امتحان کردن هنر نمی باشد
بیایید به هم اعتماد کنیم

امتحان کردن هنر نمی باشد

نویسنده : سمانه صالحی

من امتحان کردن را هیچ‌وقت دوست نداشتم. این که یک فضای همه جوره تمام را برای یکی مهیا کنی تا اراده‌اش، ایمانش و یا هر چیز دیگری را محک بزنی. کم‌تر پیش آمده طرف ابراهیم‌وار از امتحان بیرون بیاید‌. من که می‌گویم فقط همان یک بار بوده و بس، که آن هم خدا خودش می‌دانسته که را دارد امتحان می‌کند. می‌دانسته چه می‌کند. مثل ما نبوده که بخواهد مچ بگیرد که بعدش بگوید دیدی گفتم همین‌طور است. باور کنید مطمئن بوده از پیامبرش. وگرنه ما اگر کمی به هم اطمینان داشتیم؛ اگر همسران ما به هم اعتماد داشتند، اگر یک زن از مردش اطمینان داشت، هیچ‌وقت برای امتحان کردن با یک هویت دیگر خودش را به مردش نزدیک نمی‌کرد. اگر یک مرد آن قدر به زنش مطمئن بود، هیچ وقت برای امتحان کردن دوست داشتنش برای امتحان کردن غیرت زنش یا بهتر است بگویم برای بر هم زدن احساسات همسرش تعریف از زن دیگری نمی‌کرد. اگر به فرزندان اعتماد داشتند، یک پسر هیچ وقت، خانه‌ی رفیقش صدای بازجویانه‌ی مادرش را از تلفن خانه‌ی آن‌ها نمی‌شنید. اگر همه به هم اعتماد داشتند، همه به دوست داشتن‌شان اطمینان داشتند، هیچ وقت هیچ کس از ترس دیگری کاری نمی‌کرد و همه بدون امتحان، بدون کنکور، طبق سوابق طولانی زندگی در کنار هم برای هم قبول می‌شدیم. 

آدمیزاد است دیگر! گاها کج می‌رود، خطا می‌کند، حال بیاییم و همان یک‌بار هم امتحانش کنیم که نمی‌شود . اصلا بی‌اعتماد می‌کند آدم‌ها را... من یادم نمی‌آید دیگر هیچ‌وقت آن قدر زود حرف‌ها را باور کرده باشم وآن قدر سریع سورپرایزها را با یک واااو استقبال کرده باشم. از آن دفعه من همیشه ترسیده‌ام؛ که این بار هم یک امتحان است. زود نباید کوتاه بیایم، زود واکنش نشان ندهم و زود منحنی لب‌هایم به نشانه‌ی ذوق‌زدگی باز نشود. جدی و خشک یک طرف لب‌هایم را کمی بالا کشانده‌ام و گفتم قشنگ بود؛ اما من نمی‌توانم قبول کنم هر وقت همه چیز خوب پیش می‌رود، همه چیز درست باشد، این‌ها از نظر من علائم مورد امتحان واقع شدن است. 

و عجیب سخت است بین آن همه بخواهی بگویی نه یا دست از پا خطا نکنی که مبادا اشتباهی رفته باشی. که بعد دیگران از آن طرف قند در دل‌شان آب شود و دست‌هایشان را به هم بکوبند که این همانی‌ست که می‌شود رویش حساب باز کرد. این همان عزیزی‌ست که خودم بهش اعتماد داشتم. باور کنید سخت است... انسان است؛ تا بیاید هیجاناتش را کنترل کند غرق امتحانات غیر استاندار شما می‌شود و تصورات می‌شود آنچه که نباید. بیایید امتحان نکنیم... و اگر یک جایی یک نفر را بر حسب فطرت انسان بودنمان امتحانش کردیم‌، همه‌ی آدم بودنش را، کل اخلاقیاتش را و در کل اراده‌اش را بر حسب یک امتحان نسنجید. 

انسان است؛ با یک بار امتحان کردنش اعتمادش به همه دود می‌شود و به هوا می‌رود. باور کنید امتحان نهایی هم با آن همه برو و بیایش یک فرجه‌ی دیگر دارد، ترمیم معدل دارد، یک فرصت دیگر دارد... به آدم‌های زندگیتان فرصت بدهید. باورشان کنید. با یک امتحان که بسنجیدشان دلخور می‌شوند ، می‌شکنند‌، بعد درس‌شان را با یکی دیگر بر می‌دارند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
aryan_son
aryan_son
٩٦/٠٥/١٨
١
٠
جالب بود😀 👌
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٠١
٠
٠
خیلی مچکر 😊😊😊
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات