در سرم...در سرمـ ...در سر...
شعری سروده خودم

در سرم...در سرمـ ...در سر...

نویسنده : s_n

در سرم واژه‌های مشکوکی است

رنگ آرامشی غلیط؛ شاید ترس

واژه‌های پریده رنگی که

می‌دهند انگار، طعم گس

در سرم بیت‌های یک شعر است

بیت‌هایی مریض و سرگردان

وزن نامشخص و سردی:

فاعلاتن... مفاعلن... فعلات...

در سرم پرسه می‌زند واژه

قلمم تر نمی‌کند لب را

بغض می کند قلم... من... شعر

واژه‌ها گیر می‌کند اینجا

می‌نویسم... نه آنچه می‌خواهم

می‌نویسم که کم شود واژه

می‌نویسم که دست بردارند

از سرم فکرهای بیگانه...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٥/٣١
٠
٠
خیلی قشنگـــه :)
s_n
s_n
٩٦/٠٦/٠٢
٠
٠
مچکرم
fatemeh_noei
fatemeh_noei
٩٦/٠٥/٣١
٠
٠
بنویسس .. بنویس که فوق العاده مینویسی
s_n
s_n
٩٦/٠٦/٠٢
٠
٠
^-^ بسی لطف داری
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٠١
٠
٠
می‌نویسم... نه آنچه می‌خواهم ، می‌نویسم که کم شود واژه، می‌نویسم که دست بردارند ، از سرم فکرهای بیگانه........ چه قشنگ بود
s_n
s_n
٩٦/٠٦/٠٢
٠
٠
ممنون ک وقت گذاشتی و خوندی:)
aryan_son
aryan_son
٩٦/٠٦/٠١
٠
٠
می‌نویسم که کم شود واژه می‌نویسم که دست بردارند از سرم فکرهای بیگانه... خیلی دوست داشتم اینجا شو :) قلمتون مانا
s_n
s_n
٩٦/٠٦/٠٢
٠
٠
متشکرم لطف دارید
faezeh76
faezeh76
٩٦/٠٦/٠٢
٠
٠
آفرين :)
s_n
s_n
٩٦/٠٦/٠٢
٠
٠
تچکر:))
پربازدیدتریـــن ها