جان لنون را من کشتم!
شعری سروده خودم

جان لنون را من کشتم!

نویسنده : hamid_kh

این آخری را پاک کن... اصلا بسوزانش !

این شعر، بین شعرهای من اضافی بود

با تو نباید می‌نشستم شعر می‌خواند

با تو همین نوشیدن یک چای کافی بود

 

***

 

(سیگار بعدی را بدون وقفه روشن کرد)

- بهمن کشیدن با تو در تهران چه می‌چسبد !

     تبعید کن من را... به گیوسیت ، به لب‌هایت ...

     یک اعتصاب خشک در زندان چه می‌چسبد !

 

باران تندی شهر را توی خودش می‌ریخت

لب‌های خود را هدیه دستان زن می‌کرد

زن گفت: نه ...

                  باید که مرزی بین ما باشد

(باران تمام شهر را... گل نه ! لجن می‌کرد)

 

زن عاشق موسیقی بیتلز بود... اما

- در قلب زن اندازه من یا لنون جا بود

     من جان لنون را کشته‌ام ...

     دیوانه‌ات می‌کرد !

(این از حسادت‌های تند مرد پیدا بود)

 

زن روسری را صاف کرد، آهسته پیش آمد

گفت: عاشقت ...

حرف خودش را خورد، زن ترسید !

- این حس خوبی نیست ...

(زن باید عقب می‌رفت)

و بعد دست سرد زن، آن مرد را بوسید!

 

دیشب برایت گریه کردم خانم زیبا

این گریه‌ها تاوان یک چای اضافی بود

با تو نباید زیر باران راه می‌رفتم

با تو... سلام توی دانشگاه، کافی بود !

 

***

پ.ن : جان لنون، خواننده، ترانه‌سرا و یکی از موسسان گروه بیتلز، در 8 دسامبر 1980 به ضرب چهارگلوله کشته شد .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
saiideh70
saiideh70
٩٦/٠٧/١٣
٠
٠
عالی بود عالی......
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٧/١٣
٠
٠
هنوز الان حامد خان نادری میاد میگه منشوریه :)))))))))))
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٧/١٣
٠
٠
حميد خان فوق العاده ست كارهاتون 👌👌👌
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٧/١٣
١
٠
با اون شعر سبزه قبا ، من لنگمو پهن کردم جلو شما رفت :))))
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٧/١٣
٠
٠
اختیار دارید ، منم مشتری بی مدار شمارو بارها و بارها خوندم ، کارتون عالیه
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٧/١٣
٠
٠
لطف شما رو میرسونه :))))
اونييي زهرا
اونييي زهرا
٩٦/٠٧/١٣
٠
٠
به به بسيار زيبااا خسته نباشين :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٧/١٣
٠
٠
چشماتون زیبا میبینه :)) سلامت باشین ...
s_n
s_n
٩٦/٠٧/١٣
٠
٠
چقدر فوق العاده بود!خیلی تصویر سازی قشنگی داش!خیلی احساسِ خوبی داش.../فقط چندتا اشکال تایپی داش/...اصن سیر نمیشم از خوندنش...بح بح
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٧/١٣
٠
٠
نوش جان ... آره متاسفانه انقدر بی دقت و عجولم که همه شعرهام تو جیم اشکال تایپی داره :)))))
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/١٤
٠
٠
به به... بسیار زیبا و عالی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٧/١٤
٠
٠
عالی عالی عالی :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٧/١٤
٠
٠
خیلی خیلی خیلی ممنون و نوش جونتون :)))))
b_mollaei
b_mollaei
٩٦/٠٧/١٤
٠
٠
جالب و خیلییییی زیبا ... وزن و قافیه هاشم که اصن ... فوق العاده بود قلمتون سبز :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٧/١٥
٠
٠
قربان شما ... ان شا الله جلد کتابمم سبز می کنم کسی شک نکنه :))))))))))
notarea
notarea
٩٦/٠٧/١٥
٠
٠
شیوه دل نشینی در سرودن دارید، دست مریزاد. چرا با جان، اما، چنین کردید، که جان دارد و جانِ شیرین خوش است. // دبستان که می رفتم، از ما خواستن سخن واری* بنویسیم با برنامِ* «در زندگی می خواهید چه شوید؟ » نوشتم «شاد. » آموزگار گفت: «جستار* را درست نفهمیدم، » پاسخ دادم: «زندگی را درست نفهمیده. » ( از جان لنون ) //// *سخن وار: انشاء؛ *برنام: عنوان؛ *جستار: موضوع.
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٧/١٥
٠
٠
به به ... زبان شیوای فارسیش خیلی چسبید ... // قربان شما شاعر میفرماید ای جان جان :))))))) نوش جونتون :))))
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/١٥
٠
٠
به به :))) باحال بود و خوجل موجل :)))
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٧/١٥
٠
٠
با کمال احترام و تشکر ... این ادبیات رو حذف کنید از زبانتون :(((
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/١٦
٠
٠
حالا نگا ! یه بار تو عنرم استفاده کردمااااا... چشوم :((
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٧/١٧
٠
٠
به خدا قصد ناراحت کردنتونو نداشتم :(( ببخشید ... ولی باور کنین خیلی داغون میکنه زبانو در طول زمان :)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/١٧
٠
٠
نه بابا ناراحت نشدم اصلا.. :))) من خودم اصلا استفاده نمیکنم همینجوری گفتم به جان خودم :))
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٧/١٧
٠
٠
کار خوبی می کنین :)))))
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
لبخندش... چشمانش...

عشق پشت چراغ قرمز

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
تمامی متن‌های زیر شایعه هستند و قطعا واقعی نیستند! (خیابانی_طور!)

شایعات الشایدات!

٩٧/٠٢/٢٦
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
خودمان هم به خودمان رحم نمی کنیم

غصه ای که قصه شده است

٩٧/٠٢/٢٦
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
اقیانوس آرام

سال هاست…

٩٧/٠٢/٢٦
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١