فستیوال گلی!
نمایشگاه حیرت انگیز گل در هلند

فستیوال گلی!

نویسنده : t.m

 نمایشگاه‌های گل و گیاه معمولا در همه جای دنیا برگزار می‌گردند. اما نمایشگاهی که در زاندرت هلند برگزار شده یکی از معدود نمایشگاه‌هایی است که ممکن است تا ابد در ذهن بینندگانش نقش ببندد. در این نمایشگاه به جای بازدید از محوطه‌های گل کاری شده کافی است بنشینید تا گل‌ها خودشان از جلو شما رژه بروند. در این رژه شگفت انگیز مجسمه‌های غول پیکر که همگی با گل تهیه شده‌اند و هر یک به شکلی تزئین شده‌اند شما را حیرت زده خواهند کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٢/٠١
٠
٠
خدایی خیلی زحمت کشیدن......ایولا
t.m
t.m
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
آره خداییش...
٩١/١٢/٠١
٠
٠
ادمین؟ چرا اینا رو صفه اصلی نیس خب؟ چرا ایا؟
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/٠١
٠
٠
واااای!خدای من!لال شدم!محشر بود.ممنون دوست خوبم:)))
t.m
t.m
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
خواهش عزیزم..
maryam
maryam
٩١/١٢/٠١
١
٠
وايييي عالي بود
t.m
t.m
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
فوق العاده س...ینی من دفه اول دیدیم، هویجور==> :| مونده بودم...
M.A.E.Y
M.A.E.Y
٩١/١٢/٠١
٠
٠
خیلی جالب بود مرسی
t.m
t.m
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
خوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآئیش...
parisa
parisa
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
چه جالب..............مرسی...............
bye
bye
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
واقعا قشنگ بودن ! معلومه خیلی خیلی زحمت کشیدن
t.m
t.m
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
ینی هنر دارنا...
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
(O_o)!تنکس!
t.m
t.m
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
یوُر وِلکآم....
bye
bye
٩١/١٢/٠٣
١
٠
کن یو اسپیک انگلیش ؟
f_bi3daa
f_bi3daa
٩١/١٢/٠٣
٠
٠
اووووپس!! معركه برا توصيفشون كمه :| دستشونو دستتون درد نكنه !! بسي كيف كرديم :))))
t.m
t.m
٩١/١٢/٠٣
٠
٠
:)
العبد
العبد
٩١/١٢/٠٣
٠
٠
واقعا خیلی قشنگ بود و باورنکردنی من هنوز تو کف اندازه ها و ایده هاشون هستم
t.m
t.m
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
هنر دارن دیگهـ...
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٠٤
٠
٠
یا خدا...مردم چه کارا بلدن!!!چی همه گل!:))))))/مرسی عالی بود.
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
به به چقـــــــــــــــــــــــــــــــــــدر زیبا!!!!!!
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات