موقت ماندگار
اندر مصائب اسباب کشی

موقت ماندگار

نویسنده : سمانه صالحی

خدا در این روزهای گرم نصیب‌تان نکند این مدل تنوع را. هلک و هلک به دوش کشیدنشان را، گم شدن وسایل‌ات را، از اسباب‌کشی حرف می‌زنم...

از عوض شدن خانه، از اینکه همین الان این مداد را از یک جایی گیر آورده‌ام که بهتر است نگویم...

راستش را بخواهید من نه از آن آدم‌های فرز و پر جنب و جوش هستم و نه از آن‌هایی که حرص می‌خورند کارشان را باید تا قبل از ظهر انجام دهند. نه، اصولا طبق نظریات روانشناسانه‌ی خودم آدم باید همه‌ی کارها را با جان و دل و با حوصله انجام دهد؛ بینش آواز بخواند؛ گاها آهنگ شاد پلی کند و همانطور که دارد وسایل را جمع می‌کند چرخی هم بزند. بعد در آن وسط‌ها هی برای خودش شربت آلبالو بیاورد؛ رژش را دوباره تجدید کند؛ موهایش را باز کند شانه‌ای بزند؛ کمی با خودش برقصد؛ گوشی‌اش را بردارد دو پی ام برای یارش بفرستد و یک سلفی‌طور من و دستمال گردگیری هم بگیرد. بعدش همانطور چرخ زنان غذایش را درست کند و گاها ناخنک بزند بدون آن که قاشقی روی دستش بخورد .

اصلا چه اشکالی دارد اگر چند روز طول بکشد؟ مگر قرارداد است که باید یک روزه همه‌ی کارها را انجام دهد؟

بهتر است این طور بگویم من کیفیت را بر سرعت ترجیح داده‌ام و چون بیشتر وقت‌ها حوصله‌ای سراغ من نیامده و من هم به این اصل خود پایبند بوده‌ام؛ لذا کارهایم دیرتر روی روال افتاده. مثل مادرم همان شب اول با یک دنیا خستگی روی مبل از حال نرفته‌ام  و به جایی نرسیده‌ام که دیگر توان یک چای ریختن برای خودم هم نداشته باشم آن هم فقط به خاطر اینکه یک شبه همه چیز ردیف شود .

از این‌ها که بگذریم؛ من آدم یکبارگی‌ها هستم، از این که یک بار به نیت فرصتی بهتر، الکی الکی کاری بکنم چندان خوشم نمی‌آید. نه اینکه بگویم چندان، بهتر است بگویم متنفرم. حالا شما بگذارید پای همان نداشتن حوصله، من می‌گذارم پای با ارزش بودن وقت .

دیروز در خانه‌ی جدیدمان داشتم همانطور با ظرافت خاصی روزنامه‌ها را باز می‌کردم و ظرف‌های دوران عهد قاجارمان را که نمی‌دانم کجایش این همه دعوا راه می‌اندازد را به قول مادرم با ناز بیرون می‌کشیدم که نکند کله‌ی فلان‌الدوله از گوشه‌ی ظرف بپرد. بین همان‌ها یک دست از آن عتیقه‌جات‌های دوران فلان الدین شاه که از مادربزرگ طی یک دعوای درست و حسابی از آخر به مادر رسیده بود ، دوباره بعد از سه سال به چشمم خورد . سه سال پیش بود دقیقا به خانه ی جدید رفته بودیم، قرار بود توی دکور چیده شود. نه که فکر کنید برای در آوردن چشم خاله‌ها، نه. صرفا برای دلخوشی خودمان.

مادر همانجا رو به همه گفت فعلا امشب همه‌ی خانه را مرتب کنیم؛ وسایل که جمع شد آن‌ها را سر فرصت می‌چینیم. فعلا موقت آن چینی‌های گل قرمز هم کارمان را راه می‌اندازد. از همسایه‌ی واحد رو به‌رویی که از وقتی آمدیم، چشمش از چشمی در کنار نمی‌رود پنهان نیست؛ از شما چه پنهان، موقت‌های مادرم کمی مدت‌شان زیاد است و ما سه سال تمام با همان گل قرمزی‌ها زندگی کردیم. قرار بود پارسال خانه تکانی عید، جای مبل‌ها را با تلویزیون عوض کنیم تا مثلا بزرگ‌ترین تحول دکوراسیون در خانه‌ی ما هم دیده شود و از این به بعد کمی بیشتر ذوق کنیم که وقتی روی مبل می‌نشینیم بدون تکان دادن کله‌ی مبارک ساعت را هم می‌بینیم. ولی چشم‌تان روز بد نبیند، به دلیل قول موقت مادر که فعلا همین‌جا باشد آخر سر همه را جا به‌جا می‌کنیم؛ ما از این قسمت هیجان‌انگیز زندگی هم عاجز ماندیم و همچنان مجبوریم کله را جغدگونه بچرخانیم.

شاید مادرم هیچ‌وقت هدفش از آن موقتی که می‌گفته، برای همیشه بودن نبوده ولی کارهای قبلش، تصور این که چه قدر دیگر کار مانده و کلا حجم زیاد خستگی همان مدل موقت را جلوی چشم آدم زیبا جلوه می‌دهد تا از همان راضی شود. همه‌ی ما یک جایی در یک زمانی یک کارمان را موقتا انجام داده‌ایم تا بعدا تکمیلش کنیم، تا بهترش را بعدا انجام دهیم. هیچ وقت یادم نمی‌آید چرک نویس‌هایی که در کلاس می‌نوشتم و به خودم قول می‌دادم که در خانه از سر فرصت وارد کرده باشم‌شان را، واقعا دوباره بنویسم و وارد کرده باشم. همان حرف اولم «کار باید یک بار با جان و دل و از روی حوصله انجام شود برای همیشه». 

اصلا «یوهان ون براون» اهل آلمان، از روانشناسان برتر جهان می‌گوید: موقت‌ها همیشه ماندگار مانده‌اند. دلتان را برای بعداهایی که اصلا به آن‌ها اعتمادی نیست خوش نکنید. زندگی می‌گذرد. نگذارید همه‌اش بر پایه‌ی بهترش می‌کنم، آماده‌اش می‌کنم و شاید عوضش می‌کنم باشد. کار را یک بار انجام دهید. زندگی می‌گذرد. نکند حسرت دلخوشی‌های کوچک زندگی با قول‌های بیهوده‌ی خودمان به دلمان بماند . «کارتان را همان اول برای همیشه یک بار ، یک بار و فقط یک بار انجام دهید.»

حالا این اصلا مهم نیست که «یوهان ون براون» اصلا وجود خارجی ندارد و آلمان تا به حال چنین شخصی به خود ندیده و این را من از خودم در آوردم، مهم این است شما به این اصل عمل کنید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٦/٠١
١
٠
:) خسته ی اسباب کشی نباشی پاراگراف آخر عالی بود خخخخ ممنون سمانه بانو موفقیات :)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٠٢
٠
٠
قربونت عزیزم ممنون💕💕 . مرسی ک خوندی:))
star_night947
star_night947
٩٦/٠٦/٠١
١
٠
من کیفیت را بر سرعت ترجیح داده امヅ. (^_^) زیباست
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٠٢
٠
٠
خیلی ممنون لطف دارین😊😉
aryan_son
aryan_son
٩٦/٠٦/٠١
١
٠
زندگی می‌گذرد ... کاش واقعا به یقین برسیم 😊 ممنون بابت جمله قشنگ آقای یوهان😂😂
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٠٢
٠
٠
خواهش میکنم قابلی نداش😂😂
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٠٢
٠
٠
راستی ممنون که خوندین😁😁
afsan
afsan
٩٦/٠٦/٠٢
٢
٠
امان از اسباب کشی! کلا اسمش میاد تنم میلرزه!
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٠٢
٠
٠
امان :(( اره کلا چیز بیخودیه . مرسی عزیزم که خوندی💕💕
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٦/٠٢
١
٠
بنده یکی از پیشتازان عرصه ی اسباب کشی هستم طی شش سال نه بار اسباب کشی کردم ، زیبا بود کاملا درکتون می کنم
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٠٣
٠
٠
یااااااا خدااااااااا😳😳😳😳 . من دیگه حرفی ندارم :||| 9 بار ؟؟؟؟ اگر به من بوده که تا چیدن وسایل یه خونه تموم میشده احتمالا باید دوباره جمع میکردم :||| و یا حتی میگفتم ارزش چیدن نداره دیگه😁😁
s_n
s_n
٩٦/٠٦/٠٢
١
٠
عالی بود مخصوصا طنازی های وسطش:دی منم همیشه اتاقمو همینجوری جمع میکنم-سلاانههه سلاانههه..وسطش اهنگ میذارم باخودم خوشم...و از این قبیل-ینی کاملااا درک کردم اون تیکه رو عا..
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٠٣
٠
٠
فدات عزیزم💕 لطف داری . منم دقیقا همینجوریم ینی آهنگ میذارم و خییییلی اروم اروم .... اونقدر که دیگه میبینم اصن ارزش نداره مرتب کردن چارتا وسیله و گوش دادن به اهنگ مهم تره 😁😁 و اینطور بود که من هیچوقت نتونستم جایی رو مرتب کنم😂😂 . اصن چرا باید چیزی رو که بعدا نیاز داری دوباره بذاری سر جاش؟؟؟
b_noori
b_noori
٩٦/٠٦/٠٢
١
٠
به نکته ی بسیار ظریفی اشاره کردی، واقعا برای من که همین بوده؛ از وقتی اومدیم خونه جدید پرده آشپزخونه رو موقت زدم و گفتم سر فرصت مرتبش میکنم، اگه خدا بخواد 1 ماه دیگه اسباب کشی میکنیم میریم از اینجا!! دیگه ارزش مرتب کردن نداره! داره به نظر شما؟ :)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٠٣
٠
٠
به سلامتی😁😁 . از من بپرسی میگم خونه ی جدیدم موقت بزن بره پی کارش . والااااا😁 . نه بابا هیچی ارزش خیلی وقت گذاشتن نداره. ما خودمونم موقت داریم زندگی میکنیم :))
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠٦/٠٧
١
٠
خیلی هم عالی
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٠٨
٠
٠
فدات :)) ممنون
شکوفه
شکوفه
٩٦/٠٦/٠٧
١
٠
ماهم داریم جمع میکنیم هفته دیگه اسباب کشی کنیم من که خوشحالم تنوع بزرگیه بعدازهشت سال☺☺☺☻
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٠٨
٠
٠
به سلامتی انشالله :)) / اره منم خییلی از تنوع خوشم میاد . کلا دوست ندارم چند سال تو یه خونه باشیم... موفق باشی عزیزم :)) مرسی که خوندی
شکوفه
شکوفه
٩٦/٠٦/٠٨
٠
٠
قربونت سمانه جون☺☺☺
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/١٠
٠
٠
😉😘
حس معلق
حس معلق
٩٦/٠٦/١٩
١
٠
اسباب کشی واسه تنوع خوبه اونم اگه این تنوع هرسال باشه تو یه خونه بیشتر از یه سال دووم نمیارم! کل وسایلم پوکیده هنوز ول کن نیستم!!! خدایا خودت شفا بده :)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/٠٧
١
٠
الهی آمین😂😂... آره منم خودم از اسباب کشی خوشم میاد ولی سخته دیگه...به من باشه که دوس دارم همش بریم یه جای جدید..نمیدونم چجوری بعضیا میگن سی سال یه جا زندگی کردن :/
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
دشوار روزگاری است

اعجاز تنهایی

٩٦/٠٨/٣٠
شعری سروده خودم

بغض آسمان

٩٦/٠٨/٣٠
تنها در خودم اشک می ریزم

یک فنجان فراموشی لطفا

٩٦/٠٨/٣٠
تبلیغات