تهران خیلی هم خوب است / قسمت اول
از ساز و دهل تا راننده تاکسی های مهربان

تهران خیلی هم خوب است / قسمت اول

نویسنده : amirpour_24

بنا داشتیم به روال سابق کاغذ سیاه کنیم برایتان، گفتیم اقلکم طوری سیاه کنیم که اگر یک وقتی، خدا را چه دیدید، خواستید برایتان بلند بلند بخوانیم‌اش، رویمان سفید بماند. لاجرم اصل را گذاشتیم بر همین ماوقع یومیه.

شما را به خدا یاد قدیم را هم زنده کنید. ثوابش برسد به دل شکسته مسعودِ نصرت خانم که قمری کاکل زری‌اش جلد پشت بام عباس‌آقا شده و دلش جلد ته تغاری‌اش.

پایتخت خیلی جای شگفت‌انگیزی است. کشوری است برای خودش. حاجی از میرزا علی اکبر پیغام رسانده بود چشم و گوشت را خوب باز کن؛ تهران گرگ‌بازار است. پدر است دیگر، کل یوم نگرانی اولاد را دارد. هرچند کمتر به زبان می‌آورد و بیشتر سعی می‌کند عملاً نشان دهد!

غرض اینکه پایتخت آنطورها هم نیست. اینجا برای صفای ملت، کنار خیابان دختر و پسرها را نشانده‌اند ساز و دهل می‌زنند. سمت همین دهِ بالا، ونک. همه قسم آهنگی می‌زنند. از بوی پیراهن یوسف تا همان‌ها که قایمکی گوش می‌دادیم.

تهرانی‌ها، خلاف آنچه حاجی به میرزا علی اکبر سپرده بود، خیلی هم خونگرم و با محبت‌اند. دیروز سه تا راننده تاکسی سر اینکه سوار ماشین کدامیکی‌شان بشویم تا می‌خوردند، به قصد کشت، از خجالت هم درآمدند‌‌. آخر هم با بی آر تی رفتیم که شر بخوابد.

گفتیم بی آر تی، یادمان آمد یک شب از دهِ بالاتر، تجریش، می آمدیم. همینطور فکری بودیم با خودمان که ناغافل چشممان افتاد، جای مادری، به خانمی که با غمزه نگاه میکرد. ظاهراً خیالات برش داشته بود چشممان دخترِ نی‌قلیانِ دیلاقش را گرفته! ما که نگاه نمی‌کردیم، اما یکی باید می‌پرسید آخر مادر من، کجای دخترت چشم گیر است؟ دماغ کوفته تبریزی‌اش یا چشم‌های مشکوک به چپ بودن‌اش؟ یا مثلاً دندانهای کج و معوج و سایر مواردش که قابل ذکر نیست؟! حالا خوب است ما نگاه نمی کردیم و این انگ ها را به آدم می‌چسبانند. اگر نگاه می‌کردیم لابد باید خسارت هم می‌دادیم که نگاهمان خط انداخت رویش، یا متالیک‌اش پرید!

واقعاً که! نمی‌دانند ما فقط شما را نگاه می کنیم. بقیه را فقط می‌بینیم. چنانکه آمده‌اند دیده شوند.

ابوی را ببوسید از طرف ما، تا یک ماچ بگیرید از طرف چاکر.

میرآخور، نوزدهم مرداد سنه نودوپنج شمسی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٧/١٦
٠
٠
عـــالی.... :)
amirpour_24
amirpour_24
٩٦/٠٧/٢٢
٠
٠
سپاس از نظرتون
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٦/٠٧/١٦
٠
٠
:)
amirpour_24
amirpour_24
٩٦/٠٧/٢٢
٠
٠
😅
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/١٧
٠
٠
نوشته هاتون همه تو همین سبکه :)) خعلی باحاله
amirpour_24
amirpour_24
٩٦/٠٧/٢٢
٠
٠
ممنون، بله توی کانال بیشتر می تونید بخونید
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
دشوار روزگاری است

اعجاز تنهایی

٩٦/٠٨/٣٠
تنها در خودم اشک می ریزم

یک فنجان فراموشی لطفا

٩٦/٠٨/٣٠
شعری سروده خودم

بغض آسمان

٩٦/٠٨/٣٠
تبلیغات