بوسه های نگفته
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

نویسنده : s_n

توی فنجون قهوه‌ام حتی

توی فالی که نقش دستم بود

نقش یک مرد بودش که

باد موی لختشو می‌برد

تو از اول برای من بودی

توی تقدیر و فال و فنجونم

خواب می‌دیدمت تو رو هر شب

ابن سیرین اسیر بخت من

سرتو بذار رو پاهام

مرد بودنت رو رخ کش کن

اختیار رو از کف دستام

ببر لای موت اسیرش کن!

تو سرآغاز زندگی بودی

این من از تو زندگی داره

تب که داری هوای این خونه

بندرِ همیشه طوفان

تو مکمل منی آقا

"من" و "تو" کنار هم خوبه

باش تا دلش نگیره "ما"

با "تو" این شهر شد خونه

بوسه‌های نگفته خیلی هست

باقی شعر دست این لبها

قصه‌های نگفته خیلی هست

زودتر خوب شو جانا! 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
do_chaar
do_chaar
٩٦/٠٥/٢٣
٠
٠
لایک :)
f.farzad
f.farzad
٩٦/٠٥/٢٣
٠
٠
-_-
s_n
s_n
٩٦/٠٥/٢٨
٠
٠
ممنون
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٦/٠٥/٢٣
١
٠
عارضم که رو خیلی از بیتا کلی عقب جلو کردم تا جور شه، جای علائم نگارشی به شدت خالیه! و اینکه موفق باشید :)
s_n
s_n
٩٦/٠٥/٢٨
٠
٠
درسته..عذرخواهی میکنم:) ان شاالله نوشته های بعدی... و سپاس از وقتی ک گذاشتید!
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٥/٢٣
٠
٠
درون مایه ی خوبی داره :)) تشکرات :)
s_n
s_n
٩٦/٠٥/٢٨
٠
٠
تشکرات از شما بانو:دی
f_rezaee
f_rezaee
٩٦/٠٥/٢٥
٠
٠
تو مکمل منی آقا:) عالیییی بود. موفق باشید
s_n
s_n
٩٦/٠٥/٢٨
٠
٠
ممنون لطف داری:) شماهم...
aryan_son
aryan_son
٩٦/٠٥/٣٠
٠
٠
عالی :)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠