داد زن حرفه ای
مراقب خودتان و خوبی هایتان باشید

داد زن حرفه ای

نویسنده : amirpour_24

اینجا خیلی به ارزش‌های آدمیزادی بها می‌دهند. فی‌المثل اگر بلاد خودمان بود، هر بار که مسعودِ نصرت خانم غم روی دلش سنگینی می‌کرد و تو ای یاسمن کجایی می‌خواند، والده نصرت خانم یک «زغنبوت»ی تحویلش می‌داد تا یاسمن و آقاجان‌اش باهم فراموشش شود.

لکن اینجا قصه توفیر دارد. پریروزها چشم‌مان خورد به آگهی روی دیوار. دادزن می‌خواستند. می‌دانید داد زن یعنی چه؟! خودمان هم وقتی فهمیدیم، هم باورمان نمی‌آمد. هم خنده‌مان گرفت، هم غصه‌مان؛ بابت این‌همه امکاناتی که در پایتخت هست و بلاد خودمان نیست. دادزن را می‌خواهند برای داد زدن. مزد هم می‌دهند. از خروسخوان تا بوق سگ داد می‌زند و تعریف بارِ داخل دکان را می‌کنند. یا عین حمید، پسرخاله‌تان، موقع درو لباس می‌پوشند و از دَم غذاخوری‌ها جُم نمی‌خورند، بلکم گرسنه‌ای هوایی شود سری به آنجا بزند. البت همه‌اش که همین نیست؛ داد می‌زنند برای خودشان، هم صدایشان باز می‌شود، هم هر اراجیفی که می‌خواهند بلغور می‌کنند. یکی‌شان تحت همان تبلیغات میدانی‌اش، چیزهای دیگری هم می‌گفت که بماند...

مراقب خودتان، خوبی‌هایتان و گلدان اطلسی باشید

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٦/١٢
٠
٠
خخخ منم پنج شیش سال پیش که داداشم دنبال کار برا تابستونش میگشت با این مقوله آشنا شدم ... و جالب اینجاست که برای این کار هم باید سابقه ی مفید داشته باشی :)) تشکر جناب امیرپور :)
s_n
s_n
٩٦/٠٦/١٢
٠
٠
رزومه کاری لدفا:دی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٦/١٢
٠
٠
ها همو که تو گفتی خخ
amirpour_24
amirpour_24
٩٦/٠٦/٢٠
٠
٠
سپاس از اینکه نظر دادید
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/١٢
٠
٠
زغنبوت چجوریاااااس؟؟ / اتفاقا باید تخصص داشته باشی همین یک ماه پیش جلوی یک فروشگاه یه پسر بچه ی هف هش ساله یه جمله هایی میگفت که خدا میدونه...داد میزد و واقعنم جذب میکرد..اصن جمعیت داشت دور این پسره جمع میشد بسکه بامزه بود و خیلی جالب میگفتش...با ادبیات بچگانه ای جمله هاشو داد میزد... شما هم مواظب شمعدونیا باشین😉😆
amirpour_24
amirpour_24
٩٦/٠٦/٢٠
٠
٠
:))
پربازدیدتریـــن ها
ولی اگر نباشند...

نمک های زندگی

٩٧/٠٣/٢٣
سند زدن چشم هایت به نام من

و چقدر این چشم‌ها با عینک خواستنی‌ترند

٩٧/٠٣/٢٧
آشنایی با تیم های گروه مرگ (گروه B) جام جهانی

بِکِش زیرش!

٩٧/٠٣/٢٧
تنها آیدا نیست

در آرزوی پسر بودن

٩٧/٠٣/٢٣
شعری سروده خودم

دلتنگی

٩٧/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

من زنم!

٩٧/٠٣/٢٤
صفای وجود تو را عشق است

دست گل و شیرینی

٩٧/٠٣/٢٨
غرق شده ام

به رویا

٩٧/٠٣/٢٣
کارم را بساز

جنگ

٩٧/٠٣/٢٤
بر اساس واقعیت

اتاق؛ برترین رمان خواندنی امسال

٩٧/٠٣/٢٩
درباره هزار و یک شب شهرزاد

با «شهرزاد» در تهران قدیم قدم زدیم

٩٧/٠٣/٢٣
داستانی آشنا

منی که من باشم! / قسمت دوم

٩٧/٠٣/٢٧
بوی تعفنش

کافی شاپ

٩٧/٠٣/٢٨
معرفی فیلم

اوکجا را حتما ببینید

٩٧/٠٣/٢٧
کاش به خودمان بیاییم

از روزه تا فطر ذهنی

٩٧/٠٣/٢٩
به خودتان رحم کنید

فقیر نباشیم

٩٧/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

خداحافظ رمضان

٩٧/٠٣/٢٧
عشق خطرناک ترین مخدر دنیاست

جادوی عشق

٩٧/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

آمدم

٩٧/٠٣/٣٠
ای آنکه هیچ یک از نامه‌هایم به دستت نرسید

تو را رقیبانی است

٩٧/٠٣/٣٠