نق و نوق
از قیل و قال انتخاب شهردار و مسئول

نق و نوق

نویسنده : amirpour_24

خدا بیامرزد عیال حاج محمود قهوه چی را. صبح تا شام می‌ایستاد داخل پستوی قهوه خانه حاج محمود، فقط می‌سابید. کاری هم به این کارها نداشت که ملت چه خورده‌اند و چقدر تهِ غذا را درآورده‌اند و کف کاسه استیل را برق انداخته‌اند یا نه. همیشه‌ی خدا همان جا بود. هیچ وقت صدایش در نیامد که مادری کردن برای بچه‌هایت از یک لنگه پا ایستادن در مطبخ دکّانت واجب‌تر است. خودمانیم، حاج محمود هم آدم بی‌خیالی بود؛ به روی مبارک هم نمی‌آورد زن جماعت نمی‌تواند پا به پای مرد کار کند. گیریم که بتواند؛ باز عین خیالش نبود خانه و زندگی مانده و چهارتا استکان نعلبکی که شاگرد ظرف‌شور نمی‌خواهد.

خدابیامرز هیچوقت گله‌گی نکرد. وقتی هم که جول و پلاسش را جمع‌وجور کرد و از این دنیا رفت، جایش را سریع پیردختر آسد مم‌تقی پر کرد. فرقش این بود عیالِ اول حاج محمود بیشتر در مطبخ می‌ایستاد به ظرف‌شوری و کمتر می‌آمد داخل سالن و با مشتری هم کلام می‌شد. این ور پریده نیامده، عزب‌اوغلی‌های کل گذر را کشاند قهوه خانه حاج محمود. از آن افاده‌ای‌های چُس و فیسی بود که به کسی رو نمی‌داد. حکماً اگر پای پول و پله و آفتابِ لب بوم حاج محمود در میان نبود، هنوز خانه آسد مم‌تقی داشت ملیله دوزی می‌کرد. 

نمی‌دانیم چرا امروز که قیل و قال انتخاب شهردار و مسئول و شب را شنیدیم، دلمان هوای آن روزها را کرد. خدا بیامرزد عیال حاج محمود قهوه چی را... مواظب خودتان باشید.

به روی ماهتان کرم ضدآفتاب بزنید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/٠٦
٠
٠
😁😁 خیلی هم عاااالی / خدا بیامرزدش خخخ../ این توصیه های آخرتونم خعععلی باحاله😁....ممنووووون
amirpour_24
amirpour_24
٩٦/٠٧/١٠
٠
٠
😁
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٧/٠٨
٠
٠
قلمتون مستدام :)
amirpour_24
amirpour_24
٩٦/٠٧/١٠
٠
٠
سپاس
حس معلق
حس معلق
٩٦/٠٧/١٠
٠
٠
خدا بيامرز آدم خوبی بود . زن حاج محمود میگم
amirpour_24
amirpour_24
٩٦/٠٧/١١
٠
٠
خدا اموات شمارم بیامرزه
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/١٢
٠
٠
خدا رحمت کنه آقا مصطفی خدابیامرزو :/
amirpour_24
amirpour_24
٩٦/٠٧/١٣
٠
٠
خدا رفتگان همه رو بیامرزه!! :))
پربازدیدتریـــن ها
ولی اگر نباشند...

نمک های زندگی

٩٧/٠٣/٢٣
سند زدن چشم هایت به نام من

و چقدر این چشم‌ها با عینک خواستنی‌ترند

٩٧/٠٣/٢٧
آشنایی با تیم های گروه مرگ (گروه B) جام جهانی

بِکِش زیرش!

٩٧/٠٣/٢٧
تنها آیدا نیست

در آرزوی پسر بودن

٩٧/٠٣/٢٣
شعری سروده خودم

دلتنگی

٩٧/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

من زنم!

٩٧/٠٣/٢٤
صفای وجود تو را عشق است

دست گل و شیرینی

٩٧/٠٣/٢٨
غرق شده ام

به رویا

٩٧/٠٣/٢٣
کارم را بساز

جنگ

٩٧/٠٣/٢٤
بر اساس واقعیت

اتاق؛ برترین رمان خواندنی امسال

٩٧/٠٣/٢٩
درباره هزار و یک شب شهرزاد

با «شهرزاد» در تهران قدیم قدم زدیم

٩٧/٠٣/٢٣
داستانی آشنا

منی که من باشم! / قسمت دوم

٩٧/٠٣/٢٧
بوی تعفنش

کافی شاپ

٩٧/٠٣/٢٨
معرفی فیلم

اوکجا را حتما ببینید

٩٧/٠٣/٢٧
کاش به خودمان بیاییم

از روزه تا فطر ذهنی

٩٧/٠٣/٢٩
به خودتان رحم کنید

فقیر نباشیم

٩٧/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

خداحافظ رمضان

٩٧/٠٣/٢٧
عشق خطرناک ترین مخدر دنیاست

جادوی عشق

٩٧/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

آمدم

٩٧/٠٣/٣٠
ای آنکه هیچ یک از نامه‌هایم به دستت نرسید

تو را رقیبانی است

٩٧/٠٣/٣٠