آرامش دل آشوبم
آمدنی به رسم رفتن

آرامش دل آشوبم

نویسنده : setareh_roshan947

میان این همه دل مشغولی‌های زندگی و در آشوب بی‌انتهای این دنیا

جایی...

کسی...

بی‌خبر...

پا به صحنه می‌گذارد.

آرامش دل آشوبت می‌شود

می‌آید و تمام مسئله‌های ذهن و روح و قلبت را به هم می‌ریزد.

معادله آینده‌ات را آنقدر درگیر می‌کند که جوابش زمین تا آسمان با گذشته تغییر می‌کند.

می‌آید، به رسم رفتن.

نه که بخواهد برود ها.‌.. نه! 

مجبور است

رفته است... اما هست

نیست... اما هست

دل آشوب رفتنش هستی اما آرامش حضورش با توست! 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/١٨
٠
٠
جمله ی اخر.. خیلی خوب بود :))
star_night947
star_night947
٩٦/٠٧/١٨
٠
٠
ممنونم عزیزم
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٧/١٩
٠
٠
هوووم...
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

فاعلی که همیشه مفعول است!

٩٦/٠٩/١٤
فرزندت را قورت بده تا قورتیده نشود

چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم؟

٩٦/٠٩/١٥
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
این سبک را زنده نگه داریم!

مکاتبه پشت صندلی

٩٦/٠٩/١٤
به مناسبت روز جهانی معلولین

به زندگی متفاوت نکاه کن

٩٦/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

می خواستم با عشق دنیایی بسازم

٩٦/٠٩/١٣
آرامش کنار تو

زندگی باغ تماشای خداست!

٩٦/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
دوست دارم زندگی رو

تعریفی از خوشبختی

٩٦/٠٩/١٥
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
خاموشی همه جا را در بر می گیرد

شهر خاموش

٩٦/٠٩/١٤
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

فخر عالم

٩٦/٠٩/١٥
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
تبلیغات