بی حوصله
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

نویسنده : حس معلق

خسته شدم بس کاغذ سیاه کردم و پاره کردم

سرم پر شده از کلمات ریز و درشت ولی توان اینکه جملات رو کنار هم بزارم و حس درونیم رو ابراز کنم ندارم

دلم گرفته، مثل هوای این روزهای شهرم

ابری و سنگین، اما بدون بارون

انگار دخترکی دعا کرده تا بارون نیاد

تا خیس نشه افکارش، می‌گفت موقع بارون می‌خوابم تا دلگیریش منو نگیره

دخترک اما ندیده زیبایی‌های بارون رو و چشم‌هایی که منتظرن برای قطره‌ای از اون

اون غنچه گلی که تشنه‌ست و نای باز شدن نداره یا بچه آهویی که کنار مادرش خوابیده و مادرش حتی شیر نداره!

13 روزه دستم با قلم غریبگی می‌کنه

کاغذ سفید هم دلشوره داره

میگه نکنه منم قربانی بی‌حوصلگی و سردرگمی این ذهن و دست و قلم بشم

تاوان اونارو من بدم و مچاله بشم

سطل آشغال جای من نیست

دوست ندارم بهم کاغذ باطله بگن

از چک نویس شدن متنفرم

دوست دارم افکار بزرگ روی من حک بشه جمله‌ای زیبا با خطی زیبا آراسته من بشه

اما باز هم من با بی‌رحمی، اون چه که کاغذ ازش فراری بود رو سرش میارم

همیشه همینجور بوده تاوان بی‌قراری‌های آدم رو تو باید بدی

مچاله بشی، له بشی، و اونوقت سطل آشغال تنها کسی هست که در آغوشش رو برات باز میکنه

منو ببخش کاغذ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
star_night947
star_night947
٩٦/٠٧/٠١
٠
٠
قشنننننگگگگگه خیییلییی:)
حس معلق
حس معلق
٩٦/٠٧/٠٤
٠
٠
ممنون لطف دارید
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/٠١
٠
٠
چرک نویس درست نیس؟؟؟/ :))
notareal
notareal
٩٦/٠٧/٠١
١
٠
بله. نگارنده٬ اندیشم٬ از فرم گفتار خودمانی (محاوره ای) یاری گرفته اند - آن نیز زیباست.
حس معلق
حس معلق
٩٦/٠٧/٠٤
٠
٠
یه قنادی رفتم گفتم شیرینی نارنجکی بده گفت اسمش نون خامه ایه نه نارنجی ؛ یه روز دیگر شیرینی فروشی دیگه ای رفتم گفتم نون خامه ای گفت به این شیرینی نارنجکی میگن !!! این (چک نویس یا چرک نویسم) هر کدومو نوشتم بهش ایراد گرفتن . چه کنم :( . بابت وقتی هم که گذاشتید ممنون
s_n
s_n
٩٦/٠٧/٠١
٠
٠
ی حالیه...ک نه واژه ها از سرت میریزه بیرون نه میتونی بنویسی!! دقیقا مث اسمونی ک بغض کرده ولی بارون نمیاد!!
حس معلق
حس معلق
٩٦/٠٧/٠٤
٠
٠
خیلی حس بدیه . ممنون خوندید و نظر دادید
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات