تاوان دلتنگی
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

نویسنده : H_etebari

دوست داشتم امروز از پشت این میز لعنتی در طبقه چندم یک ساختمان بلند که دارد لابه‌لای انبوه ماشین و دود و سروصدا جان می‌کند بلند می‌شدم، یک جعبه شیرینی می‌گرفتم می‌رفتم بهشت رضا، سنگ قبر مامان را برمی‌داشتم، بیدارش می‌کردم. ماشینی را که همیشه دوست داشت بخرم را نشانش می‌دادم. از دیدن ذوق کردنش‌، ذوق می‌کردم .

بعد باهم می‌رفتیم بابا را از گوشه ی خانه ی متروک بر می‌داشتیم و می‌رفتیم سمت دریا. شب وقتی که مامان بابا داشتند لب دریا، کنار آتش حرف می‌زدند ، من کمی آنطرف‌تر تلفن همراه را برمی‌داشتم. به او زنگ می‌زدم . او هم می‌بود و جوابم را می‌داد، تصویرش را توی ماه نگاه می‌کردم و برایش شعر می‌خواندم.

مامان از دور نگاهم می‌کرد که دارم فریاد می‌کشم، دوستش دارم .

فریاد می‌کشم و با مشت شیشه‌ی میز را خرد می‌کنم .

فریاد می‌کشم و قاب عکس مامان را بغل می‌گیرم.

فریاد می‌کشم و زخم‌های تو دوباره سرباز می‌کنند.

این تاوان دلتنگی‌ست.

 

* تو دلت چی می‌خواد؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
از روزهای 18 سالگی

قانونی شدن عجب صفایی داشته!

٩٦/٠٨/٢٢
برای مردم داغدیده

شهر تو و شانه های من

٩٦/٠٨/٢٢
شعری سروده خودم

مهم نیست، فراموشش کن

٩٦/٠٨/٢١
و عشق یعنی...

انتظار را نمی کشم، زندگی می کنم

٩٦/٠٨/٢٠
به طور متوسط، هر کاربر ایرانی در 18 کانال عضو است

چرا سرانه رو می ریزی تو تلگرام؟

٩٦/٠٨/٢٢
در میان این هیاهو

آسمان شهرمان

٩٦/٠٨/٢٠
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
ماوقع یومیه میرآخور

قطار بازی

٩٦/٠٨/٢١
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
شعری سروده خودم

سوز دل

٩٦/٠٨/٢٠
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
تبلیغات