خوب شد که نیستی یا رسول الله
دلنوشته ای عاشورایی برای رسول الله

خوب شد که نیستی یا رسول الله

نویسنده : n_dahji

می‌خواهم بگویم از شیر زن کربلا، از بانویی که دست پرورده رسول خدا (ص) و حضرت مولا علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) است. کم اصل و نسبی نیست که دختر پیامبر(ص) و  از لحم و جان امیر المومنین(ع) و فاطمه زهرا (س) بودن. کم فخر و بزرگی و شرافتی نیست نوه رسول اکرم (ص) بودن. بانویی که اسوه صبر بود و شبیه و نظیر نداشت و هیچ زنی، پیش از او جز مادرش زهرای اطهر(س) به همچین مقامی والا دست نیافت و بعد از او هم هیچ زنی دست نخواهد یافت. بانویی که مسیر رفت و برگشت خانه تا مسجد را با همراهی پدر در پیش رو و حسنین در دو طرف طی میکرد که مبادا چشم نامحرمی او را ببینید.

حال پس از عاشورا زینب(س) بدون حسین(ع) و عباس(ع) چه می‌کند؟! زینب جان برای سوار شدن بر محمل، منتظر دستان عباس(ع) نباش. "سقا"کم شرمنده شما و لبهای تشنه بچه‌های آقا امام حسین(ع) نیست. زینب جان! برو، برو که هنوز چشمان حسین(ع) از بالای سر نیزه همراه توست. مگر نه این که قرار بود تا همیشه همراهت باشد و تنهایت نگذارد!

کو امیر المومنین(ع)؟! کو آن ناشناسی که ببیند یتیم‌هایی که شبانه برایشان غذا می‌برد، بزرگ شدند و جلوی دروازه کوفه، سنگ به دست پذیرای یتیمانش هستند. کجاست؟! خوب شد که رسول اکرم(ص) نیست که ببیند با اهل بیتش، با نور چشمانش چه کردند.

خوب شد که نیستی یا رسول الله

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
حس معلق
حس معلق
٩٦/٠٧/١٠
٠
٠
سلام بر قهرمان کربلا...
n_dahji
n_dahji
٩٦/٠٧/١١
٠
٠
🙏🙏🙏
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/١١
٠
٠
زیباس :)
n_dahji
n_dahji
٩٦/٠٧/١٣
٠
٠
نظر لطفتونه:) سپاسگزارم
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/٠٧/١٣
٠
٠
خدا هیچکس رو شرمنده ی اولاد رسول الله (ص) و امام زمان (عج) اش نکنه ! کوفیان عجیب شرمنده ی اولاد رسول الله (ص) و امام زمان شون شدند ! البته ما هم کم شرمنده ی آقا (عج) نشدیم (خودم رو عرض کردم) :( موفق باشید
n_dahji
n_dahji
٩٦/٠٧/١٥
٠
٠
امین یا رب العالمین بنده هم کم شرمنده و خجالت زده اقا صاحب الزمان(عج)نیستم😢 خیلی خیلی ممنونم اقای مهدی زاده,لطف کردید🙏
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١