شاعر جماعت را دریابید!
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

نویسنده : Z shakeri

اگر قرار بود شاعرها را زندانی کنند؛

چه کسانی حاضر بودند دست از شعر گفتن بردارند تا به زندان نیوفتند و زندگی خود را در آسایش ادامه بدهند؟

آیا حاضر بودید دست از قافیه پردازی‌هایی که به سبب آن 

از طرف دیگران دیوانه خوانده می‌شدید بردارید؟

کسی از شما شاعران زیرِ بار می‌رود تا دیگر برای معشوقه‌اش شعر نگوید و از وصفِ زلف و موی پریشانِ او بگذرد؟

مسلما کسی حاضر نیست...

وقتی دست خود را به هم آغوشیِ مکرر با قلم عادت بدهیم،

دیگر دل کندن از او کار دشوار و ناممکنی خواهد بود...

دنیا بدونِ شاعرها چگونه است؟

اگر از وجودِ اشعار محروم می‌شدیم؛

دیگر جایِ شعر در گوش معشوقه هایمان چه می خواندیم؟

حاشیه ی دفترهای کودکانمان از چه سیاه می‌شد؟

چند قفسه از کتاب‌های کتاب فروشی‌ها کم می‌شد؟

چگونه مناسبت‌ها را تبریک می‌گفتیم؟

من که می‌گویم:

شعر نیازِ ضروری ما برای عاشق بودن است

پس سعی کنیم 

شعر بخوانیم   

تا عاشق بمانیم 

پ.ن: حرف دل بود دیگه... ببخشید که این دفعه انقدر ساده بود و به دور از آرایه و کلمات عجق وجق...!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
notareal
notareal
٩٦/٠٧/٠١
٠
٠
« کلمات عجق وجق٬ » یا به قول « ینگه دنیایی یا» واژه های ۵ دلاری. سکه چند سانتی می٬ نیز٬ در فواره تروی (Trevi) در روم ایتالیا دلها رو به هم میرسونه. // سکه های یک پس از دیگری در زیر فواره انداز. سکه اول: باز نیز به روم برگردم؛ سکه دوم: دل باخته ام پیدا کنم؛ سکه سوم: با او جاودانه گردم. //// و هراس مدار از آنکه بگویند . . . ترانه بی هوده می خوانید. _// چرا که ترانه ما . . . ترانه ی بی هودة گی نیست // حتی بگذار آفتاب نیز برنیاید // به خاطر فردای ما اگر . . . بر ماش منتی است // چرا که عشق . . . خود فرداست . . . خود همیشه است. // ( شاملو) //// سپاس.
notareal
notareal
٩٦/٠٧/٠١
٠
٠
«ترانه بی هوده» = « ترانه ی بی هوده» و «چرا که ترانه ما» = « چراکه ترانه ی ما»
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/٠١
٠
٠
خیلی هم خوب :)
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٧/٠١
٠
٠
عـــالی...
s_n
s_n
٩٦/٠٧/٠١
٠
٠
زیبایی در سادگیه دیگه..خیلیم روون و خوب... بسی هم موافق میپاشم
A_tavassolii
A_tavassolii
٩٦/٠٨/٢٢
٠
٠
به قول شاعر: اگر این پنجره در سینه ی دیوار نبود/ و کنارم قلم و کاغذ و خودکار نبود/چه بلاهای عجیبی به سرم می آمد/ فرض کن داخل زندانی و سیگار نبود.(بدون قلم و کاغذ و خودکار نمیشه زندگی کرد :)
پربازدیدتریـــن ها
جارچی

حملات کیهانی

٩٧/٠٤/٢١
شعری سروده خودم

آشفته دنیا

٩٧/٠٤/٢٥
آزاد باش

آهای دیوانه

٩٧/٠٤/٢٦
دوستت دارم

آرام جان

٩٧/٠٤/٢١
قدرتی بزرگ تر

چهارده ساله ی خداناباور

٩٧/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

ضریح چشمانت

٩٧/٠٤/٢١
از آینده این نامه اطلاعی ندارم

خانه‌ای که پدر ندارد

٩٧/٠٤/٢٣
اینجا نزدیک اسمان است

زندگی واقعی

٩٧/٠٤/٢٥
قلبم به درد آمد

خط مستقیمی به بهشت لطفا

٩٧/٠٤/٢٤
به دور از هرگونه طنزیجات

در توصیف دوستان جیمی

٩٧/٠٤/٢٨
شعری سروده خودم

جوانی و خامی

٩٧/٠٤/٢٧
صدا و سیمای بی کفایت

نمایش بدبختی با بیت المال

٩٧/٠٤/٢٣
دلم گرفته است

زنان همگام زنان

٩٧/٠٤/٢٧
توجه به توانمندی بازیگران

مواد لازم جهت یک فیلم کمدی ایرانی

٩٧/٠٤/٢٦
دانشمندها چه غلطی می کنند؟

چقدر رابطه ی نیمه کاره در من مرد

٩٧/٠٤/٢٧
فمینیست وارداتی!

نامه‌ای برای دختران سرزمینم

٩٧/٠٤/٢٥
خاطرات زمستانی

مردی با شال گردن آبی

٩٧/٠٤/٢٤
متاسفم...

ایست قلبی

٩٧/٠٤/٢٥
چشم بر ناز لبت

سوگند

٩٧/٠٤/٢٦
طنز

ایده‌هایت را برای سوژه کردن دوست دارم

٩٧/٠٤/٢٦