ازدواج کودکان در ایران
چاره چیست؟

ازدواج کودکان در ایران

نویسنده : sedamir_s98

گر کمی اهل سفر به روستا باشید علی‌الخصوص به روستاهای محروم با پدیده‌ای روبه‌رو می‌شوید به‌نام ازدواج نابه‌هنگام دختر بچه‌هایی که هنوز اهل خاله بازی و چنین چیزهایی هستند. کم نیستند نمونه‌هایی را که خود به چشم دیده‌ام که دختربچه‌های خود را در سنین پایین (از 9 سالگی و حتی گاهی هم پایین‌تر) به خانه بخت می‌فرستند. دختر بچه‌هایی که شما حتی وقتی چهره‌اش را می‌بینید فکرش را هم نمی‌کنید که او در آستانه عروسی باشد.

البته این را شاید بدترین رسم به‌جا مانده از نیاکان بعضی از روستاییان عزیز نامید که سعی داشتند که دختر به محض اینکه در آستانه 9 سالگی قرار گرفت به زودی زود او را به خانه بخت بفرستند. در همین استان خودمان من روستایی را سراغ دارم که شما به هیچ‌وجه دختر 10 ساله مجرد یا نمی‌توانید پیدا کنید و یا پیدا کردنش سخت است.

و این یکی از بزرگ‌ترین ظلم‌هایی است که نه تنها خانواده در تحمیل کردن آن شریک‌اند بلکه جامعه ما هم سهمی بسیار بزرگ در آن دارد. گاهی دختر بچه‌هایی را آدم می‌بیند که هنوز به هیچ درکی از ازدواج و زندگی مشترک نرسیده‌اند و حالا هم تا چشم باز می‌کنند خود را در خانه شوهر می‌یابند، آن هم شوهر‌هایی که گاه سن‌شان دوبرابر دختران است. بی‌شک ازدواج و شوهرداری امری است که نیاز به مطالعه، آگاهی و تجربه بسیار دارد.

البته همه تقصیر را هم نمی‌شود به گردن خانواده‌ها انداخت، وقتی ما خانواده‌هایی را می‌بینیم که دچار فقر مطلق (به معنای واقعی کلمه) هستند طبیعی است که چنین حرکاتی را از آنان ببینیم. البته فقر فقط معنی اقتصادی آن منظور نیست بلکه شامل ابعاد گوناگونی می‌شود، فرهنگی، اجتماعی و...

متاسفانه در بعد اقتصادی طوری به بعضی خانواده‌های روستایی القا شده که دختر را سر بار اقتصادی خود می‌دانند در حالی که همین دختر هزارها هزار فعالیت می‌تواند انجام بدهد. شخصی را می‌شناختم که دختر خود را در سن کودکی به شوهر سپرده بود که حتی در آن سن نمی‌توانستند عقد محضری بکنند و در دفتر ازدواج به دلیل طفولیت دختر نام خود را ثبت کنند و به همین دلیل فعلا به عقد غیر محضری و غیر رسمی بسنده شده بود. حالا چه تضمینی است که آن پسر پای حرف خود بایستد و به قول دوستان فیل‌اش یاد هندوستان نکند؟ البته فقر نه تنها در روستاها بلکه گاهی در شهرها هم این چنین نتایجی را به بار می‌آورد. نمونه‌های از این مورد را می‌توانید در کتاب "جای خالی سلوچ" نوشته استاد دولت آبادی ببینید که به خوبی تصویر سازی شده است.

از طرفی در طبقه پایین جامعه (نه فقط به لحاظ اقتصادی بلکه در جمیع ابعاد فقر) این چنین ازدواج‌هایی را مشاهده می‌کنیم و از طرفی دیگر خانواده‌هایی را می‌بینیم که دختران و پسران بزرگ مجردی دارند که آن‌ها اصلا سنخیتی با ازدواج فعلا در خود مشاهده نمی‌کنند چه برسد به اینکه به این پیوند مقدس و آسمانی متعهد باشند.

اما به‌نظر من راه حل این مساله را باید در آگاهی دادن به مردم پیدا کرد، گاهی واقعا خانواده‌ها از سر نا آگاهی دست به چنین اقداماتی می‌زنند که بعضی اوقات با یک تبلیغ ساده رسانه ملی گاه با یک اندرز روحانیون بالای منبر و هزار چیز دیگر می‌توانیم ازین اقدامات جلوگیری کنیم زیرا که همین مساله ازدواج زودهنگام دختران نوعی کودک آزاری است.

از طرفی باید دولت بستری را فراهم کند که خانواده از نظر اقتصادی بتواند دختر خود را تا سنین بالاتری(حداقل 18 سال) همراهی کنند که مجبور نباشند زودهنگام او را به خانه‌ی شوهر بفرستند. در بعدی دیگر هم ما اعضا این جامعه باید کمی هم مواظب زبان و رفتار خودمان باشیم، کم نیستند افرادی که منتظرند تا فرد مجردی (علی‌الخصوص دختری) را پیدا کنند و شروع کنند به زخم زبان زدن و کاش که به همین حد هم اکتفا کنند بلکه پا را نیز فراتر می‌گذارند که شروع به نصیحت کردن می‌کنند. از چرا ازدواج نمی‌کنی؟ نکنه مشکلی داری؟ نکنه جهیزیه‌ات آماده نیست؟ بگیرید تا سعی کن زودتر عروس شی و یکی پیدا شه و گرنه سنت بره بالا خواستگار سخت، گیر میاد! 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٢٢
٠
٠
همش به خاطر نداشتن آگاهی و به قول خودتون فقر فرهنگیه...ممنون
پربازدیدتریـــن ها
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
درد ندیدن نوه دختری عمه بزرگ لیلا خانم

درمان درد دل

٩٦/٠٧/٠٢
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
باورم نیست هنوز

کو شقایق؟ کو؟ کجاست؟

٩٦/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

كرم ابريشم من وقت تماشا نرسيد

٩٦/٠٧/٠٢
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
درد و دل با خدا

بغضت رو بشکن

٩٦/٠٧/٠٢
مواظب باشید نیفتید

افتاده ز چشم، می رود از دل هم

٩٦/٠٧/٠٣
تبلیغات