حسرت دیدار
شعری سروده خودم

حسرت دیدار

نویسنده : سلیمان حسنی

شعری زیبا از مقام معظم رهبری:

من از اشکی که می‌ریزد ز چشم یار می‌ترسم

از آن روزی که مولایم شود بیمار می‌ترسم

همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس

من از خوابیدن مهدی درون غار می‌ترسم

رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم و فرزند

من از گرداندن یوسف سر بازار می‌ترسم

همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کن

از اینکه باز عاشورا شود تکرار می‌ترسم

سحر شد آمده خورشید اما آسمان ابریست

من از بی‌مهری این ابرهای تار می‌ترسم

تمام عمر خود را نوکر این خاندان خواندم

از آن روزی که این منصب کنم انکار می‌ترسم

طبیبم داده پیغامم بیا دارویت آماده است

از آن شرمی که دارم از رخ عطار می‌ترسم

شنیدم روز و شب از دیده‌ات خون جگر ریزد

من از بیماری آن دیده خون‌بار می‌ترسم

به وقت ترس و تنهایی، تو هستی تکیه گاه من

مرا تنها میان قبر خود نگذار، می‌ترسم

دلت بشکسته از من، لکن ای دلدار رحمی کن

که از نفرین و عاق والدین بسیار می‌ترسم

هزاران بار من رفتم، ولي شرمنده برگشتم

ز هجرانت نترسیدم ولی این بار می‌ترسم

 

 

چند بیت ناقص تقدیم ایشان :

شما از اشک‌ و من‌ از حسرت دیدار می‌ترسم 

ز ترست، ز آن‌ عزیز غائب ‌و دلدار می‌ترسم 

در این ‌دنیای ‌پر غوغا بسیارند بد عهدان 

ز خالی ‌گشتن ‌اطراف ‌آن ‌سالار می‌ترسم 

فراموشم ‌نمی‌گردد سر دور از تن‌ محسن 

ز نیرنگ‌ گروهی ‌قاتل ‌خون‌خوار می‌ترسم 

بزرگی‌ چون ‌تو گر ترسد، ز تکرار مصیبت‌ها 

چو من ‌کوچک‌تری ‌از این ‌دل ‌بیمار می‌ترسم 

ببارد دیده‌ی ‌حامی ‌سحرها خون‌ ز تنهایی 

نفس ‌دیگر نیاید تا رسد افطار می‌ترسم 

اگر نائب‌ بود نوکر، چو من خاطی‌ کجا باشد 

گنه ‌آلوده‌ام ‌آقا از این‌ اخطار می‌ترسم 

تو سر داری ‌و ما سرباز فرمان‌بر حکمی‌کن 

من‌ از غیرت‌ فروشان ‌سر بازار می‌ترسم 

چه‌ ظلمی ‌می‌شود برکودکان‌ شام‌ یا موصل 

ز آه ‌مادران ‌حمْص و الاْنبار می‌ترسم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/١٧
٠
٠
چقدر قشنگ بووووووووووود... خیلی عالی بود اصلا.. واقعا لذت بردم.. خیلی خیلی متشکرم برای حال خوبی که از شعرتون گرفتم :))
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٧/١٩
٠
٠
هر دو عالی بود .. هم شعر حضرت آقا که تا حالا نخونده بودمش هم شعر استاد عزیزمون.. خدا بهتون طول عمر با عزت عطا کنه ان شـاء الله :)
n_dahji
n_dahji
٩٦/٠٧/٢٢
٠
٠
نیا اقا, نیا اقا, نیا جانم به قربانت من از کوفهِ و استقبال اتش بار میترسم:(((
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
با ایشون چه نسبتی دارید؟

آقازادگی

٩٧/٠٦/٢١
می‌خوام برم آسمون

سقوط رو به بالآ

٩٧/٠٦/٢١
او سیب باغ دیگری‌ست

دل بکن

٩٧/٠٦/٢١
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
بد دردی‌ست

وابستگی

٩٧/٠٦/٢٢
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

فرزندت کجاست؟ شعر طنز

٩٧/٠٦/٢٢
سرمان را گول مالیده‌اند

پاییز فصل مزخرفیست؟

٩٧/٠٦/٢١
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت چهارم

٩٧/٠٦/٢٣

پدر، پسر و بستنی‌ای که آب نشد

٩٧/٠٦/٢٢
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠