٢٤
٠
٠
یه کم فاز نوشته هاتونو عوض کنین. چرا اینقد تلخ؟
star_night947
star_night947
٩٦/٠٧/٢٦
٠
٠
لایککککککککک :::::
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١