رستگاری چستر
در پی خودکشی خواننده راک

رستگاری چستر

نویسنده : k_koolak

اهل اهنگ گوش دادن نبودم. اولین بار  breaking the habitرو در وبلاگی شنیدم، عجیب بود. هنوز خوب انگلیسی متوجه نمی‌شدم ولی مسخ صدای خواننده شده بودم.

امتحانات نهایی بود. عربی از همه سخت‌تر بود و کلی اعتراض کردیم. شب قبلش یک سی دی و کاورش رو برای دوستم آماده کرده بودم، بعد امتحان حالش خوب نبود اما اندکی با هدیه من خوشحال شد.

سال کنکور مدام آهنگ‌ها رو با صدای بلند گوش می‌دادم. توی راه کتاب خونه به خونه وقتی خیلی خسته و ناراحت بودم.

یادمه یک دفعه حس کردم کسی دنبالم صدای آهنگ رو تو گوشم بیشتر کردم و بلند بلند می‌خوندم I won’t trust myself on you و فکر می‌کنم طرف فرار کرد.

خب آهنگ‌هاش جوری بود که انگار دقیقا از ته دل من می‌خوند اما هیچ‌وقت ناامید کننده نبود بیشتر شبیه واگویه بود. بعد سال‌ها که دیگه شور نوجوانی نداشتم گاهی فقط گوش می‌دادم تا صدای چستر رو بشنوم صدای به شدت خاص و تا عمق وجود رسوخ کننده. آروم می‌شدم. همیشه می‌گفتم خدایا چرا خواننده راک شده چی می‌شد این صدا جای دیگه‌ای بود؟

آهنگ‌های قدیمی حسی از ناامید آخر که به خودکشی می‌رسه نداشت اما با خودم فکر می‌کردم یا چستر به راه راست میاد یا خودکشی می‌کنه. منظورم از راه راست نمی‌دونم دقیقا چیه شاید راه نجات.‌ از نظر من یا نجات پیدا می‌کرد یا خودش رو از بین می‌برد.

رستگاری چستر می‌تونست در جای دیگه‌ای باشه در راه راست اما نشد. خدایا نگذار خوش صداها خواننده راک بشوند!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٦/٠٦/٠٣
١
١
علت خودکشی چستر عدم پیگیری شکایت او در خصوص سوءاستفاده جنسی (چون طرف رئیس پلیس بوده) که از سن 12تا 17سالگی داشته و افسردگی گرفته
k_koolak
k_koolak
٩٦/٠٦/٠٦
٠
٠
چی بگم... من دیگه دوست ندارم اهنگ هاشو گوش بدم
مه غلیظ
مه غلیظ
٩٦/٠٦/٠٥
٠
٠
خدایا نگذار خوش صداها خواننده راک بشوند! این قشنگ بود!خدا صداشو بیامرزه!ههه
k_koolak
k_koolak
٩٦/٠٦/٠٦
٠
٠
امین
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠