كرم ابريشم من وقت تماشا نرسيد
شعری سروده خودم

كرم ابريشم من وقت تماشا نرسيد

نویسنده : m_sepanta

هيچ دستي به طبابت به تب ما نرسيد 

عشق خشكش زد و تا روز مبادا نرسيد 

خبر از جانب كنعان به همه عالم رفت 

كوري چشم پدر ماند و مداوا نرسيد 

درد و افسوس كه از عشق بجز رسوايي 

عطر پيراهن يوسف به زليخا نرسيد 

عقل مي‌رفت به پيكار جنون اما عشق 

بي‌رمق بود و به هنگامه‌ي دعوا نرسيد 

يك نفر از شب پر حادثه‌اي بر مي‌گشت 

يك نفر غرق خودش بود و به دريا نرسيد 

كاش مي‌شد به شبِ گريه‌ي خود برگردد 

كاش مي‌شد كه به اما و اگرها نرسيد 

فصل پروانه شدن در دِه ما زود گذشت 

كرم ابريشم من وقت تماشا نرسيد 

از پس پيله عيان بود همه راز دلم 

اتفاقي‌ست كه افتاد و به حاشا نرسيد

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سهیلا دباغیان
سهیلا دباغیان
٩٦/٠٧/٠٢
١
٠
عاااالی بود.باریکلا👏👏👌👌❤
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٧/٠٢
٠
٠
ممنونم خیلی لطف دارید
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٧/٠٢
١
٠
خیلی خوب بود و بیشتر از همه این: "از پس پيله عيان بود همه راز دلم"
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٧/٠٢
٠
٠
متشکرم از ابراز نظر و لطفتون
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/٠٢
١
٠
خیلی قشنگ بود :)
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٧/٠٢
٠
٠
مرسیی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٧/٠٢
١
٠
❣️عـــــــــــالی❣️
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٧/٠٢
٠
٠
ممنون
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠٧/٠٣
١
٠
خیلییی خوب بود :)
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٧/٠٣
١
٠
سپاسگذارم
star_night947
star_night947
٩٦/٠٧/٠٣
٠
٠
خوشل بوددددد خیییلییی:)
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٧/٠٣
٠
٠
ممنون از ابراز لطفتون
Mehrsa
Mehrsa
٩٦/٠٧/٠٤
١
٠
همين دلي كه پر است از شكايت و گله دارد.... براي از تو شنيدن هميشه حوصله دارد
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٧/٠٤
١
٠
بخند و معجزه کن بذار این روزاى بد رد شه یکمى حوصله کن شباى غصه باید رد شه لبخند تو یعنى آرامش دنیا رو با عشق تو می خوامش
لیلی
لیلی
٩٦/٠٧/٠٥
١
٠
این مضمون متفاوت به خوبی سروده شده
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٧/٠٥
٠
٠
متشکرم از ابراز لطفتون
b_mollaei
b_mollaei
٩٦/٠٧/٠٥
١
٠
فوق العاده ... اصن یه چیزی بود این شعرتون دگرگون شدم رفت :))
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٧/٠٦
٠
٠
متشکرم ، لطفتون مستدام
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٦/٠٧/١٤
١
٠
طبع شاعرانه تون قابل تحسینه :)
پربازدیدتریـــن ها
انتظار پیشرفت نداشته باشید

عدالت یا صرفه جویی آموزشی؟

٩٦/٠٧/١٩
شعری سروده خودم

می نویسم تهدید تو بخوان التماس

٩٦/٠٧/٢٠
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
تا یادم نرود که...

پرواز بر فراز آشیانه فاخته

٩٦/٠٧/٢٠
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
از ظلمی که می شود...

جهان امروز و امید به آینده

٩٦/٠٧/٢٠
برای رفتن آماده می شوم

تهران-رشت

٩٦/٠٧/٢٢
آقا بیا...

قرن تنهایی

٩٦/٠٧/١٩
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
شعری سروده خودم

امید دارم

٩٦/٠٧/١٩
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
پریشان حال

آفرین عشق

٩٦/٠٧/٢٥
شعری سروده خودم

راه گمشده

٩٦/٠٧/٢٢
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

٩٦/٠٧/٢٢
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
یک مسیر تکراری

قدم زدن / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٦
تبلیغات