بفهم
دیوان خنده های تو

بفهم

نویسنده : heydaretebari

هیچوقت دوربین عکاسی نداشتم 

که به بهانه‌ی گرفتن عکس بیرون ببینمت 

یا گاهی از خنده‌هایت عکس‌های یواشکی بگیریم و

گاهی لابه‌لای حرف‌های جدی که می‌زنیم 

یهو یکی از همان یواشکی‌ها را برایت بفرستم تا "بفهمی"

یا مثلا لابه‌لای کارهایی که چاپ می‌کنم

همان لبخندی که روزی هزار بار میبینم را

اشتباه چاپ کنم و به خودت هدیه بدهم تا "بفهمی"

من فقط یک خودکار داشتم 

من فقط تورا نوشتم 

نوشتم که دیده نشد 

که خوانده نشد 

نوشتم، آنقدر که خواندَنت حالا 

یک عمر طول می‌کشد

این سینه دیوانِ خنده‌های توست 

همان که هیچوقت نمی‌خوانی.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٥/٢١
٠
١
گاهی فکر می کنم کاش منم همچین کسی رو داشتم که میتونستم به اندازه چیزایی که توی متن ها هست دوسش می داشتم، می شد من لبخند بزنم و اون اخم کنه ولی لبخندم نماسه رو صورتم. می شد بهش بگم دوسش دارم و اون بدرفتاری کنه ولی بازم دوسش داشته باشم و بهش بگم! شاید بخاطر اینکه همیشه موندم تو اینکه کسی رو اینقدر دوس داشته باشم قشنگتره یا کسی اینقدر دوسم داشته باشه! :)
s_n
s_n
٩٦/٠٥/٢١
٠
٠
هر دو:) یبار به یکی گفتم:فک میکنم واقعا توقع زیادی نیس که از یکی بخوام اینقدر زیاد -همونطور ک شاعرا میگن-دوسم داشته باشه؟؟واقعا میشه ی نفر رو انقدر زیاد دوس داشت؟ جواب داد: آدما لیاقتشو دارن...!
H_etebari
H_etebari
٩٦/٠٥/٢٢
١
٠
در هر صورت اگر یکطرفه باشه ، بده . در کل دوست داشتن تاوان داره ، درد داره . اگر پایَش هستین بسم الله
s_n
s_n
٩٦/٠٥/٢١
٠
٠
چقدر خوب بود:))
H_etebari
H_etebari
٩٦/٠٥/٢٢
٠
٠
* ممنون *
aryan_son
aryan_son
٩٦/٠٥/٢١
٠
٠
زیبا :))))
H_etebari
H_etebari
٩٦/٠٥/٢٢
٠
٠
:سپاس:
خاتون گیس گلابتون :)
خاتون گیس گلابتون :)
٩٦/٠٥/٢١
٠
٠
:) ...
H_etebari
H_etebari
٩٦/٠٥/٢٢
٠
٠
😊
m.babaee
m.babaee
٩٦/٠٥/٢١
٠
٠
خیلی زیبا بود.
H_etebari
H_etebari
٩٦/٠٥/٢٢
٠
٠
«سپاس»
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٥/٢٢
٠
٠
خوشم اومـــد :) منم دوربین میخوامممممممممم ...
H_etebari
H_etebari
٩٦/٠٥/٢٢
٠
٠
🙏🙏
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
آماده تر از همیشه

کار دل دلدادگی و کار او دل کندن است

٩٧/٠٣/٠٣
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
عاشقی بی‌همتاترین حس زندگی‌ست

سر مشق عشق

٩٧/٠٣/٠١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

عشق شاید که بشکند من را...

٩٧/٠٣/٠٢
اصلا مهم نیست چه زمانی برگردی

جمله ات را تمام نکن! برو...

٩٧/٠٣/٠١
در حسرت خرید دوربین

آرزو یا افسانه

٩٧/٠٣/٠٣
آغاز مکتب نمادگرایی جادویی

کتاب پایان نامه؛ جادوی قرن بیست و یکم

٩٧/٠٣/٠٣