پایان تلخ استقلال علی منصور
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

نویسنده : محمد گنجلو

با عرض سلام خدمت جیمی‌های عزیز

راستش اون روزهایی که علیرضا منصوریان سرمربی نفت تهران بود و طرفدارای استقلال یک صدا می‌خواستن مرد شماره ده سابق تیم‌شون که محبوبیت کم نظیریم داشت بین هوادارها، بشه سرمربی تیم‌شون، کمتر کسی فکرش رو می‌کرد پایانی بدین تلخی داشته باشه. حتی یادم اون موقع‌ها پیراهن بزرگ آبی رنگ شماره دهی که به نام منصوریان، هر بازی توسط هوادارها در ورزشگاه آزادی به اهتزاز در میومد.

برمی‌گردیم به دو سال قبل. همون سالی که علیرضا منصوریان با نفت توی بازی آخر لیگ باعث شد جشن قهرمانی پرسپولیس به باد بره. که همون سالم بود که اتفاقا باعث شد استارت منصوریان با استقلال زده بشه.

تیم نیم فصل اول نسبتا بدی رو از لحاظ نتایج گذروند ولی چون منصوریان تازه یه نیم فصل اومده بود، صبر و تحمل می‌کردن هوادارها که ان‌شاالله نیم فصل دوم همه چی خوب شه.

نیم فصل دوم با  بردهای سه تایی و دبل کردن تیم‌ها شروع شد و تیم اونقدر بالا اومد و عملکردش فوق العاده بود که به نایب قهرمانی لیگ رسید. عملکرد خیلی خوبی که زمانی ارزشون واسمون بیشتر میشه که بدونیم پنجره نقل و انتقالات نیم فصلم واسمون بسته بود و اصلا نتونستیم بازیکن جذب کنیم. همین کسب سهمیه کافی بود که کسی نرسیدن به جام تو جام حذفی رو به دل نگیره.

بریم سراغ لیگ قهرمانان آسیا.

توی مرحله گروهی خوب بودیم و صعود کردیم اما 6 تایی شدن مقابل العین، کابوس‌وار بود. 6 تایی شدنی که همه فکر می‌کردن استقلال و منصوریان به پایان خط رسیدن. در صورتی که در عین ناباوری همگان، موندگار شد. گذشت و تنها امیدمون این بود که پنجره نقل و انتقالات واسمون باز میشه و آندو و جباروف و شهباززاده و خیلی‌های دیگه قرار اضافه بشن به تیم.

نقل و انتقالات اول فصلی که اول یه سری جوون جذب کردن که واقعا با خودم می‌گفتم اینا چیه جذب می‌کنن. جوون‌هایی گرفتن که حتی یادم یه جا به طنز نوشته بود که این جوون‌ها اگه بخوان بازیکن‌هایی مثل رحمتی و جباروف رو صدا کنن باید بگن عمو به منم پاس بده...

با اومدن بیت سعید و شهباززاده و همچنین نقل و انتقالات نصف شبی، هر شب منتظر خبرهای غیرمنتظره بودیم که با اومدن منتظری و جباری کامل شد. اومدن شهباززاده هم یک جورهایی باعث شد که کاوه رضایی ساز جدایی کوک کنه و سر از تیم شارلووا لیگ بلژیک در بیاره... روز شماری می‌کردم فصل شروع بشه و استارت فوق‌العاده بزنه تیم.

فصل با باخت مقابل صنعت نفت شروع شد. تساوی مقابل استقلال خوزستان و البته یه برد کاملا شانسی مقابل تراکتور که اگه یادتون باشه اگه توپ‌هاشون گل می‌شد الان همین یک بردم نداشتیم. و دوباره باخت مقابل سایپا و پدیده و همچنین باخت مقابل یک تیم تازه لیگ برتری شده پارس جنوبی جم و حالا هم تساوی خانگی مقابل ذوب آهن که شد پایان کار منصوریان با استقلال.

7 هفته و فقط 2 گل زده، بدترین خط حمله لیگ البته با یه بازی بیشتر. هفت گل خورده اون هم توی هفت تا بازی. البته امروز هم باید دعا کنیم استقلال خوزستان و گسترش بازی‌هاشون رو نبرن وگرنه می‌رسیم به ته جدول.

وای خدا چه بلایی سر این تیم اومده دوباره.

تیمی که یک تموم کننده واقعی نداره، یکی مثل کاوه رضایی. تیمی که این همه هافبک بازی‌ساز داره و تموم کننده نداره. جابر انصاری که کلا انگاری نیست توی بازی و تک موقعیت هارم به باد میده. علی قربانیم که انگار فقط کنار کاوه رضایی می‌شد یک تموم کننده واقعی و با علی قربانی پارسال کلی فرق داره. الان هم که شهباززاده مصدوم و مهاجم نوک خوب هم نداریم. و در پایان نگرانم نگران واسه تیم محبوبم که آیا می‌تونه پاشه، نتیجه بگیره، و با بازیای خوبش دل هوادار رو شاد کنه یا نه... من  یکی رو که کلا دق داده دیگه! به امید آن روز...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٣١
١
٠
منم دق داده :((
محمد گنجلو
محمد گنجلو
٩٦/٠٦/٣١
١
٠
دقیقا...والا آدم افسردگی می گیره که تیمش همش می بازه..:(
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٣١
١
٠
مخصوصا وقتی بقیه خانواده پرسپولیسی باشنو هی تیکه بندازن😫😫😫
محمد گنجلو
محمد گنجلو
٩٦/٠٦/٣١
١
١
واویلا..خدا صبرتون بده..منم کمابیش سرزنش میشم...حتی یه سری پیشنهادات غیر منطقی ک بیا پرسپولیسی شو هم دادن بهم :(..که من قاطع پیشنهادشونو رد کردم
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٣١
١
٠
😆😆 ممنون.. ولی خیلی بده واقعا... چقد اعصاب ادم داغون میشه...انگار لباسه که عوضش کنی...اونم به همین راحتی وقتی علاقته و دوسش داری 😍😍 ... انشالله که باز مثه پارسال درست شه😉
محمد گنجلو
محمد گنجلو
٩٦/٠٧/٠٤
١
٠
ان شاالله میایییم بالا
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٧/٠٢
١
٠
علی منصوریان در حد و اندازه استقلال نبود
محمد گنجلو
محمد گنجلو
٩٦/٠٧/٠٤
٠
٠
موافقم...یه مربی بزرگ خارجی به درد استقلال می خوره و بس
پربازدیدتریـــن ها
آیا مشکی نماد افسردگی است؟

روانشناسی رنگ چادر

٩٦/٠٧/٢٧
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
نه می زنند، نه می روند!

کارِ بیخ‌دار

٩٦/٠٧/٢٧
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
تو را پای رفتن نیست

كاش معشوقه ات برگردد

٩٦/٠٧/٢٦
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
پریشان حال

آفرین عشق

٩٦/٠٧/٢٥
وقتی فقر در کشورمان بی داد می کند

کدام اولویت است؟

٩٦/٠٧/٢٩
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
فصل تاریکی

بی نقطه بی پایان

٩٦/٠٧/٢٩
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
به یادت لبخند می زنم

غروب پاییز

٩٦/٠٧/٢٧
شعری سروده خودم

آرام میان دشت شب

٩٦/٠٧/٢٦
یک مسیر تکراری

قدم زدن / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٦
دلم همان را می خواهد

انگشتر دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٢٩
یارا بگو تو با مایی

خرابات عشق

٩٦/٠٧/٣٠
و مهرم تا ابد کاش با من باشد

دختر پاییز

٩٦/٠٧/٣٠
تبلیغات